جواب ) :
http://aftab.ir/discussion/topic.php?id=1506
لینک مسابقه) :
--------------------------------------------------------------------------------
جواب در ادامه مطلب ....
ادامه مطلب
سوال) : چرا حضرت علی علیه السلام نام پسرخود را «عثمان» نهاد؟
جواب در ادامه مطلب ....
ادامه مطلب
با تشکر از همکار گرامی فردین
سوال) : با توجه به آیه 28 و 29 سوره کهف: «واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغدوةِ والعَشّی یریدون وَجهه و لا تَعدُ عیناک عنهم ترید زینة الحیوة الدُّنیا و لا تُطع مَن اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتّبع هویه و کان امره فُرطاً» توضیح دهید چرا خداوند متعال، به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و مؤمنان را دستور همراهی و شکیبایی با گروهی ممتاز و نهی از پیروی و اطاعت از گروهی خاص کرده است؟
جواب در ادامه مطلب ....
ادامه مطلب
جواب در ادامه مطلب
ادامه مطلب
با تشکر از همکار گرامی ورتون
سوال) : در زیارت شریف عاشورا «رزق انسان» شامل چه مواردی می گردد؟
جواب در ادامه مطلب ....
ادامه مطلب
جواب در ادامه مطلب ....
ادامه مطلب
جواب سؤال آدینه تبیان پنجشنبه 19دی ماه 87
سؤال) : با توجه به دعای اول صحیفه سجادیه، علت امر و نهی خداوند به انسان ها چیست؟
جواب در ادامه مطلب ....
ادامه مطلب
سؤال) : با استناد به کدام آیه از قرآن می توان ثابت کرد که بهشت و جهنم هم اکنون وجود خارجی دارند؟
جواب در ادامه مطلب ......
ادامه مطلب
سؤال) : کنیه ی اباصالح به چه دلیلی به امام زمان نسبت داده می شود؟
جواب در ادامه مطلب ......ادامه مطلب
سؤال) : با توجه به حدیث امام صادق علیه السلام «طوبی لمن تمسّک بأمرنا فی غیبة قائمنا، فلَم یَزَغ قلبه بعد الهدایة"». «خوشا به حال کسی که در غیبت قائم ما مُتمسک به امر ما شده و قلب او بعد از هدایت منحرف نشود» وظیفه و تکلیف مؤمنان در عصر غیبت چیست؟
جواب در ادامه مطلب ......
ادامه مطلب
سؤال) : آیا بزرگان شیعه (امامیه) بعد از وفات امام حسن عسگری علیه السلام بر ولادت امام زمان(عج) اتفاق نظر داشتند؟
جواب در ادامه مطلب ......
ادامه مطلب
با تشکر از دوست و همکار گرامی فردین و مرتضی محسن پور
سؤال) : امتیاز عصر غیبت صغرا بر غیبت کبرا چیست؟
جواب در ادامه مطلب ......
ادامه مطلب
سؤال) : نظر مورخان و علمای شیعه در مورد تاریخ ولادت حضرت مهدی(عج) چیست؟
جواب در ادامه مطلب ......
ادامه مطلب
با تشکر از دوست و همکار گرامی فردین
سؤال) : براساس روایتی از امام جعفر صادق علیه السلام خواندن دعای عهد امام زمان(عج) چه مزایایی دارد؟.
جواب) : از حضرت امام صادق علیه السلام روایت شده است كه هر كس چهل روز صبح، این عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدا او را از قبر بیرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد و حقّ تعالى به ازای هر كلمه، هزار حسنه او را كرامت فرماید و هزار گناه از او محو كند.
و آن عهد این است ..... ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
سؤال) : در سوره ی بقره می خوانیم: «و علّم آدم الاسماء کلّها» اسمائی که خداوند به آدم علیه السلام آموخت چه بود؟ آیا معرفی و نام چیزهای مختلف بود؟ برای یافتن پاسخ به مطالب بخش دین و اندیشه، مجموعه «شناخت نامه قرآن» مراجعه کنید.
جواب در ادامه مطلب ....
ادامه مطلب
با تشکر از دوست و همکار گرامی سعید انیسی
سؤال) : کسی که به واسطه بیماری نتوانسته روزه های ماه رمضان را بگیرد، اگر چند سال قضای آن را به تاخیر بیندازد تکلیف چیست؟
جواب) : اگر بیمارى او در میان سال خوب شد، باید روزهها را قضا كند و اگر به سالهاى بعد انداخت، علاوه بر قضاى روزه، باید براى هر روز یك مد طعام (معدل 750 گرم گندم) به فقیر بدهد اما اگر بیمارى او تا سال بعد ادامه یافت - به طورى كه نمىتواند قضا كند - فقط باید براى هر روز یك مد طعام به فقیر بدهد.
منبع ): www.king-o-prince.blogfa.com
لينك مسابقه ) : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: در موضوع رؤیت هلال ماه، راههای شرعی برای اثبات ماه قمری جدید چه می باشد؟
جواب:
اول ماه به پنج چیز ثابت مىشود:
اول: آنکه خود انسان ماه را ببیند.
دوم: عدهاى که از گفته آنان یقین پیدا مىشود بگویند ماه را دیدهایم و همچنین است هر چیزى که به واسطه آن یقین پیدا شود.
سوم: دو مرد عادل بگویند که ماه را دیدهایم، ولى اگر صفات ماه را بر خلاف یکدیگر بگویند یا شهادتشان خلاف واقع باشد، اول ماه ثابت نمىشود.
چهارم: سى روز از اول ماه شعبان بگذرد که بواسطه آن اول ماه رمضان ثابت مىشود.
پنجم: حاکم شرع حکم کند که اول ماه است.
#اگر حاکم شرع حکم کند که اول ماه است، کسى هم که تقلید او را نمىکند،باید به حکم او عمل نماید.
منبع : http://tebyan.net/index.aspx?pid=72900&KEYWORD=+%22%db%8c%d9%88%d9%85+%d8%a7%d9%84%d8%b4%da%a9%22
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: روزی را که نمی دانم اول ماه رمضان است یا آخر شعبان، آیا گرفتن روزه واجب است؟
جواب: خیر، گرفتن روزه آن روز واجب نیست؛ ولى اگر بخواهید روزه بگیرید، نمىتوانید به نیت ماه رمضان بگیرید؛ بلكه باید به نیت مثلا روزه مستحبی ماه شعبان یا روزه قضا (اگر روزه قضا دارید) روزه بگیرید و چنانچه بعد معلوم شود، ماه رمضان بوده، از رمضان محسوب مىشود و اگر در بین روز بفهمید، باید فورى نیت خود را به روزه ماه رمضان برگردانید.
منبع : http://tebyan.net/index.aspx?pid=72900&KEYWORD=+%22%db%8c%d9%88%d9%85+%d8%a7%d9%84%d8%b4%da%a9%22
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: روزی را که نمی دانم اول ماه رمضان است یا آخر شعبان، آیا گرفتن روزه واجب است؟
جواب: خیر، گرفتن روزه آن روز واجب نیست؛ ولى اگر بخواهید روزه بگیرید، نمىتوانید به نیت ماه رمضان بگیرید؛ بلكه باید به نیت مثلا روزه مستحبی ماه شعبان یا روزه قضا (اگر روزه قضا دارید) روزه بگیرید و چنانچه بعد معلوم شود، ماه رمضان بوده، از رمضان محسوب مىشود و اگر در بین روز بفهمید، باید فورى نیت خود را به روزه ماه رمضان برگردانید.
منبع : http://tebyan.net/index.aspx?pid=72900&KEYWORD=+%22%db%8c%d9%88%d9%85+%d8%a7%d9%84%d8%b4%da%a9%22
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشكر از دوست و همكار گرامي فردین
سؤال: معنی این فراز از دعای ندبه چیست؟ این المنتظر لاقامة الأمت والعوج
جواب:« اين المنتظر لإقامة الامت والعوج» يعني کجا است آنکه همه امت در انتظار او براي راست کردن سستيها و کجيها هستند..
منبع : http://mosafer-.blogfa.com/post-10.aspx
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشكر از دوست و همكار گرامي فردین
سؤال: معنی این فراز از دعای ندبه چیست؟ این المنتظر لاقامة الأمت والعوج
جواب:« اين المنتظر لإقامة الامت والعوج» يعني کجا است آنکه همه امت در انتظار او براي راست کردن سستيها و کجيها هستند..
منبع : http://mosafer-.blogfa.com/post-10.aspx
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
تصحیح شده
با تشكر از دوست و همكار گرامي امير .ث
سؤال: توجه به زیارت امام زمان علیه السلام در روز جمعه چند سلام بر ایشان می کنیم؟ معنای هفتمین سلام بر امام عصر«عج» چیست؟
جواب: در زيارت روز جمعة، امام عصر(ع) سلام بر صاحبالزمان ـ ارواحنا فداه ـ با 10 عنوان آمده است، كه هر يك از آنها، بحثي مفصل دارد. هفتمین عنوان آن عناوين عبارت است از:
السلام عليك يا عين الحياة.
سلام بر تو اي چشمة حيات
آن حضرت(ع) چشمة حيات است. فهميدن چشمة حيات، متوقف بر شناخت اصل حيات است و آنكه اين چگونه حياتي است و منظور از چشمة آن چيست؟
فهم عبارات معصومين(ع) محتاج جستجوي موارد استعمال آن كلمات در آيات و روايات، و تعميق و تحقيق در معناي آنهاست.
امام زمان(ع)، چشمة حيات است... و درك كنه اين معنا از سطح ما بالاتر است. اين واژه در قرآن كريم نيز آمده است و خداي متعال آن را در شب معراج براي پيامبرش(ص) تبيين نموده است.
السَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللّهِ فى اَرْضِهِ
سلام بر تو اى حجت خدا در روى زمين
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللّهِ فى خَلْقِهِ
سلام بر تو اى ديده بان (يا ديده ) خدا در ميان خلق
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللّهِ الَّذى يَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنينَ
سلام بر تو اى نور خدا كه راه جويان بدان راهنمايى شوند و به وسيله او از كار مؤ منان گشايش شود
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخاَّئِفُ
سلام بر تو اى پاك پروريده ترسان (از دشمن)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ
سلام بر تو اى سرپرست خيرخواه
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ
سلام بر تو اى كشتى نجات
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَياةِ
سلام بر تو اى چشمه حيات
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللّهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ
سلام بر تو باد درود خدا بر تو و بر خاندان پاك و پاكيزه ات باد
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللّهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الاْمْرِ
سلام بر تو خدا شتاب كند در وعده يارى تو و پيروزى كارت
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ اَنَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُوليكَ وَ اُخْريكَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللّهِ تَعالى
سلام بر تو اى سرور من ، و من دوست تو و بيناى به آغاز و انجام كارت هستم و به سوى خداى تعالى
بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ وَ اَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى يَدَيْكَ وَ اَسْئَلُ
بوسيله تو و خاندانت تقرب جويم و منتظر ظهور تو و پيروزى حق بدست تو هستم و از خدا مى خواهم
اللّهَ اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ يَجْعَلَنى مِنَ الْمُنْتَظِرينَ
كه درود فرستد بر محمد و آل محمد و مرا در زمره منتظران
لَكَ وَالتّابِعينَ وَالنّاصِرينَ لَكَ عَلى اَعْداَّئِكَ وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ
و پيروان تو قرار دهد و در زمره ياوران تو در برابر دشمنانت و كسانى كه در پيش رويت در ميان
يَدَيْكَ فى جُمْلَةِ اَوْلِياَّئِكَ يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللّهِ
دوستانت شربت شهادت مى نوشند اى مولاى من اى صاحب الزمان درود خدا
عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيهِ
بر تو و بر خاندانت ، امروز روز جمعه است و آن روز تو است كه انتظار
ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلى يَدَيْكَ وَ قَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ
ظهور تو در آن روز و انتظار فرج مؤ منان بدست تو و كشتار كافران بوسيله شمشير تو
وَ اَنَا يا مَوْلاىَ فيهِ ضَيْفُكَ وَ جارُكَ وَ اَنْتَ يا مَوْلاىَ كَريمٌ مِنْ اَوْلادِ
در اين روز مى رود و من اى آقاى من در اين روز ميهمان تو و پناهنده ات هستم و تو اى سرور من بزرگوارى از فرزندان
الْكِرامِ وَ مَأمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَ الاِْجارَةِ فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى صَلَواتُ اللّهِ
بزرگواران هستى و به ميهمان نوازى و پناه دادن ماءمورى پس مرا بنواز و پناهم ده درود خدا
عَلَيْكَ وَ عَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ.
بر تو و بر خاندان طاهرينت باد.
منبع : http://mouood.org/content/view/5192/3/
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشكر از دوست و همكار گرامي امير .ث
سؤال: توجه به زیارت امام زمان علیه السلام در روز جمعه چند سلام بر ایشان می کنیم؟ معنای هفتمین سلام بر امام عصر«عج» چیست؟
جواب:
در زيارت روز جمعة، امام عصر(ع) سلام بر صاحبالزمان ـ ارواحنا فداه ـ با هفت عنوان آمده است، كه هر يك از آنها، بحثي مفصل دارد. آخرين آن عناوين عبارت است از:
السلام عليك يا عين الحياة.
سلام بر تو اي چشمة حيات
آن حضرت(ع) چشمة حيات است. فهميدن چشمة حيات، متوقف بر شناخت اصل حيات است و آنكه اين چگونه حياتي است و منظور از چشمة آن چيست؟
فهم عبارات معصومين(ع) محتاج جستجوي موارد استعمال آن كلمات در آيات و روايات، و تعميق و تحقيق در معناي آنهاست.
امام زمان(ع)، چشمة حيات است... و درك كنه اين معنا از سطح ما بالاتر است. اين واژه در قرآن كريم نيز آمده است و خداي متعال آن را در شب معراج براي پيامبرش(ص) تبيين نموده است.
منبع : http://mouood.org/content/view/5192/3/
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: در تفسیر مخزن العرفان در ضمن داستانی، روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله ذکر شده که چهار چیز غریب را معرفی نموده اند. آن موارد را بنویسید.
جواب:
1- مسجدي كه ميان طايفهاي باشد كه در آنجا نماز نخوانند .
2- قرآني كه در خانهاي باشد و خوانده نشود .
3- عالمي كه در ميان جماعتي باشد و مردم دنبال او نروند و اخذ مسائل از وي ننمايند.
4- اسيري مسلمان كه در ميان كفار باشد.
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشكر از دوست و همكار گرامي – سيد سجاد موسوي
سؤال: واقفیه چه گروهی هستند؟
جواب در ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
سؤال: با توجه به زیارت امام زمان (عج): "اللهم بلّغ مولای صاحب الزمان صلوات الله علیه" سه مرحله ذکر شده برای بیعت با ایشان را توضیح دهید.
جواب: یكی از زیارات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با این الفاظ آغاز میشود: "اللّهمَ بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَیه ..." كه سفارش شده هر روز صبح با این زیارت حضرت را یاد كنیم .
در فرازی از این زیارت میخوانیم: "اللّهمَ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فِی كُلِّ یَومٍ، عَهداً و عَقداً و بَیعَةً فی رَقَبَتی"؛ خدایا من باز تجدید میكنم عهد و عقد و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن جان من است.
در این فراز سه لفظ عهد، عقد و بیعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن میرسد كه هر سه لفظ یك معنا دارند. برای درك بهتر این مفاهیم، معانی آنها را مورد بررسی قرار میدهیم.
عهد: معنای لغوی عهد یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. پس در وهله اول باید امام و وظایفمان را نسبت به ایشان شناسایی كنیم و پیمان ببندیم.
عقد: معنای لغوی عقد استوار كردن پیمان و گره بستن آن است. یعنی پس از این كه مرحله عهد یعنی شناخت را طی نمودیم و پیمان بستیم باید نسبت به آن پیمان استوار باشیم و محكم گره بزنیم.
بیعت: معنای لغوی بیعت، پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت میباشد.
پس باید سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام برداریم:
عهد: پیمان اولیه (پس از شناخت و آگاهی)
عقد: محکم کردن این پیمان (انجام رفتارهای لازم و شایسته)
بیعت: پذیرش اطاعت و فرمانبرداری خالصانه (مرتبهی اخلاص و پیروی خالصانه)
منبع : http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/InAwaitingOfSavior/Articles/2008/6/19/68630.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: با توجه به زیارت امام زمان (عج): "اللهم بلّغ مولای صاحب الزمان صلوات الله علیه" سه مرحله ذکر شده برای بیعت با ایشان را توضیح دهید.
جواب: یكی از زیارات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با این الفاظ آغاز میشود: "اللّهمَ بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَیه ..." كه سفارش شده هر روز صبح با این زیارت حضرت را یاد كنیم .
در فرازی از این زیارت میخوانیم: "اللّهمَ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فِی كُلِّ یَومٍ، عَهداً و عَقداً و بَیعَةً فی رَقَبَتی"؛ خدایا من باز تجدید میكنم عهد و عقد و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن جان من است.
در این فراز سه لفظ عهد، عقد و بیعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن میرسد كه هر سه لفظ یك معنا دارند. برای درك بهتر این مفاهیم، معانی آنها را مورد بررسی قرار میدهیم.
عهد: معنای لغوی عهد یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. پس در وهله اول باید امام و وظایفمان را نسبت به ایشان شناسایی كنیم و پیمان ببندیم.
عقد: معنای لغوی عقد استوار كردن پیمان و گره بستن آن است. یعنی پس از این كه مرحله عهد یعنی شناخت را طی نمودیم و پیمان بستیم باید نسبت به آن پیمان استوار باشیم و محكم گره بزنیم.
بیعت: معنای لغوی بیعت، پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت میباشد.
پس باید سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام برداریم:
عهد: پیمان اولیه (پس از شناخت و آگاهی)
عقد: محکم کردن این پیمان (انجام رفتارهای لازم و شایسته)
بیعت: پذیرش اطاعت و فرمانبرداری خالصانه (مرتبهی اخلاص و پیروی خالصانه)
منبع : http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/InAwaitingOfSavior/Articles/2008/6/19/68630.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشکر از دوستان و همکار گرامی فردين و محمد
سؤال: آیا انسانها در قیامت قادر به سخن گفتن می باشند؟ شرح دهید.
جواب: ((امام علی ـ علیه السلام ـ در پاسخ فردی كه آیات قرآن را درباره سخن گفتن انسانها در قیامت تناقضآمیز پنداشته بود ـ چرا كه در برخی از آیات آمده است كه در روز قیامت به انسانها اجازه سخن گفتن داده نمیشود، و در آیات دیگر آمده است كه آنان با یكدیگر سخن میگویند ـ فرمود: «در قیامت مواقف مختلفی وجود دارد، و اختلاف آیات مزبور ناظر به موقفهای مختلف قیامت است.»))
در آیاتي چند از قرآن كريم، خداوند اشارهاى به مسئله قیامت و اجتماع همه مردم در آن دادگاه بزرگ نموده است :
«یَوْمَ یَأْتِ لا تَكلَّمُ نَفْسٌ إِلا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شقِىُّ وَ سعِیدٌ * فَأَمَّا الَّذِینَ شقُوا فَفِى النَّارِ لهَُمْ فِیهَا زَفِیرٌ وَ شهِیقٌ * خَالِدِینَ فِیهَا مَا دَامَتِ السمَوَات وَ الاَرْض إِلا مَا شاءَ رَبُّك إِنَّ رَبَّك فَعَّالٌ لِّمَا یُرِیدُ * وَ أَمَّا الَّذِینَ سعِدُوا فَفِى الجَْنَّةِ خَالِدِینَ فِیهَا مَا دَامَتِ السمَوات وَ الاَرْض إِلا مَا شاءَ رَبُّك عَطاءً غَیرَ مجْذُوذٍ .(هود/ 105 – 108)
آن روز كه(قیامت) فرا رسد هیچ كس جز به اجازه او سخن نمىگوید گروهى از آنها شقاوتمندند و گروهى سعادتمند (گروهى بدبختند و گروهى نیكبخت). اما آنها كه شقاوتمند شدند در آتشند، و براى آنها زفیر و شهیق (نالههاى طولانى دم و بازدم) است. جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمین بر پاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد كه پروردگارت هر چه را اراده كند انجام مىدهد. اما آنها كه سعادتمند شدند در بهشت جاودانه خواهند بود، مادام كه آسمانها و زمین بر پاست مگر آنچه پروردگارت بخواهد، بخششى است قطع نشدنى .
گاه چنین تصور مىشود که آیه اول دلیل بر سخن گفتن مردم در آن روز به اجازه پروردگار است؛ با آیاتى كه مطلقاً نفى تكلم مىكند منافات دارد، مانند آیه 65 سوره یس: " الْیَوْمَ نخْتِمُ عَلى أَفْوَهِهِمْ وَ تُكلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَ تَشهَدُ أَرْجُلُهُم بِمَا كانُوا یَكْسِبُونَ"؛ امروز بر دهان آنها مُهر مىنهیم و به جاى آن، دستهایشان سخن مىگویند، و پاهایشان گواهى مىدهند به كارهائى كه انجام دادهاند. و در آیه 35 سوره مرسلات مىخوانیم: "هَذَا یَوْمُ لا یَنطِقُونَ"؛ امروز روزى است كه آنها سخن نمىگویند.
به همین دلیل بعضى از مفسران بزرگ معتقدند كه اصولا در آن روز سخن گفتن مفهومى ندارد، چرا كه سخن گفتن وسیلهاى است كه ما به وسیله آن، درون اشخاص را مىفهمیم و اگر ما حسى داشتیم كه از افكار هر كس مىتوانستیم به وسیله آن آگاه شویم هیچگاه نیازى به تكلم نبود، بنابراین در قیامت كه كشف اسرار مىشود و همه چیز ظهور مىیاید اصولا تكلم معنى ندارد.
به بیانى دیگر، سراى آخرت سراى پاداش است، نه دار عمل، و به همین دلیل در آنجا خبرى از اختیار انسانى و سخن گفتن به میل و اراده خویش نیست، بلكه در آنجا تنها انسان است و اعمالش و آنچه به آن مربوط است. بنابراین اگر سخن هم بگوید همچون سخنان دنیا كه از اختیار و اراده، براى كشف اسرار درون سرچشمه مىگیرد نیست، و هر چه بگوید یك نوع انعكاس و بازتاب از اعمال اوست اعمالى كه در آنجا ظاهر و آشكار است .
بنابراین سخن گفتن در آن روز همانند تكلم در دنیا نیست كه انسان بتواند به میل خود راست بگوید یا دروغ .
بهر حال آن روز، روز كشف حقائق اشیاء و بازگشت غیب به شهود است و شباهتى با این جهان ندارد.
ولى این برداشت از آیه فوق با ظاهر آیات دیگر قرآن چندان سازگار نیست چرا كه قرآن گفتگوهاى زیادى از مؤمنان و مجرمان، پیشوایان و جبّاران و پیروان آنها، همچنین شیطان و فریبخوردگانش، و دوزخیان و بهشتیان نقل مىكند كه نشان دهنده وجود سخنانى همانند سخنان این جهان است .
در اینجا یك علامت سوال بزرگ در فكر هر شنوندهاى ترسیم مىشود كه این نابرابرى میان گناه و مجازات چگونه در كار خدا ممكن است؟ چگونه مىتوان پذیرفت كه انسان تمام عمر خود را كه حداكثر 80 یا 100 سال بوده كار خوب یا بد كرده است ولى میلیونها میلیون سال و بیشتر، پاداش و كیفر ببیند؟!
حتى از بعضى از آیات قرآن استفاده مىشود كه پارهاى از گناهكاران در برابر بعضى از سئوالات، دروغ هم مىگویند. مثلا در سوره انعام آیه 22 - 24 مىخوانیم: "وَ یَوْمَ نحْشرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشرَكُوا أَیْنَ شرَكاؤُكُمُ الَّذِینَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ * ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتهُمْ إِلا أَن قَالُوا وَ اللهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشرِكِینَ * انظرْ كَیْف كَذَبُوا عَلى أَنفُسِهِمْ وَ ضلَّ عَنهُم مَّا كانُوا یَفْترُونَ"؛ آن روز كه همه آنها را محشور مىكنیم به مشركان مىگوئیم معبودهائى را كه شریك خدا مىدانستید كجا هستند؟ پاسخ و عذر آنها جز این نیست كه مىگویند به خدائى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبودیم، ببین چگونه به خودشان نیز دروغ مىگویند و آنچه را به دروغ شریك خدا مىپنداشتند از دست مىدهند.
لذا باید گفت مردم در آن روز مراحل مختلفى را مىپیمایند كه هر مرحله ویژگیهائى دارد، در پارهاى از مراحل هیچگونه پرسش و سئوالى از آنها نمىشود و حتى مُهر بر دهانشان مىنهند، فقط اعضاى پیكرشان كه آثار اعمال را در خود حفظ كردهاند با زبان بى زبانى سخن مىگویند، اما در مراحل دیگر قفل از زبانشان برداشته مىشود و به اذن خداوند به سخن مىآیند و به گناهان خود اعتراف مىكنند و خطاكاران یكدیگر را ملامت مىنمایند بلكه سعى دارند گناه خویش را بر گردن دیگرى نهند!
منبع : http://www.andisheqom.com/Files/kalam.php?idVeiw=5755&level=4&subid=5755
http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/QuranicArticles/2008/6/16/68421.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشکر از دوست و همکار گرامی داد
سؤال: مستر همفر چه اموری را به عنوان بهترين راه تسليم دنيای اسلام در برابر استعمار می دانست؟ برای يافتن پاسخ به بخش دين و انديشه مراجعه كنيد
جواب: مستر همفر 280 سال پيش در آغاز حرکت استعمار دنيا در توصيهاي اکيد و سفارشي جدي به برنامهريزان سياسي لندن، تکثير رسالهها و کتابهاي ويژه و همچنين توسعه و ترويج ديرها و کنيسهها و خانقاهها براي گوشهگير و رويگردان نمودن مسلمانان از دنيا و مظاهر اجتماعي، را يکي از بهترين راههاي تسليم و انقياد و بردگي دنياي اسلام در برابر استعمار و دور شدن از جهاد و مبارزه با ظلم عنوان نموده بود.
منبع : http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=68497&KEYWORD=+%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b1+%d9%87%d9%85%d9%81%d8%b1
سؤال: آيا شقاوت و سعادت اموری ذاتی، اجباری و از پیش تعیین شده هستند؟
جواب: خير . سعادت و شقاوت امري اكتسابي است :
«یوم لاتکلم نفس الا بإذنه فمنهم شقی و سعید* فاما الذین شقوا ففی النار لهم فیها زفیر و شهیق* خالدین فیها مادامت السموات و الارض الا ما شاء ربک ان ربک فعال لما یرید* و اما الذین سعدوا ففی الجنه خالدین فیها مادامت السموات و الارض الا ماشاء ربک عطاء غیر مجذوذ»
خواسته اند تا خوشبختی و بدبختی را امری ذاتی قلمداد کنند. این در حالی است که نه تنها از آیه فوق چنین برداشتی ممکن نیست، بلکه به وضوح ثابت می کند که سعادت و شقاوت امری اکتسابی است. خداوند می فرماید: « اما الاشقیا و اما السعدا» و مانند آن و از این جا روشن می شود آن چه در تفسیر فخر رازی آمده است که:
«در آیات، خداوند از هم اکنون حکم کرده که گروهی در قیامت سعادتمند و گروهی شقاوتمندند. و کسانی را که خداوند محکوم به چنین حکمی کرده و می داند سرانجام در قیامت سعید یا شقی (خوشبخت و بدبخت) خواهند بود، محال است تغییر کند و الا لازم می آید که خبر دادن خداوند کذب و عملش جهل شود و این محال است».
برداشتی بی اساس می باشد. همان طور که بیان شد اگر انسان ها افکاری که از نوع دلایل فکری نیست بر خود تحمیل نکنند، مفهوم آیه روشن است؛ کسانی که به اراده و خواست خود در راه سعادت پی نهاده اند، در قیامت در سایه اعمال خود سعادتمند هستند و کسانی که راه شقاوت را برگزیده اند در سایه اعمال خود شقاوتمندند.
و اگر بپذیریم که خوشبختی و بدبختی ذاتی است و بدون اختیار و اراده به نیکی ها و بدی ها کشیده می شویم، تعلیم و تربیت لغو و بیهوده خواهد بود. آمدن پیامبران و نزول کتب آسمانی و نصیحت و تشویق و توبیخ و سرزنش و مؤاخذه و بالاخره جزا و پاداش همگی یا بی فایده است و یا ظالمانه.
آنهایی که مردم را در انجام خوب و بد مجبور می دانند خواه این جبر، جبر الهی یا جبر طبیعی، یا جبر اقتصادی و یا جبر محیط بدانند تنها به هنگام سخت گفتن و یا مطالعه از این مسلک طرفداری می کنند ولی در عمل حتی خودشان هرگز چنین عقیده ای ندارند، به همین دلیل است که اگر به حقوق آنها تجاوزی شود، متجاوز را مستحق توبیخ، ملامت، محاکمه و مجازات می دانند و هرگز حاضر نیستند به عنوان اینکه او مجبور به انجام این کار است، از وی صرفنظر کنند. به هر حال هیچ جبری مسلکی را نمی یابیم که در عمل روزانه به این عقیده خود پایبند باشد، بلکه برخوردش با تمام انسان ها برخورد با افراد آزاد، مسئول و مختار است.
آیه 73 سوره احزاب استفاده مى شود كه هدف یا نتیجه این عرضه امانت همان آزمایش انسان ها و تمییز منافقان و مشركان از مؤمنان و به دنبال آن، شقاوت و سعادت انسان ها بر اساس اختیار و در نهایت، معذّب شدن گروه اول و مغفرت و بخشش مؤمنان است.
این آیه سراسر مدح مقام انسان است و بیان كرامت او: (و لقَد كرّمنا بنى آدم.) (اسراء: 70) البته این كرامت براى نوع انسان به صورت بالقوّه و استعدادى قرار داده شده است و برخى این استعداد را شكوفا كرده، به كمال مى رسانند و برخى نیز ظلوم و جهول بوده، به اسفل سافلین سقوط مى كنند. این دو آیه ناظر به معناى دیگرى از قرآن مى باشد. آیاتى همچون (لَقد خلَقنا الانسانَ فی اَحسنِ تقویم ثُمَّ ردَدناهُ اسفلَ سافلینَ الاّ الّذینَ آمَنوا و عَمِلوا الصالحاتِ فَلَهُم اجرٌ غَیر ممنون.)(تین: 5ـ7)
منبع : http://www.tebyan-zn.ir/life/subpapers.aspx?id=51&category=yo
http://tebyan.net/index.aspx?pid=54179&KEYWORD=+%22%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%88%d8%aa+%d9%88+%d8%b3%d8%b9%d8%a7%d8%af%d8%aa%22
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: نشانه های شقاوت را با استناد به روایتی از پیامبر اکرم بیان کنید. (برای یافتن پاسخ به بخش دین و اندیشه مراجعه کنید)
جواب: روایتی از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است که:
چهار چیز است از اسباب شقاوت است: همسایه بد، همسر بد، خانه تنگ و مركب بد است.
از نشانههاى شقاوت آنست كه هرگز قطره اشكى از چشم انسان نریزد، و نیز از علامات آن سنگدلى، و حرص شدید در تحصیل روزى، و اصرار بر گناه است ..
منبع : http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/QuranicArticles/2008/6/16/68421.htm
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: فرق بین عدل و قسط چيست؟.
جواب: نقطه مقابل عدل، ظلم است نه جور، و قسط نقطه مقابل جور است. فرق بین عدل و قسط این است كه عدالت یعنى حقّ دیگرى گرفته نشود و قسط این است كه بین افراد تبعیض نشود، پس ظلم به نفع خویشتن گرفتن و جور حقّ كسى را به دیگرى دادن است. و یا به عبارتی دیگر:
فرق بین عدل و قسط این است كه عدالت یعنى حقّ دیگرى گرفته نشود و قسط این است كه بین افراد تبعیض نشود، پس ظلم به نفع خویشتن گرفتن و جور حقّ كسى را به دیگرى دادن است. به عنوان مثال، یك وقت خانه كسی را براى خودم مىگیرم، كه این ظلم است و یك وقت خانه او را مىگیرم و به دیگرى مىدهم كه این جوراست. نقطه مقابل این است كه خانه كسی را نمىگیرم براى خودم كه این عدل است و اگر به كسى هم ندهم این قسط است، پس قسط عدم تبعیض و عدل عدم ظلم است
منبع : http://www.tebyan.net/religion_thoughts/inawaitingofsavior/articles/۲۰۰۸/۶/۳/۶۷۸۶۹.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: فرقه هاشميه (كه معتقد به امامت فرزند محمد بن حنفيه هستند )توسط چه كساني بنا نهاده شد؟ به طور مختصر درباره اين فرقه و سرگذشت آن توضيح دهيد. براي يافتن پاسخ به مقالات قسمت «در انتظار يار» در بخش «دين و انديشه» مراجعه كنيد.
جواب: این فرقه توسط اصحاب « ابوهاشم عبدالله بن محمدبن حنفيه » بنا نهاده شد كه بعد از محمد حنفیه به امامت پسرش «عبدالله» معتقد شدند - آنها اعتقاد داشتند پسر محمد حنفیه امام است و بعد از او ابوهاشم مهدى است و نمرده و حتى مىتواند مردگان را هم زنده كند. وى فرد با نفوذ و مرد شجاعى بوده و قیامهاى مخفیانهاى علیه بنىامیه داشته است؛ البته با انگیزه سیاسى، نه مذهبى و در زمان سلیمانبن عبدالملك مىزیست. حاكم اموى چون نفوذ شخصیت ابوهاشم را دید، او را به دمشق فرا خواند و در راه شیرى زهرآلود به او دادند؛ كه بر اثر همین زهر از پاى درآمد. برخى مرگ او را باور نداشتند و قائل به غیبت و مهدویت او شدند. البته مهدویت ابوهاشم از ساختههاى عباسیان مىباشد. عباسیان با جعل این فرقه توانستند با مطرح كردن دروغین وصیت ابوهاشم به یكى از سران بنىعباس حق حكومت را از آل على(ع) به خود منتقل سازند. و بدین وسیله مردم را به تبعیت از خود فرا خواندند. آنها می گفتند كه محمد حنفيه همان مهدى موعود است و از مكه معظمه ظهور خواهد كرد. آنها مىگويند: هر روز بامدادان و شامگاهان، اشترانى به خدمت محمد حنفيه مىآيند و ايشان از شير و گوشت آنها استفاده مىكند - هاشميه پس از فوت ابوهاشم به گروهكهاى مختلفى چون: «مختاريه»، «حارثيه»، «رونديه»، «بيانيه» و غير آنها منشعب شدند - اين گروه که بعد از سال 60 هجرى پيدا شدند در قرن سوم هجرى از بين رفتند و اکنون نام و نشانى از خود برجاى نگذاشتند.
منبع : http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/InAwaitingOfSavior/Articles/2008/1/31/60113.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: با توجه به روایات روز محشر حضرت زهرا علیها السلام چه زمان و چگونه سر از قبر بر می دارند؟
جواب: حضرت فاطمه علیهاالسلام هر چند مقام برترى دارد، ولى او نیز همانند دیگران این مسیر را مىپیماید و پس از عالم برزخ به محشر مىآید و در پیشگاه خداوند، مقام او بر دیگران ثابت مىشود.
حضرت على علیهالسلام مىفرمایند : روزى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله براى دیدار فاطمه علیهاالسلام به خانه ما آمد، ولى دخترش را بسیار محزون دید. از او پرسید چرا این گونه غمگینى؟ در جواب گفت: پدر جان! به یاد عالم محشر افتادم كه مردم در آن حال عریان خواهند بود. (ذكرت المحشر و وقوف الناس عراه...)
رسول گرامى فرمودند: نگران مباش، پس از آن كه من، على و ابراهیم خلیل علیهالسلام سر از قبر برمىداریم آنگاه خداوند جبرئیل را با هفتاد هزار ملک به سراغ تو مىفرستند، سپس اسرافیل در حالى كه با سه پارچه زیبا از نور در اختیار دارد، كنار تو مىآید و تو را از قبر بیرون مىنماید، در حالى كه بدنت پوشیده است...
آنگاه با عزت و احترام بىنظیر هفتاد هزار فرشته تسبیح گویان تو را وارد محشر مىكنند و به همین تعداد حوریان بهشتى به استقبالت مىآیند. در این هنگام مریم (دختر عمران)، خدیجه (دختر خویلد)، حوا (زن آدم)، آسیه، (دختر مزاحم) هر كدام با صفوف ملائكه اطراف تو را مىگیرند و تو را بر روى منبرى از نور مىنشانند. در این هنگام جبرئیل به حضور تو مىرسد و مىگوید: هر حاجتى دارى بگو و تو مىگویى: خدایا! حسن و حسینم را مىخواهم.
در آن ساعت حسینت را مىبینى كه با بدن خون آلود به محشر مىآید و از خدا مىخواهد كه قاتلان وى را به كیفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائكه نیز به خشم آیند و شعلههاى جهنم زبانه مىكشد و قاتلان حسین و دشمنان او بر درون آتش افكنده مىشوند.
منبع : http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2008/5/18/66699.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشکر از دوستان و همکار ان گرامی که به این سوال پاسخ داده اند
سؤال: براساس روایاتی از شیعه و سنی حضرت زهرا علیها السلام چگونه وارد محشر می شوند؟
جواب: در احادیث معتبر از طریق شیعه و سنی آمده است كه در روز رستاخیر حضرت فاطمه علیهاالسلام را به ناقهاى از ناقههاى بهشتى سوار مىكنند و ملائكه اطراف او را مىگیرند، جبرئیل از طرف راست، میكائیل از طرف چپ، امیرالمؤمنین پیشاپیش، امام حسن و امام حسین نیز از پشت سر، ایشان را همراهى مىكنند، و با تمام عظمت و جلالت وى را به محشر مىآورند، تا جایى كه خلایق از دیدن ایشان سرهاى خود را پایین میاندازند و چشمهایشان را میبندند، تا فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله عبور كند.
مردم محشر با شنیدن این پیام كه از سوى عرش خدا صادر مىگردد، همگى سرهاى خود را پایین مىاندازند و چشمهایشان را مىبندند و فاطمه علیهاالسلام از روى پل صراط عبور مىكند و در كنار بهشت قرار مىگیرد. سپس با عزت و احترام بىنظیر هفتاد هزار فرشته تسبیح گویان حضرت را وارد محشر مىكنند و به همین تعداد حوریان بهشتى به استقبالش مىآیند... . (یا مَعشرَ الخَلائق! نكسوا رُئوسِكُم و غَضُّوا اَبصارَكُم حَتى تَمُّر فاطمه علیهاالسلام بِنتَ مُحمد عَلى الصِراطِ، فَتَمُر مَع سَبعین الف جاریه مِن الحُور العَین... .)
آرى در روز قیامت نیز همه چشمها لیاقت دیدن فاطمه علیهاالسلام را نخواهند داشت، فقط آنان كه در این دنیا امتحان پس داده و لیاقت شیعه بودن را كسب كردهاند، مدال افتخار آن روز را از دست فاطمه علیهاالسلام دریافت مىدارند.
منبع : http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2008/5/18/66700.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشکر از دوستان و همکار ان گرامی که به این سوال پاسخ داده اند
سؤال: براساس روایاتی از شیعه و سنی حضرت زهرا علیها السلام چگونه وارد محشر می شوند؟
جواب: در احادیث معتبر از طریق شیعه و سنی آمده است كه در روز رستاخیر حضرت فاطمه علیهاالسلام را به ناقهاى از ناقههاى بهشتى سوار مىكنند و ملائكه اطراف او را مىگیرند، جبرئیل از طرف راست، میكائیل از طرف چپ، امیرالمؤمنین پیشاپیش، امام حسن و امام حسین نیز از پشت سر، ایشان را همراهى مىكنند، و با تمام عظمت و جلالت وى را به محشر مىآورند، تا جایى كه خلایق از دیدن ایشان سرهاى خود را پایین میاندازند و چشمهایشان را میبندند، تا فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله عبور كند.
مردم محشر با شنیدن این پیام كه از سوى عرش خدا صادر مىگردد، همگى سرهاى خود را پایین مىاندازند و چشمهایشان را مىبندند و فاطمه علیهاالسلام از روى پل صراط عبور مىكند و در كنار بهشت قرار مىگیرد. سپس با عزت و احترام بىنظیر هفتاد هزار فرشته تسبیح گویان حضرت را وارد محشر مىكنند و به همین تعداد حوریان بهشتى به استقبالش مىآیند... . (یا مَعشرَ الخَلائق! نكسوا رُئوسِكُم و غَضُّوا اَبصارَكُم حَتى تَمُّر فاطمه علیهاالسلام بِنتَ مُحمد عَلى الصِراطِ، فَتَمُر مَع سَبعین الف جاریه مِن الحُور العَین... .)
آرى در روز قیامت نیز همه چشمها لیاقت دیدن فاطمه علیهاالسلام را نخواهند داشت، فقط آنان كه در این دنیا امتحان پس داده و لیاقت شیعه بودن را كسب كردهاند، مدال افتخار آن روز را از دست فاطمه علیهاالسلام دریافت مىدارند.
منبع : http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2008/5/18/66700.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشکر از دوست و همکار گرامی مهدی
سؤال: نام مولف كتاب الكافی چيست ؟ اين كتاب در چه زمینهای نوشته شده است؟ و نام سه بخش اصلی آن را بگوئيد؟
جواب: كتاب «الكافي» يكى از مهمترين و معتبرترين كتب حديثى شيعه و ماندگارترين اثر ثقةالاسلام كلينى است.اين كتاب در مورد احاديث شيعه است و بر امام زمان عليهالسلام عرضه شده و آن حضرت آن را پسنديده و فرموده است: «اين كتاب براى شيعيان ما كافى است»
اين کتاب شامل ۳ بخش:
1 - اصول كافي
2 - فروع كافي
3 -روضه كافي
می باشد
منبع : http://www.tebyan.net/religion_thoughts/thelearned/noncontemporary/2008/5/8/66160.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
جواب سؤال آدینه تبیان پنجشنبه 19 اردیبهشت ماه 87
سؤال: علت پیدایش دانشهایی چون "درایت الحدیث" و "رجال الحدیث" در میان علوم اسلامی چه بوده است؟ (برای یافتن پاسخ، به مطالب بخش دین و اندیشه مراجعه کنید.)
جواب: بسیاری از روایات، همچون آیات قرآن مجید، نیازمند توضیح و تفسیر میباشند كه این امر مهم نیز توسط متخصص علمی چون "فقه الحدیث" مرتفع میگردد.
از اینجا دلیل نام گذاری این دانش به این اسم نیز آشكار می گردد، چرا كه فقه در لغت به معنای دانایی و زیركی است، لذا فقه الحدیث به معنای دقت و تلاش برای فهمیدن و اسنتباط حدیث خواهد بود كه به تعبیری میتوان آن را "علم تفسیر حدیث" نامید.
قابل ذكر است كه از این دانش به "درایت الحدیث" نیز یاد میشود كه از نظر لغوی به همان معناست، البته برخی از دانشمندان این عرصه قائل به تفاوت میان آن دو شده و معتقدند كه آنها دو علم جداگانهاند. تفصیل این نظرات در كتابهای مبسوط آمده است
و رجال دانشی است كه به معرفی راویان و صفاتی كه در پذیرش، یا عدم پذیرش راویان و كلامشان نقش دارد ـ نظیر ایمان و عدالت ـ می پردازد و از چگونگی و راهكارها و ملاكهای تأیید و یا رد راویان و نیز راههای رفع تعارض میان جرح و تعدیل سخن به میان می آورد.
إنّه علم يبحث فيه عن احوال الراوي من حيث اتّصافه بشرائط قبول الخبر وعدمه.
علم رجال، دانشي است كه در آن از حالات راوي، از نظر برخورداربودن و نبودن او از شرايط قبول خبر، بحث مي گردد
منبع : http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/Miscellaneous/2007/7/3/43117.html
http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/Miscellaneous/2007/7/3/43117.html
http://www.andisheqom.com/Files/hadith.php?idVeiw=29599&&level=4&subid=29599
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: سوال: امام كاظم درباره ی يكی از ياران خود می فرمايد: «به خدا سوگند! حسين در حالی از دنيا رفت كه مسلمان و نيكوكار و روزه دار و آمر به معروف و ناهی از منكر بود.»"حسين" كيست؟ و برجسته ترين كار وی چه بوده ؟ (برای يافتن پاسخ، به مطالب بخش دين و انديشه مراجعه كنيد.)
جواب: "حسین" فرزند علی بن حسن المثنی فرزند امام حسن مجتبی علیهالسلام معروف به «شهید فخّ» از افرادی است كه در زمان امامت حضرت كاظم علیهالسلام بر اثر ستمهای فرماندار مدینه در حق شیعیان به ستوه آمد و بر علیه حكومت هادی عباسی به قیام مسلحانه روی آورد.
حسین قبل از قیام پرشور خویش، شبانه به محضر امام هفتم علیهالسلام آمد و امام ضمن سفارشاتی به وی فرمود: تو شهید خواهی شد، ضربهها را محكم و نیكو بزن! این مردم فاسقند، و در ظاهر ایمان دارند و در باطن خود نفاق و شك را پنهان میسازند، «اِنّا للّهِ وَاِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ».
بعد از شهادت حسین بن علی علیهماالسلام، و سایر شهدای فخّ، حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام فرمود: «به خدا سوگند! حسین در حالی از دنیا رفت كه مسلمان و نیكوكار و روزهدار و آمر به معروف و ناهی از منكر بود.»
منبع : http://hassanmojtaba.blogfa.com/cat-13.aspx
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشکر از دوستان و همکاران گرامی فردین و امین و ابوالفضل
سؤال: دانشمند بزرگ دنیای اسلام، محمد بن نعمان حارثی، به چه نامی معروف است و چه کسی موجب ملقب شدن او به این نام گردید؟ (برای یافتن پاسخ، به مطالب بخش دین و اندیشه مراجعه کنید.)
جواب:محمد بن محمد بن نعمان حارثی دانشمند بزرگ قرن معروف به شیخ مفید است که این نام بعد از مناظره ی وی با قاضی عبدالجبار بعد از آنکه قاضی در پایان مناظره به او گفت "انت المفید حقاً" بر او نهاده شد
منبع : 38710http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=9513
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: توجه به آموزه های اسلامی و فرمايشات امامان معصوم به طور مشروح بنويسيد آيا گفتن اين جمله صحيح است؟ خدايا مرا نيازمند هيچ يك از بندگانت نكن
جواب: خير- زیرا هیچ كس نیست كه نیازمند مردم نباشد ؛ بلکه بايد بگوييم : خدایا! مرا نیازمند مردم بد نكن.
حضرت علی (ع) می فرماید :
روزی از روزها كه در نزد پیامبر بودم در مقام دعا گفتم: خدایا مرا نیازمند هیچ یك از بندگانت نكن .
وقتی پیامبر خدا دعای مرا شنید، گفت: على جان! اینگونه دعا نكن، زیرا هیچ كس نیست كه نیازمند مردم نباشد.
گفتم: پس چگونه دعا كنم ای رسول خدا؟!
فرمود: بگو، خدایا! مرا نیازمند مردم بد نكن.
پرسیدم: چه كسانى از مردمان بد، به شمار مىآیند؟
فرمود: كسانى كه چون به نعمتى دست یابند و دارا شوند، آن را از دیگران دریغ دارند و وقتی كه خود به چیزى محتاج شوند و با آنان برخلاف انتظارشان رفتار گردد، و درخواستشان بجا آورده نشود، بر آشوبند و زبان به سرزنش گشایند
متن روایت:
عن على علیه السلام قال:
قلت: الهم لاتحوجنى الى احد من خلقك .
فقال رسول الله: یا على لاتقولن هكذا فبیس من احد الا و هو محتاج الى الناس ....
فقلت: كیف یا رسول الله؟
قال: قل اللهم لاتحوجنى الى شرار خلقك .
قلت: یا رسول الله! و من شرار خلقه؟
قال: الذین اذا اعطوا منعوا و اذا منعوا عابوا..
منبع : http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartAli/2007/10/31/52652.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: اين روايت از كدام معصوم است؟ و انيق به چه معناست؟ قرآن ظاهرى انيق و باطنى عميق دارد
جواب: این حدیث از پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (ص) است که درسخنان خود به خصيصه <نهايت ناپذيرى» قرآن اشاره مىكنند و مىفرمايند:
ظاهره أنيق وباطنه عميق لاتحصى عجائبه ولا تبلى غرائبه؛
«قرآن ظاهرى زيبا و باطنى عميق دارد. شگفتىهاى آن پايان نمىپذيرد و تازههاى آن كهنه نمىشود».
و انیق یعنی « زیبا و خوش آیند »
منبع : http://www.al-shia.com/html/far/books/tarikh-bozorg/shia/sh-03.htm
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: امام كاظم عليه السلام علت زشتی درِگوشی صحبت كردن در جمع را چه چيزی دانند؟ همراه بيان روايت جواب را بيان كنيد
جواب: امام کاظم علیه السلام : إذا کانَ ثَلاثَةٌ فی بَیتٍ فَلا یَتَناجى إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِکَ مِمّایَغُمُّهُ --- هرگاه سه نفر در خانه اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نکنند؛ زیرا نجوا کردن، نفر سوم را ناراحت مى کند.ملاک نهی امام (در این روایت) از نجوا، آزردگی طرف سوم است، چون مایه سوء تفاهم او می گردد و باصطلاح خیال می کند راجع به او صحبت می کنند. به همین دلیل عدد3 در روایت اگر چه در حکم، نقش دارد، ولی می توان گفت که در مجالس هرگاه چنین توهمی وجود داشته باشد، نجوا مورد نهی قرار می گیرد و ترک آن ضروری است.
منبع : http://www.tebyan-hamedan.ir/islam/archives/post_325.php
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: واجبات به چند دسته تقسیم می شوند؟ نام ببرید.
جواب: واجبات به 11 قسمت تقسیم می شوند و عباتند از :
1 - واجب نفسى و واجب غیرى 2 - واجب تعبدى و توصلى 3- واجب عینى و كفایى 4 - واجب تعیینى و تخییرى - واجب مطلق و مشروط 6 - واجب مُنجَّز و مُعلَّق 7 - واجب شرعى و عقلى 8 - واجب مولوى و ارشادى 9 - واجب مُوسَّع و مُضیَّق 10 - واجب فورى و غیر فورى 11 - واجب اصلى و تبعى
منبع : http://tebyan.net/index.aspx?pid=52431&KEYWORD=+%22%d9%88%d8%a7%d8%ac%d8%a8%d8%a7%d8%aa%22
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: مطابق روايتی از امام صادق عليه السلام، نشانهی قبولی نماز چيست و از كجا بدانيم نمازمان قبول شده است؟
جواب: امام صادق (ع ) :من احب ان یعلم اقبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلاته عن الفحشاء و المنکر فبقدر ما منعته قبلت منه
هرکس دوست دارد بداند که نمازش قبول شده یا نه ، ببیند که آیا نمازش او را ازگناه و زشتی باز داشته یا نه ؟ پس به هر قدر که نمازش او را از گناه باز داشته ، به همان اندازه نمازش قبول شده است .
( بحار الانوار، ج ,82 ص 198 )
منبع : http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=45276
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشکر از دوستان و همکاران گرامی امیر.ث و امین
سؤال: مطابق روايات امامان معصوم، يكي از واقايعي كه پيش از ظهور امام عصر رخ ميدهد، قيام مردي از سرزمين يمن است. او كه بوده و از تبار چه كسي است؟ آيا او مردي مصلح است؟ رنگ پرچم سپاهيانش كدام است؟
جواب: خروج یمانى از نشانههاى حتمى و در آستانه ظهور مىباشد. همانگونه كه كسى نمىتواند براى ظهور وقت تعیین كند، براى خروج یمانى و سفیانى نیز هرگز كسى نمىتواند وقت تعیین كند.
در احادیث فروانى تصریح شده كه یمانى از یمن خروج مىكند. از جمله فضل بن شاذان با سند صحیح از امام صادقعلیه السلام روایت كرده كه در ضمن یك حدیث بسیار طولانى فرمود: وَ خُروجُ السُّفیانى مِن الشَّام، وَ الَْیمانىِّ مِنَ الَیمن؛ سفیانى از شام و یمانى از یمن خروج مىكند.
در ضمن یك حدیث طولانى امام صادقعلیه السلام نشانههاى ظهور را برشمرده، در پایان مىافزاید: وَ خُروج رَجلٍ مِن وُلْدِ عَمِّى زَیدٍ بِالیمَن، وَ انْتِهاب سِتارَةِ البَیت؛ و خروج مردى از تبار عمویم زید در یمن و به یغما رفتن پرده كعبه.
اگر منظور از این شخصى كه از یمن خروج مىكند، یمانى موعود باشد، حدیث تصریح مىنماید به اینكه نسب او به جناب زید بن على بن الحسینعلیه السلام مىرسد. انقلاب ياران يمني چند ماه پيش ازظهورحضرت بوده وبه جهت سامان بخشيدن به خلا سياسي كه در حجاز(عربستان) به وجود ميآيد صورت ميگيرد.
فضلبن شاذان با سند صحیح از امام صادقعلیه السلام روایت مىكند: خروج سفیانى با خروج یمانى از یمن با پرچمهاى سفید در یك روز، در یك ماه و در یك سال رخ خواهد داد.
در احادیث فراوان پیرامون پرچم یمانى گفتگو شده و تصریح شده كه در میان پرچمهایى كه آنروز در اهتزاز خواهد بود، پرچمى هدایت یافتهتر از پرچم یمانى نیست. حضرت باقر علیه السلام در مقام لزوم یارى رساندن به یمانى مىفرماید: چون یمانى خروج كند به سویش بشتاب. زیرا پرچم او پرچم هدایت است. بر هیچ مسلمانى جایز نیست كه بر او بتازد. زیرا او به سوى حق و به راه راست فرا مىخواند
منبع : http://www.tebyan.org/Religion_Thoughts/MuslimEthics/Articles/2007/11/20/53952.html
http://www.sobhsefid.blogfa.com/cat-4.aspx
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: به فرمودهي امام سجاد عليه السلام در باب آداب معاشرت، انسان در مقابل كسي که به وي خوبي ميكند چهار وظيفه دارد. همراه با ذكر روايت روايت آن چهار تكليف را بيان كنيد.
جواب: امام سجاد علیه السلام میفرمایند: اما حق ذی المعروف علیک فان تشکره و تذکر معروفه و تکسبه المقالة الحسنة و تخلص له الدعاء فیما بینک و بینالله؛
حق کسی که بر تو نیکی میکند، این است که 1- او را سپاس بگویی و2- نیکیاش را به زبانآوری و 3- از وی به خوبی یاد کنی و 4--میان خود و خداوند برایش خالصانه دعا کنی.
منبع : http://www.tebyan.org/Religion_Thoughts/MuslimEthics/Articles/2007/11/20/53952.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
سؤال: امام صادق عليه السلام بهترين ارثي كه والدين براي فرزند خود ميگذارند را ، چه ميداند؟
جواب: از امام صادق(عليه السلام) در روايتى چنين آمده است كه فرمودند: انَّ خيرَ ما ورّث الآباءُ لابنائهم الأدبُ لا المال.
«بهترين ارثى كه پدران براى فرزندان خود باقى مىگذارند ادب و تربيت صحيح است نه ثروت و مال»(1).
همه اهتمام امامان معصوم(عليهم السلام) بر اين امر مبتنى است كه پدر و مادر را در خانواده افراد با مسئوليت بار آورند تا حدى كه بىمبالاتى و كم توجهى والدين را نسبت به امور فرزندان و اعضاى خانواده از گناهان و معاصى كبيره بشمار آوردهاند.
امام سجاد(عليه السلام) مىفرمايند: «وامّا حقّ ولدك فان تعلم انّه منك ومضاف إليك فى عاجل الدّنيا بخيره وتسرّه وانّك مسئولٌ عمّا ولّيته به من حسن الأدب والدلالة على ربّه عزّ وجلّ والمعونة له على طاعته فاعمل فى امره عمل من يعلم انّه مثابٌ على الاحسان إليه معاقبٌ على الاسائة إليه».
«وامّا حقّ فرزندت به تو اين است كه بدانى او از تو بوجود آمده و در نيك و بد زندگى وابسته به تو است و همانا تو در سرپرستى وى، مسئول ادب و تربيت صحيح او هستى و تو مسئولى كه او را به سوى خداوند بزرگ راهنمايى نمايى و در اطاعت از پروردگارش ياريش نمايى بايد رفتار تو در تربيت فرزندت توأم با احساس مسئوليت باشد، رفتار كسى كه بداند در حُسن تربيت فرزنددارى اجر و ثواب و در سوء رفتارش مستحق كيفر و عقاب است».
1 ـ الروضه من الكافى، ج8 ص150 روايت 132.
منبع : http://www.al-shia.info/html/far/books/new/nqsh_namaz/n04.htm
13856#8954 http://www.pishma.com/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشکر از دوستان و همکار گرامی فردین
سؤال: علت معروفيت دانشمند بزرگ اسلام، شيخ ابو جعفر، محمّد بن يعقوب کُلِيني، نويسنده كتاب ارزشمند "الكافي"، به «ثقة الاسلام» چيست؟
جواب:
محمّد بن يعقوب کُلِيني از بزرگان شيعه در زمان غيبت صغرا است و در نيمه دوم قرن سوم و نيمه اول قرن چهارم هجري از بزرگ ترين محدثين شيعه به شمار مي رفت .کليني پس از کسب علم و حديث از اساتيد و محدثان مورد افتخار شيعيان قرار گرفت و نخستين کسي بود که به لقب ثقه الاسلام شهرت يافت. تقوا و علم و فضیلت محمّد بن يعقوب کُلِيني در اندک مدتى شهره آفاق گشت، تا جایى که عامه بزرگان و اندیشمندان معاصر ایشان در مشکلات دینى به او مراجعه نموده و پیروان فرق اسلامى در فتوا به او روى مىآوردند. به همین مناسبت به «ثقة الإسلام» شهرت یافت و او نخستین کسى است که در دوره اسلامى به این لقب مفتخر گردید.
ابو جعفر محمد بن یعقوب بن اسحق رازی معروف به « ثقه الاسلام »، « شیخ مشایخ شیعه »، « رئیس محدثان علمای امامیه »، از مروجین مذهب شیعه در دوران غیبت امام زمان بود. وی صاحب کتاب «کافی» -یکی از کتب اربعه- است که در عقاید اسلامی مرجع مهمی برای محققین و علما به شمار میآید.
به تصدیق شیخ مفید، کتاب « کافی » ارزشمندترین کتاب اسلامی و نفیسترین کتاب شیعه است. کتاب « کافی » شامل شانزده هزار و یکصد و نود و نه حدیث است که طی سه قسمت « اصول » و « فروع » و « روضه » تدوین شده است.
کلینی اولین محدثی بود که به جمع و نظم و ترتیب اخبار دینی پرداخت.
از کتب دیگر او میتوان « تعبیر الریا »، « رد قرامطه »، « وسائل الائمه »، « کتاب الرجال »، « ما قیل فی الائمه من الشعر » را نام برد. از علمای زمان غیبت صغری بود و در ماه شعبان سال 329 هجری یعنی 69 سال پس از وفات امام حسن عسگری فوت کرد. مزار او در باب الکوفه بغداد قرار دارد..
منبع : http://www.andisheqom.com/Files/olamamosnaf.php?level=4&stid=28896
سؤال: راههای تشخیص گناهان کبیره چیست؟
جواب:
1) هر گناهی که در قرآن بر آن وعده ی عذاب داده شده است.
2) هر گناهی که در اسلام برای آن «حدّ» تعیین شده است، مثل شرابخواری، زنا و ... .
3) هر گناهی که بیانگر بی اعتنایی و بی حرمتی به دین و مقدّسات دینی است.
4) هر گناهی که از طرف شرع مقدّس، با شدت و تهدید از آن نهی شده باشد.
5) هر گناهی که در قرآن یا سنّت پیامبر اکرم و ائمه اطهار(ع) به کبیره بودن آن تصریح شده است.
منبع : http://www.pishma.com/ftopict-13265.html
http://www.pasokhgoo.ir/fa/node/1621
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
توضیح بیشتر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
سؤال: راههای تشخیص گناهان کبیره چیست؟
جواب:
1) هر گناهی که در قرآن بر آن وعده ی عذاب داده شده است.
2) هر گناهی که در اسلام برای آن «حدّ» تعیین شده است، مثل شرابخواری، زنا و ... .
3) هر گناهی که بیانگر بی اعتنایی و بی حرمتی به دین و مقدّسات دینی است.
4) هر گناهی که از طرف شرع مقدّس، با شدت و تهدید از آن نهی شده باشد.
5) هر گناهی که در قرآن یا سنّت پیامبر اکرم و ائمه اطهار(ع) به کبیره بودن آن تصریح شده است.
منبع : http://www.pishma.com/ftopict-13265.html
http://www.pasokhgoo.ir/fa/node/1621
سؤال: آیا احادیثی که از یاران و اصحاب پیامبر نقل می شود قابل اعتماد است؟ در چه صورتی می توان آنها را پذیرفت؟
جواب: رسول خدا ( ص ) فرموده اند که آنچه از من به گوش شما رسيد به کتاب خدا عرضه کنيد ، اگر مخالف آن بود ، به سينه ديوار زنيد. و من حديثي معتبر است که با قرآن در تضاد نباشد. اما اگر حديثي ، نمودي در قرآن نداشته باشد، از حيث سند باید مورد بررسی قرار گیرد و قوي ترين سند را ملاک قرار داد. باز اگر حديثي بود که از چند سند معتبر نقل شده بود و اختلافات جزئي در متن وجود داشت، بنا را براحتياط مي گذارند. اما اگر در حديثي حکمي آمده باشد که کاملاً مخالف نقل ديگري باشد ، اين را به اخبار ديگر يا به آيات قرآن عرضه مي کنند.
دانشمندان علم حدیث شرایطى را براى "راوى حدیث" لازم دانستهاند. این شرایط عبارتند از:
1- اسلام
2- ایمان (دوازده امامى بودن)
3- بلوغ
4- عقل
5- عدالتیا وثاقت
6- ضبط (حفظ و انتقال درست و كامل آنچه كه شنیده).
روایت راوى، تنها در صورت برخوردار بودن وی از تمام این شرایط، كمال اعتبار را دارد و با فقدان شرط دوم از اعتبار آن کاسته می شود، اما با فقدان حتی یكى از شرایط دیگر، كاملاً بىاعتبار می گردد.
هرچه از ملاكهای اعتبار حدیث، چون "امامی بودن راوی" و ... كه گفته شد، كاسته شود، حدیث از رتبهی "صحیح" تنزل یافته و در رتبههای پایینتری مثل "موثق" و .... قرار میگیرد.
آنچه از بررسی نظرات دانشمندان این عرصه دست میدهد آن است كه ملاك برداشت و تعریف دانشمندان سدههای اولیه -كه به قدما مشهورند- با ملاك عالمان قرون اخیر یا همان متاخرین متفاوت است
صحیح در اینجا در معنای لغوی خود نیست كه مقابل آن حدیث "نادرست" باشد، بلكه اصطلاحی است برای حدیثی كه بالاترین درجه اعتبار و ارزش را داراست
از نظر قدماى شیعه به حدیثى "صحیح" گفته مىشود كه:
صدور آن از معصوم – هرچند با قرائن خارجى - قطعى باشد.
ولى از نظر متأخران، حدیثى "صحیح" است كه:
1- تمامى سلسلهی سند آن تا معصوم متصل باشد
2- راویان آن در تمام طبقات داراى دو ویژگى "وثاقت" و "دوازده امامى بودن" باشند.
"صحیح" اصطلاحی برای عالیترین رتبه، در كندوكاو سندی است و هیچ نظارتی به محتوا ندارد، لذا محتوا نیز نباید با نصوصی چون قرآن، در تعارض باشد. و در صورت چنین معارضهای، از راههای زدودن تعارض، باید آن را از بین برد و در صورت عدم امكان رفع آن، باید حدیث را كنار زد
روایت صحیح در میان انواع روایات (1) در عالىترین درجه اعتبار و حجّیت قرار دارد و با كاستهشدن هر یك از اركان دوگانه، از میزان اعتبار آن كاسته مىشود؛ از اینرو همگان در پذیرش حدیث صحیح اتفاق نظر دارند؛ البته غافل از این نكته نباید شد كه هر روایتی از دو جنبه باید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد تا بتوان به آن استناد كرده و عمل نمود:
1- از لحاظ سند
2- از نظر محتوا
"صحیح" اصطلاحی برای عالیترین رتبه، در كندوكاو سندی است و هیچ نظارتی به محتوا ندارد، لذا محتوا نیز نباید با نصوصی چون قرآن، كه هیچ شكی -نه در سند و نه در محتوا- در آن نبوده و ملاك اصلی است، در تضاد و تعارض باشد. و در صورت چنین معارضهای، تا جای ممكن، از راههای زدودن تعارض، باید آن را از بین برد و در صورت عدم امكان رفع آن، باید حدیث را كنار زد.
منبع :-30 www.tebyan.org/Religion_Thoughts/Articles/Miscellaneous/2007/6/26/42813.html
http://www.tebyan.net/Social/Experts/ScientificExperts/2003/4/27/2027.html
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
با تشکر از دوستان و همکار ان گرامی کربلائی – مسعود
سؤال: با توجه به آموزههاي اسلامي و فرمايشات امامان معصوم به طور مشروح بنويسيد آيا گفتن اين جمله صحيح است؟ "خدايا مرا نيازمند هيچ يك از بندگانت نكن"
جواب: خير ؛ زیرا هیچ كس نیست كه نیازمند مردم نباشد ؛ بلکه بايد بگوييم : خدایا! مرا نیازمند مردم بد نكن.
كسانى از مردمان بد به شمار مىآیند که چون به نعمتى دست یابند و دارا شوند، آن را از دیگران دریغ دارند و وقتی كه خود به چیزى محتاج شوند و با آنان برخلاف انتظارشان رفتار گردد، و درخواستشان بجا آورده نشود، بر آشوبند و زبان به سرزنش گشایند
منبع : http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartAli/2007/10/31/52652.html/
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
توضیح بیشتر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
سؤال: پایتخت حکومت امام زمان عج کجاست؟ محل زندگی حضرت در آن شهر و محل کار ایشان را مشخص کنید.
جواب: امام صادق(ع) ضمن حديث مفصلي دربارة حضرت وليعصر(ع) به مفضل فرمودند:
مركز حكومتامام زمان شهر کوفه ، و مركز قضاوتش مسجد كوفه ، و مسجد سهله محل اقامت قائم(ع) و اهل و عيالش است. و محل خلوت و مناجاتهايش تپههاي سپيد و نوراني نجف اشرف است.
http://mouood.org/content/view/469/3/
لينك مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7
توضیح بیشتر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
