ژ

عنوان: سخنرانی در جمع اعضای شورای آمار ایران (توطئه بر ضد فرهنگ و روحانیت)
تاریخ: ۲۰ خرداد ۱۳۵۸/ ۱۵ رجب ۱۳۹۹
مکان: قم
موضوع: توطئه دشمن بر ضد فرهنگ و روحانیت- سقوط اخلاقی غرب
مخاطب: اعضای شورای مرکزی آمار ایران‌
شناسه ارجاع: جلد ۸ صحیفه امام خمینی (ره)، از صفحه ۷۶ تا صفحه ۸۴

بسم الله الرحمن الرحیم‌

تفاوت نهضت اسلامی با حرکت ملی‌

  •  
  •  

این از خصوصیت نهضت اسلامی است که همه قشرها در خدمت صادقانه، نه خدمت به حسب وظیفه ظاهری، بلکه همه، یک وظیفه الهی برای خودشان احراز کردند و یک خدمتی همه [به‌] جامعه کردند که شما کارکنان آمار هم از همان جمعیت هستید. یعنی همه و همه، برای اسلام. اگر این یک نهضت ملی بود، نه شما این قدر فعالیت می‌کردید و نه ما و نه سایر ملت. ملت اسلام را می‌خواهد، ملت کشور خودش را هم که می‌خواهد برای اسلام است. از بچه‌های کوچک تا پیرمردها همه فریاد اسلام می‌زدند. و این نهضت برای همین صبغه اسلامی‌اش، و برای همین که مقصد اسلام بود و قیام بر ضد طاغوت، قیام بر ضد کسانی که اسلام را می‌خواستند بشکنند و کارهایی کردند که اسلام را می‌خواستند به فراموشی بسپارند، یک قیامی بود که خدای تبارک و تعالی مدد فرمود که شما جمعیتی که همه متفرق بودید، همه از هم جدا بودید، همه با هم مجتمع شدید؛ ارتشیها که بر ضد ما بودند متصل شدند؛ آنهایی که اصلش کاری به این مسائل نداشتند وارد شدند؛ آنهایی که اگر کار داشتند کم کار بودند پر کار شدند؛ و همه با هم یک مقصد. همه با هم یک مقصد. یعنی از مرکز تا شعاع آن طرف، تا آخر مملکت، از آن طرف هم تا آخر از این طرف، و از آن طرف هم تا آخر، همه با هم یک چیز می‌گفتند. یعنی در بیابانها هم اگر شما می‌رفتید از یک چوپان می‌پرسیدید که تو چه می‌خواهی؟ می‌گفت که جمهوری اسلامی. این یک مسئله الهی بود؛ خدایی بود. یعنی خدا تایید کرد شما را.

رحمت الهی در انقلاب اسلامی‌

  •  
  •  

و این را خیلی برای خودتان و برای خودمان افتخار می‌دانیم که در یک مرحله‌ای که مملکتی رو به نابودی داشت می‌رفت، اسلام رو به فراموشی می‌خواست برود، در یک همچو مرحله‌ای خداوند عنایت کرد و دست رحمتش را دراز کرد به طرف ملت؛ و ملت همه با هم، هر کس از هر جا، می‌آید داد می‌زند که اسلام؛ طاغوت نه، رژیم نه. این یک مطلبی نبود که یک کسی بتواند خودش درست کند؛ این را خدا درست کرد. از این جهت که دست خدا در کار است، باید شما و ما و همه، کاری بکنیم که این دست رحمت بسته نشود؛ از روی سر ما برداشته نشود. و آن کار این است که همان طوری که تا حالا همه با هم بودیم و ید الله مع الجماعه، «۱» و همه برای خدا بود و خدای تبارک و تعالی عنایت فرمود، حالا هم توجه به یک گرفتاریهای شخصی عجالتا نکنیم. الآن هم توجهمان به همان مقصد باشد که این جمهوری اسلامی که حالا لفظش آمده است، معنا و محتوایش باز نیامده شما می‌بینید که در همه ادارات، در فرهنگ، در دادگستری، در سایر جاها، باز یک صبغه اسلامی پیدا نکرده است که ما اسمش را بگذاریم یک جمهوری اسلامی. ما رای دادیم به جمهوری اسلامی؛ شما هم رای دادید، به جمهوری اسلامی؛ الآن جمهوری اسلامی است در ایران؛ اما محتوایش تا حالا تحقق پیدا نکرده؛ یعنی در هر اداره‌ای که برویم، باز یک رنگ و بویی از سابق می‌بینیم. و ما می‌خواهیم این رنگ و بو برود؛ شسته بشود.

نخستین هدف طاغوت، کوبیدن فرهنگ و روحانیت‌

  •  
  •  

و در راس همه چیزها، همان طوری که اشاره کردید، فرهنگ است. فرهنگ ما که حالا می‌شود گفت از اولی که وجود پیدا کرد، این مدارس وجود پیدا کرد، از اول، آن مخالفین ما توجه به آن داشتند. برای اینکه آنها می‌دانستند که هر چه پیدا بشود از فرهنگ باید پیدا بشود. دو جناح بود که این دو جناح بیشتر از هر چیزی مورد توجه مخالفین ما بود؛ مخالفین اسلام بود: یکی جناح «روحانیت»؛ یکی جناح «فرهنگ». این دو تا قوه را اینها می‌دیدند که این دوتاست که می‌توانند یک مملکتی را استقلال به آن بدهند و اداره‌اش کنند و لهذا در هر دوی اینها کارشکنی کردند. در فرهنگ برنامه‌هایی که درست کردند برنامه‌هایی نبود که درست به درد ما بخورد. در روحانیت، کوبیدند روحانیت را در هر نوبت.

  •  
  •  

از زمانی که رضا خان آمد، جز یک چند صباحی که می‌خواست بازی بدهد مردم را و اظهار دیانت کرد و اظهار چه کرد، از همان زمان عمده نظرش را دوخت روی روحانیت که اینها را از بین ببرد، با هر بهانه‌ای توانست. او می‌دید که مجالس روضه‌هایی که برپا می‌شود و در تمام ایران است، در تمام ده و قصبه و شهر و بیرون شهرها، این مجالس پر برکت هست؛ و از این مجالس پر برکت ممکن است که اشخاصی پیدا بشوند یا گروههایی پیدا بشوند که جلوگیری از این استفاده‌های غیر مشروع را بکنند. این مجالس را، اگر هر کدام شماها یادتان نیست، اکثرا، شاید آقا «۲» یادشان باشد، این مجالس را قدغن کردند در سرتاسر ایران، دیگر ما مجلس روضه نداشتیم. در یک موقع این طور بود [. که‌] هیچی نداشتیم. سرتاسر مملکت را اینها کنترل می‌کردند، مامورینشان که مبادا یک صدایی یکجا بلند بشود؛ روضه‌ای در یکجایی باشد. و از آن طرف، فشار به اینها برای اینکه عمامه‌ها را بردارند! و عمامه‌ها را برداشتند. و همین طور فرهنگ را، برنامه‌هایش را، یکجوری درست کردند که آنجا دیگر نمی‌توانستند بگویند که فرهنگ نباشد، می‌گفتند باشد؛ اما برنامه‌ها جوری درست شد که به درد خود ملت نخورد. و بالاتر از این، این است که تبلیغات زیاد برای اینکه محتوای ما را از ما بگیرند؛ خودمان را به خودمان بدبین بکنند؛ دانشگاهی را از روحانی جدا کنند، بلکه دشمن کنند؛ روحانی را با دانشگاهی جدا بکنند، بلکه دشمن بکنند؛ بازاری را با کذا. همین طور اینها را محتوایشان را بگیرند و بدبین کنند.

خودباختگی و غربزدگی‌

  •  
  •  

و بدتر از آن، این است که محتوای اشخاص را بگیرند که اطمینان به خودش هم نداشته باشد! مثلا ما طبیب داریم؛ نه این است که ایران طبیب ندارد؛ طبیب دارد؛ الی ما شاء الله طبیب داریم؛ چه شده است که یک مریض وقتی پیدا می‌کنیم فورا صحبت این است که برود اروپا! این برای این است که ما را به طبیبهای خودمان بدبین کردند؛ طبیب داریم و بدبین شدیم. ما مهندس داریم؛ نمی‌توانیم بگوییم مهندس ما نداریم؛ اما این محتوا را از ما گرفته‌اند که اگر بخواهیم یک جاده‌ای را اسفالت کنند، مهندسش باید از خارج بیاید؛ از خارج می‌آوردند. یک کارخانه بخواهید درست کنید، یک بنای بزرگ بخواهید درست کنید، از خارج باید بیاید. این برای این است که همچو تبلیغات کرده بودند که ما را از خودمان به خودمان بدبین کرده بودند. محتوای ما را بیرون کشیده بودند. ما یک آدمهایی بودیم که همه‌اش توجهمان به غرب بود. الآن هم که ملاحظه می‌کنید، الآن هم همین طور است. الآن هم که ما می‌گوییم اسلام، شما می‌گویید: «اسلام، اسلام» یک گروههایی هم دور هم نشسته‌اند و می‌گویند: دمکراتیک، دمکراتیک. چرا؟ برای اینکه اینها همچو غربی شده‌اند، همچو غربزده شده‌اند، نمی‌توانند تصور بکنند که یک کشور با برنامه اسلامی می‌تواند اداره بشود. اینها غفلت از این می‌کنند، یا خودشان را به غفلت می‌زنند، که هفتصد- هشتصد سال این اسلام بر همه ممالک حکومت کرد. حالا می‌گویند نه! جمهوری اسلامی نه؛ جمهوری دمکراتیک! این برای این است که محتوا ندارند اینها. اینها را [با] تبلیغات همه جانبه‌ای که کردند همه را از آن باطنشان بیرون آورده‌اند؛ مغزهایشان را به اصطلاح شستند و به جای آن غرب را نشانده‌اند. استقلال فکری را از ما گرفته‌اند، استقلال خودمان را، شخصیتمان را، از ما گرفته‌اند. ما استقلال شخصیت الآن نداریم. و باید فکر این باشیم که خودمان شخصیت پیدا بکنیم. توجه بکنیم به تاریخ اسلام که ببینیم اسلام در دنیا چه کرده و چه کارهایی اسلام کرده. که اینهایی که می‌گویند که از اسلام کاری نمی‌آید، یا می‌گویند که الآن دیگر مثلا قدیمی شده است اینها، از بابت این است که نمی‌فهمند، اینها بسیارشان ملتفت نیستند اصلش‌ توجه نکردند. برای همین معنا که محتوا را غربیها کشیدند؛ و به جای آن تزریق غربیت کرده‌اند لهذا همه چیز را می‌گویند از آنجا بیاور. خوب، شما می‌خواهید یک خیابان را اسفالت کنید شما ندارید اشخاص که خیابان اسفالت کنند شما می‌خواهید یک سمپاشی بکنید، ندارید اشخاص، شما می‌خواهید یک- عرض می‌کنم- کارخانه را راه بیندازید یک جایی، دارید اشخاص، لکن شما را از اشخاص خودتان جدا کردند؛ از شخصیت خودتان جدا کردند.

قوانین اسلام، غنی ترین قوانین جهان‌

  •  
  •  

ما می‌توانیم خودمان را اداره کنیم؛ و بهتر هم می‌توانیم. شما خیال نکنید که غرب خبری هست. در آنجا خبری نیست. ما نمی‌گوییم که آنها کارخانجات ندارند؛ آنها درست کردند همه اینها را، اما اساس انسانیت در آنجا نیست. اینها هر چه درست کردند یعنی هر چه نه- بسیاری از چیزهایی که درست کرده‌اند، بر ضد انسانیت درست کرده‌اند. این غرب است که دارد اساس اخلاق انسانی را از بین می‌برد، این غرب است که دارد شخصیت انسانیت را از بین می‌برد؛ و ما خیال می‌کنیم که غرب همه چیز دارد. حالایی که غرب اتومبیل درست کرد، پس باید غرب همه چیز داشته باشد. در قوانین، ما قوانینمان غنی تر از همه قوانین عالم است. قوانین اسلام آن قبل از اینکه شما ازدواج کنید، برای ازدواجتان ترتیب درست کرده برای اینکه این ازدواج طریق این است که آدم درست بشود با آن، از آنجا شروع کرده است. شما حالا می‌خواهید ازدواج کنید، هیچ قانونی در عالم کار به این ندارد که شما می‌خواهید ازدواج کنید چه جوری بکنید. شما ثبت کنید، در اداره‌ای که باید آنها ازدواج را ثبت کنند [ثبت‌] بکنید، باقی آن به خودتان مربوط است. اسلام از قبل از اینکه شما ازدواج کنید، تصرف کرده، توجه کرده، که این ازدواج مبدا یک بچه است. این بچه باید درست بار بیاید. نظیر یک کشاورز بسیار عطوفت دار به اینکه کشاورزی‌اش خوب بشود، از اول زمین را یک زمین صالحی درست می‌کند؛ آب را یک آب صالحی درست می‌کند؛ کشت را و تخم را یک تخم‌ صالحی درست می‌کند.

اسلام، مکتب انسان‌سازی‌

  •  
  •  

اسلام انسان‌ساز است؛ می‌خواهد انسان درست کند. از قبل از اینکه شما ازدواج کنید. به زن گفته است چه مردی را انتخاب کن. به مرد گفته چه زنی را انتخاب کن؛ چه ادبی داشته باشد، و همین طور حال ازدواج را؛ بعد از ازدواج را؛ حال عرض می‌کنم که چه را؛ بعد از آن را؛ حال حمل را؛ بعد از آن را؛ بچه داری را؛ عرض می‌کنم، همه اینها. برای اینکه اسلام انسان می‌خواهد درست کند. از آن اولی که می‌خواهد بنای یک اولادی بشود، اسلام در آن تصرف دارد. آنی که همه، همه قوانین دنیا از آن غفلت دارند، هیچ توجه به آن ندارند، اسلام به آن توجه دارد. اسلام می‌خواهد کاری بکند که شما در داخل صندوقخانه هم هیچ کاری نکنید بر خلاف قوانین عالم، قوانین دیگر چه کار دارند به باطن، توی خانه‌ات هر کاری می‌خواهی بکن. به من چرا، شما نیا بیرون و نظم را به هم بزن، هر کاری می‌خواهی بکن. اسلام این جور نیست. اسلام می‌خواهد انسان درست کند. این انسان را جوری می‌کند که توی صندوقخانه و پشت در هم، همان باشد که توی خیابان است؛ نه اینکه توی صندوقخانه هر کاری می‌خواهد بکند، توی خیابان نکند. توی صندوقخانه هم این آدم باید همان آدمی باشد که توی خیابان است؛ توی مجامع است. اسلام انسان می‌خواهد درست کند؛ انسانی که در همه حالات انسان باشد.

فروپاشی موازین اخلاقی و اصول انسانی در غرب‌

  •  
  •  

غرب از این اصلا خبری ندارد. غرب دنبال این است که طیاره درست کند؛ به انسان کار ندارد. عالم را انسان باید درست بکند؛ غرب به انسان کار ندارد. غرب به طیاره کار دارد، و این طور چیزها، انسان را رو به تباهی دارد می‌برد. دارد انسان را وحشی بار می‌آورد- یعنی آدمکش- بالاتر وحشی، آن است که بیشتر آدم می‌کشد؛ بیشتر حیوان می‌خورد. غرب دارد انسان را وحشی بار می‌آورد. آن وحشی که آدمخوار است، آدمکش است! آدمکش بار می‌آورد.

  •  
  •  

اسلام انسان را محب آدم بار می‌آورد. به آدم عطوفت دارد. آنجایی هم که اسلام جنگ کرده و اشخاص فاسد را از بین برده، برای عطوفت به جامعه است. آنها مفسد بودند. فاسدها را از بین می‌بردند برای اینکه این غده سرطانی برود از بین، این جامعه درست بار بیاید. همه‌اش عطوفت است. ما که این چند نفر فاسد را می‌گوییم باید بکشند، برای اینکه اینها غده سرطانی، اینها مفسدند؛ فاسد می‌کنند این جامعه را، و فاسد کردند یک جامعه را. حالا که این فاسدها و مفسدها را دارند می‌کشند، صدای غرب درآمده است که چرا این فاسدها را می‌کشید. اینها دوستان ما هستند. خوب، ما برای همین می‌کشیم. آنها را «اینها از ما هستند!» «اینها به ما خدمت کردند»، هیاهو درمی‌آورند به اینکه خدمتگزارهای ما را چرا می‌برید از بین. ما روی همین زمینه که خدمتگزارهای شما هستند و بر خلاف ملیت ما عمل کردند، بر خلاف اسلام عمل کردند، آدم کشتند، روی این منظور است که ما آنها را، جزای آنان را، به آنها می‌دهیم. آن روزی که امثال مرحوم مطهری را می‌کشند، یک کلمه حرف نیست که چرا کشتند، یک کلمه! هویدا را وقتی می‌کشند داد می‌زنند!

اشک تمساح برای حقوق بشر

  •  
  •  

این مجلس سنای امریکا این قدر فریاد کرد. برای اینکه آدمکشها [...]. از آنها باید بپرسند که آمار این آدمکشیها که ما کردیم کو؟ چند نفرند و کی‌ها هستند؟ سوابقشان را هم بگویید؛ نمی‌گویند آنها. آنها، بله، خیرخواه امت هستند! خیرخواه مردم هستند! دوستند! حقوق جامعه را می‌خواهند حفظ کنند! طرفدار حقوق بشرند! از این الفاظ لا معنی؛ که باز یک قدری از این الفاظ فاسد در ایران هم هستش. باز طرفدار حقوق این الآن در اینجا هم هستش. و ما نصیحت به اینها کردیم که بابا شما حسابتان را از آنها جدا بکنید. آنها حقوق بشر را نمی‌خواهند. ملاحظه کنند آنها طرفدار ابرقدرتها هستند. و لهذا می‌بینید این بشری که با دست اینها «۳» تقریبا چند صد هزار- حالا چند صد هزار نمی‌دانم‌  ... هزاران نفر را از ما کشتند، ۱۵ خرداد می‌گویند ۱۵ هزار کشته شده است؛ از ۱۵ خرداد تا حالا شاید دویست هزار یا بیشتر کشته دادیم؛ زخمی الی‌ ما شاء الله؛ این طرفدارهای حقوق بشر نمی‌گفتند که آخر چرا؟ چرا دارد این جور می‌شود؟ نمی‌گفتند چرا؟ حالا که ما اینهایی که آدم کشتند، فساد کردند، به تباهی کشاندند مملکت ما را، چهار تا از آنها را داریم در دادگاهها بعد از رسیدگی، بعد از شهادت شهود، بعد از اقرار خودشان، به جزایشان می‌رسانیم، حالا فریاد و داد طرفداران حقوق بشر بلند شده! این «طرفداران حقوق بشر» را بشناسند مردم که اینها چه مردمی هستند؛ اینها طرفدار کی هستند و این طرفدارهای حقوق بشر خودمان توجه کنند به این مسائل که اینها چه اشخاصی هستند و برای چه این کارها را می‌کنند.

نگرانی از گرایش به مادی‌گری‌

  •  
  •  

در هر صورت، ما الآن احتیاج به شما داریم و به همه داریم؛ بیشتر از سابق. اینکه می‌گویم بیشتر از سابق، برای این است که پیشتر همه مردم توجه داشتند به اینکه این رژیم برود و ما یک حکومت عدل داشته باشیم؛ همه توجهشان یک جا بود؛ هیچ توجه به اینکه ما امشب وقتی برویم منزل ناهار، شام، چه بخوریم نبود در کار؛ هیچ این مطلب نبود؛ یا حقوق من کم است یا زیاد است؛ در آن حال انقلابی که همه داشتیم می‌رفتیم جلو؛ نه من به فکر این بودم که حالا بعد از اینکه شب شد چه باید کرد؛ نه شما در فکر این بودید که حقوقتان کم است، زیاد است؛ اینها اصلا مطرح نبود؛ چون مطرح نبود و همه هم الهی بودید، این سد را شکستید؛ سدی که ممتنع می‌دانستند دنیا که همچو چیزی بشود؛ شما با دست خالی و با اراده الهی این سد را شکستید؛ حالا که رسیدیم به اینجا، الآن یک سستی پیدا شده یک توجه به اینکه حالا ما حقوقمان چیست؛ خانه نداریم؛ زندگی نداریم؛ حقوق چطور است؛ درجه چطور است. این حرفها حالا پیش آمده. از این جهت، الآن توجه باید بیشتر به نهضت بشود. یعنی فعالیت بکنید که مردم را متوجه به نهضت بکنید؛ برای اینکه ما بین راه هستیم؛ نرسیدیم به مقصد، ما باز محتوای جمهوری‌ اسلامی را در ایران پیاده نکردیم. مقصد ما این بود که اسلام، سرتاسر ایران اسلام باشد؛ حکومت مال اسلام باشد؛ تا حالا نشده؛ البته یک مقدار راه را جلو رفتیم، لکن راه زیاد مانده است. حالا وقتی است که همه با هم باشیم؛ همه توجهمان به مقصد باشد و این قدر بهانه‌گیری برای اینکه حالا حقوق من کم است، یا زیاد است. [نشود] ان شاء الله زیاد می‌شود بعدها. یا خانه ندارند، یا چه. ان شاء الله خانه پیدا می‌کنید. زراعتمان چطور است. زراعت پیدا می‌کنید. اما باید حالا همان طوری که در آن قدمهای اول فراموش کردید همه اینها را، نه کارگر متوجه این بود که من مزدم کم است یا زیاد است، و نه کشاورز متوجه این بود که امسال کشاورزی‌اش چطور است، همه متوجه یک مقصد بودند و عمل شد و خوب شد، از حالا به بعد هم باید همین معنی را ادامه بدهیم؛ همین توجه به مقصد را ادامه بدهیم؛ همین الهیت را حفظ کنیم. یعنی قصدمان را برای خدا و برای جمهوری اسلام و برای احکام قرآن بکنیم تا عنایت خدا محفوظ باشد و دست لطف الهی بالای سر همه باشد. و ان شاء الله اگر این مطلب بشود، پیروزید و مملکتتان ان شاء الله مال خودتان، و خودتان اداره‌اش می‌کنید. همه دستها هم منقطع خواهد شد. ولی عمده همین معناست که این معنا را حفظ بکنیم. من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه شما را می‌خواهم و سعادت این ملت، که شما هم از این ملت هستید. خداوند همه شما را تایید کند.

حکم عزل ابو الحسن بنی صدر از فرماندهی نیروهای مسلح

عنوان: حکم عزل ابو الحسن بنی صدر از فرماندهی نیروهای مسلح

تاریخ: ۲۰ خرداد ۱۳۶۰/ ۷ شعبان ۱۴۰۱

مکان: تهران، جماران

موضوع: عزل بنی صدر از فرماندهی نیروهای مسلح

مخاطب: ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران

شناسه ارجاع: جلد ۱۴ صحیفه امام خمینی (ره)، صفحه ۴۲۰

بسم الله الرحمن الرحیم‌

               

ستاد مشترک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران. آقای ابو الحسن بنی صدر از فرماندهی نیروهای مسلح برکنار شده‌اند. «۱»

روح الله الموسوی الخمینی‌

حذف اسرائیل چقدر برای امام مهم بود؟

حذف اسرائیل چقدر برای امام مهم بود؟



٣٥ سال است که مرگ بر اسرائیل یکی از شعارهای ملت ایران می باشد و در سیاست خارجی ما حذف اسرائیل یکی از موضوعات مهم می باشد این موضوع در اندیشه و مواضع امام چگونه بوده است؟


از دیدگاه سیاسی امام خمینی (ره)، اگر تأسیس حكومت اسلامی، اولویت اول برای ایشان در ایران بود، در خارج از كشور، آزادی بیت المقدس و سرزمین فلسطین، مهم ترین دغدغة فكری و عمل سیاسی ایشان را تشكیل می داد.

یكی از اختلافات اساسی امام با رژیم پهلوی، دربارة نفوذ صهیونیزم در ایران و حضور عناصر اسرائیلی در مناصب دولت پهلوی بود.

امام خمینی

به عبارت دیگر، می توان در اندیشه انقلابی و آزادی بخش امام، آزادی ملت ایران و فلسطین را دو ضرورت عینی و اساسی دانست كه بسیاری از آثار كتبی و شفاهی و مبارزات سیاسی ایشان، مبین این امر است .

اهداف تشکیل رژیم صهیونیستی

امام(رحمة الله علیه) نیز اتخاذ هرگونه سیاست‌ سازشكارانه و همراه با مسامحه را در برابر آنها جایز نمی‌دانند:«اگر سست بگیرید، اینها تا فرات می‌خواهند بروند. اینها همه اینجا را ملك خودشان می‌گویند هست.»

سیاست توسعه ارضی و گسترش آن از نیل تا فرات، از اهداف اساسی بنیانگذاران دولت یهود به‌ شمار می‌رود. همواره بازگشت به ارض موعود با تمسك به متون مذهبی و براساس تفاسیر دینی ،بخشی از برنامه‌های رهبران سیاسی اسرائیل را به خود اختصاص می‌دهد تا از این ‌طریق نوعی علاقه ملی و احساس ملی‌گرایی را در میان یهودیان برای بازگشت به سرزمین فلسطین ایجاد نمایند.

ایده تشكیل دولت یهودی در فلسطین ، به ‌قدری نفرت‌انگیز بود كه واكنش عمومی جهان اسلام را برانگیخت و نگذاشت بیت‌المقدس به‌ راحتی و خوشی از گلوی صهیونیسم فرو رود. اما واكنش مسلمانان در قبال اشغال سرزمینهای فلسطین، به اتكای اندیشه‌های عمیق رهبران مسلمان و روشنگری های آنها بود. دراین ‌راستا اندیشه و موضعگیری های فكری و سیاسی حضرت امام‌خمینی(رحمة الله علیه) نقشی اساسی و تعیین‌كننده یافت و مبارزه با اسرائیل را به‌ عنوان یك اصل مهم سیاست خارجی و استراتژی بنیادین مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی ، تثبیت كرد. آنچه را كه حضرت امام(رحمة الله علیه) در زمینه تحریم اقتصادی اسرائیل و استفاده از اجتماعات و گردهمایی‌های بزرگی مانند مراسم حج و برگزاری روز قدس به ملتها و دولتهای اسلامی توصیه می‌كردند ، نهایتاً نقش خود را در تضعیف جایگاه جهانی و منطقه‌ای اسرائیل ایفا كرد و اكنون شاهد ناكام ‌ماندن توسعه‌طلبی های اسرائیل در خاورمیانه هستیم.

امام در دیدگاه خود نسبت به اسرائیل بسیار روشن و صریح بود. او اسرائیل را دست پرورده و فرزند نامشروع آمریكا می دانست كه هر وقت بخواهد آن را برای به كارگیری طرحهای سلطه جویانه و استكباری خود به كار می گیرد. به عبارت دیگر اسرائیل پلیس آمریكا در منطقه ما بوده و جنبش صهیونیسم در خدمت طرحهای استبدادی آمریكا در منطقه می باشد. البته این حقیقت نیز به نوبه خود به طور همزمان امیدها، آرزوها و طمعكاریهای یهودیان و صهیونیسم را نیز جامه ی عمل می پوشاند چون آنان همواره در خدمت شیطان و این آرزوها و طمعكاریهای او بوده و هستند. 

یكی از اختلافات اساسی امام با رژیم پهلوی، دربارة نفوذ صهیونیزم در ایران و حضور عناصر اسرائیلی در مناصب دولت پهلوی بود

این دو برداشت متفاوت از جوهر روابط آمریكا و اسرائیل، نیاز به شیوه عملی متباینی در برخورد با آمریكا دارد كه می توان به چند نوع آن در زیر اشاره كرد: 

الف ـ كشورهای عربی و اسلامی و ملتهای آنان باید پیش از هرچیز آمریكا را مسئول تمام اشغالگریها، تجاوزها، كشتارها و جنگ افروزیهای روزانه اسرائیل دانسته و تأكید كنند كه مسئول و عامل نادیده گرفتن حقوق بشر، آن هم در موارد زیاد و هولناك توسط این رژیم آمریكا است. 

ب ـ این كشورها و ملتها باید آمریكا را دشمن شماره یك و حقیقی خود دانسته و در حقیقت این آمریكا است كه به وسیله دست پرورده اش اسرائیل، با ملت ما وارد منازعه و جنگ شده است.

ج ـ هرگونه حكمیت و مرجعیت آمریكا را رد كرده و با تمامی اقداماتی كه ایده ی مطرح كردن آمریكا به عنوان میانجی و یا داور بی طرف حمایت می كند، مخالفت كنند، چگونه آمریكا می تواند داور باشد در حالی كه دشمنی است كه هرگز رحم نمی كند و در تجاوز هیچ تردیدی نمی كند. 

د ـ تدوین طرحی برای مقابله با شیطان بزرگ كه هم اكنون تمامی قدرتهای استكباری در آن خلاصه می شوند، و باید دست آنان از مراكز تصمیم گیری، ثروت و كشور ما كوتاه گردد تا بتوان نبرد را با عامل آن در منطقه «اسرائیل» به نفع خود تمام كنیم، و این همان مطلبی است که امام در طول عمر مبارك خود به آن دعوت می كرد. 

دوم: امام اسرائیل را غده سرطانی نامید، و طبیعی است كه غده سرطانی خود و بدن را فاسد می كند و به نقطه معینی محدود نمی شود بلكه تا آنجایی كه می تواند پیشروی می كند و این به معنی آن است كه اسرائیل می خواهد جامعه های ما را فاسد بكند، ملتهای ما را بكشد و بدون هیچ حد و مرزی به توسعه طلبی خود ادامه دهد. امام معتقد بود كه آرزوها و طمعكاریهای اسرائیل بسیار فراتر از نیل به فرات است و این طمعكاریها و توسعه طلبیهای اسرائیل همگام با قدرت طلبی، كنترل بر منطقه و غلبه بر آن بیشتر و بیشتر می گردد. به همین جهت است كه امام خطر اسرائیل را محدود به ثروتهای طبیعی و سرزمین محدود نمی دانسته و می گفتند اسرائیل تمامی ارزشهای انسانی، دینی و فرهنگی تمدن اسلامی را نیز تهدید می كند. 

امام خمینی

بر اساس همین دیدگاه است كه امام شیوه ی عملكرد و برخورد با اسرائیل را مشخص كرده و می فرماید: اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود، این غده سرطانی باید از بیخ درآورده شود. چون هرگز نمی توان در برابر سرطان ساكت ماند و زندگی هم نمی توان با آن كرد، چه رسد به خطرها و تهدیدهایش كه جز با درآوردن ریشه های آن برطرف شدنی نیست، هرچند این كار دردناك باشد و برای ما گران تمام شود. 

سوم: از دیدگاه امام، مسأله قدس تنها به فلسطینیان و اعراب محدود نمی شود بلكه مسأله تمامی امت اسلامی است، مسئولیت ملتها،‌ دولتها و دیگر طبقات جامعه های اسلامی است و به همین دلیل است كه بزرگترین روز را در بزرگترین ماه، یعنی آخرین جمعه ماه مبارك رمضان را برای آن انتخاب كرده و آن را روز جهانی قدس نامیده و فرمود این روز، روز فلسطین و اسلام است. امام با این موضعگیری خود مسأله قدس را به جایگاه طبیعی و تاریخی خود در منازعه موجود با صهیونیسم بازگرداند و توانست آن را از چنگ كسانی كه آن را محدود به مسأله فلسطین می دانستند آزاد كند. چرا كه هیچ مسلمانی در این جهان نیست كه بپذیرد قدس بخشی از اسرائیل بوده و یا سندی را امضاء كند كه بر اساس آن قدس پایتخت اسرائیل معرفی شود، این مسلمان خواه خود حاكم و فرمانروا باشد، یا به نمایندگی از سازمان و یا گروهی باشد چه رسد كه یك ملت باشد چنین سندی را امضاء نمی كند. آری تا زمانی كه این ملت بویی از روح و عزم خمینی در میان خود دارد هرگز قدس بخشی از اسرائیل نخواهد شد. 

از سوی دیگر امام مسأله قدس را به عنوان محور و زمینه ای برای وحدت و همبستگی ملتهای عربی و اسلامی مطرح كرد، تا در میان ملتها زنده، محترم و شایسته و عزیز بماند. مردم اگر هم در بسیاری از موارد با یكدیگر اختلاف نظر داشته باشند اما در مقابله با اشغالگران و متجاوزان، تمام اختلافات را كنار زده و با یكدیگر متحد گشته و تمام نیروهای خود را در جنگی سرنوشت ساز به كار می گیرند. مقابله با صهیونیسم و مقاومت در برابر اشغالگران اسرائیلی كه سرزمین ما را اشغال كرده است، مهمترین عاملی است كه می تواند تمامی نیروهای امت ما و جریانهای مختلفش را حول یك محور سرنوشت ساز جمع آوری كند و چنانچه در همبستگی حول چنین محوری ناكام بمانیم محققاً در متحد شدن حول محورهای دیگر ضعیف تر و ناكام خواهیم بود

مواضع امام در مورد اقدامات صهیونیسم 

اولین موضع رسمی امام، مقارن با آغاز مبارزات سیاسی وی با رژیم پهلوی در ارتباط با عدم همسویی این رژیم با تحریم نفتی اسرائیل و عدم قطع روابط دیپلماتیك با كشور اسرائیل بود.

ای ملت دین ما اقتضا می كند كه با دشمن اسلام موافقت نكنیم، قرآن ما اقتضا می كند كه در مقابل صف مسلمین با دشمن اسلام هم پیمان نشویم. ملت ما با هم پیمانی شاه با اسرائیل مخالف است

امام در مصاحبه ای اینچنین فرموده اند:

یكی از جهاتی كه ما را در مقابل شاه قرار داده است، كمك او به اسرائیل است … او نفت مسلمین را غصب كرده و به اسرائیل داده است. این خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است .

از سال 41 شمسی و در پیام مشهور امام، به مناسبت نوروز 42 به كشته شدن مسلمانان و روحانیت به دست دولت، برای حفظ منافع اسرائیل اشاره شده است.

 پس از آن امام به مناسبت وقایع مختلف در داخل و خارج از ایران این مقوله را به طور جدی طرح كرده اند. از جمله در پیام امام دربارة لایحه انجمن های ایالاتی و ولایتی از سلطه صهیونیست ها بر منافع و تأسیسات ایران، انتقاد شدیدی به عمل آمده است.

یكی از محكم ترین و تندترین موضع گیر های سیاسی امام در برابر اسرائیل سخنرانی مشهور ایشان در مسجد اعظم، پس از آزادی از زندان بود.

 ای ملت دین ما اقتضا می كند كه با دشمن اسلام موافقت نكنیم، قرآن ما اقتضا می كند كه در مقابل صف مسلمین با دشمن اسلام هم پیمان نشویم. ملت ما با هم پیمانی شاه با اسرائیل مخالف است.

با كشتار خونین مدرسه فیضیه، امام با سخنرانی تاریخی خود، مبارزه با اسرائیل را هم چنان در محور مبارزات خود قرار دادند .

صهیونیست ها در 18 اوت 1969، مسجد الاقصی را به آتش كشیدند. امام ضمن محكوم كردن صهیونیست ها، دربارة تجدید بنای مسجدالاقصی اعلام كردند تا زمانی كه فلسطین آزاده نشده، مسلمانان آن را تجدید بنا نكنند تا جنایات صهیونیست ها در مقابل چشمان مسلمانان مجسم بماند.

در طول دهة پنجاه شمسی و تا تحولات انقلاب اسلامی، امام همچنان در اعلامیه های مختلف و در پاسخ به نامه های مردم، دانش جویان و علما، با واجب كردن جهاد بر تمام مسلمین برای آزادسازی فلسطین و حمایت از گروه های مبارز فلسطینی، این امر را در اذهان و افكار عمومی مسلمانان زنده نگه داشت.

مادر می‌خواهی مسیح را، از نزدیک ببینی؟

مادر می‌خواهی مسیح را، از نزدیک ببینی؟

خاطره «لویی» نوجوانی از نوفل لوشاتو


یک روز که از مدرسه به خانه برمی‌گشتم، شلوغی بی‌سابقه‌ای در کوچه‌مان توجهم را جلب کرد. جلوی باغی که کمی آن طرف‌تر از خانه‌مان بود جمعیت زیادی ایستاده بودند. در میان جمعیت، خبرنگارانی به چشم می‌خوردند که دوربین‌هایشان را به گردن آویخته بودند و از پشت در چوبی و سبزرنگ باغ سرک می‌کشیدند. حس کنجکاوی من تحریک شده بود. داخل باغ اتفاقی افتاده بود. خود را داخل جمعیت کردم، هر چه سرک کشیدم، چیزی نفهمیدم. از خبرنگاری پرسیدم، «اینجا اتفاقی افتاده؟» خبرنگار گفت: «هنوز نه، ولی از حالا به بعد اتفاق‌های مهمی خواهد افتاد.» و پرسید، «شما اهل این دهکده هستید؟»

از حرف‌های او چیزی سر در نیاوردم، جواب دادم، «بله، خانه‌مان کمی آن‌طرف‌تر است.»

خبرنگار گفت، «

به ‌زودی دهکده‌تان مشهورترین دهکده‌ دنیا خواهد شد!»

با تعجب پرسیدم، «متوجه نمی‌شوم. چه اتفاق مهمی قرار است در دهکده ما بیفتد که باعث شهرت آن می‌شود؟»

جواب داد، «تا به حال اسم آیت‌الله خمینی را شنیده‌ای؟»

اسم برایم آشنا بود، بارها و بارها از رادیو، تلویزیون اسمش را شنیده بودم و عکس او را هم در روزنامه دیده بودم.

گفتم، «همان که رهبر مذهبی ایران است؟»

گفت، «آفرین پسر، حالا او به این دهکده آمده و همسایه شماست.»

با حالتی هیجان زده پرسیدم، «حالا شما برای چه اینجا جمع شده‌اید؟ مگر قرار است بیرون بیاید؟»

خبرنگار پاسخ داد، «نه بیرون نمی‌آید ولی قرار است مصاحبه کند. منتظریم تا اجازه بدهد و به داخل باغ برویم.»

کنجاویم باعث شد هر طور شده او را ببینم، کسی که هر روز عکسش در روزنامه چاپ می‌شد و تازه می‌توانستم پیش همکلاس‌هایم پز بدهم.

پرسیدم، «اگر منتظر بمانم مرا راه می‌دهند؟» گفت، «نمی‌دانم.» و با دست به آقایی که کنار در باغ ایستاده بود، اشاره کرد و گفت، «از او باید پرسید.» به طرف آن مرد رفتم و گفتم، «منزل ما چند خانه آن طرف‌تر است. من می‌توانم آیت‌الله خمینی را از نزدیک ببینم؟»

مرد گفت: «از آیت‌الله خمینی چه می‌دانی؟»

گفتم: «این را می‌دانم که آیت‌الله خمینی رهبر مذهبی ایران است و هر روز عکسش را در روزنامه چاپ می‌کنند.» کمی فکر کرد و پرسید، «به غیر از شما کس دیگری هم هست؟» به خبرنگارها اشاره کردم و گفتم، «می‌بینید که اینها هم هستند، قول می‌‌دهم چند لحظه ایشان را ببینم و نظم جلسه را به هم نزنم.»

در باغ گشوده شد. آیت‌الله خمینی پیرمردی بود با لباس روحانی و پارچه سیاهی دورسر پیچیده بود.

برای یک لحظه احساس کردم مسیح در مقابلم ایستاده است.

اصلاً نفهمیدم چگونه یک ساعت گذشت و وقت تمام شد. همچنان در بهت و حیرت بودم که به خانه رفتم و به مادرم گفتم،

«مادر می‌خواهی او را از نزدیک ببینی؟»

می‌دانستم که اگر او را ببیند، احساس مرا پیدا می‌کند.

از مادر پرسیدم. «به نظر شما آمدن او به اینجا اشکال دارد؟» و او گفت، «نه، ولی پدرت دنبال یک جای آرام بود. حالا دیگر اینجا آرام نخواهد بود.»

پیش‌بینی مادر درست بود. وقتی پدر آمد بسیار عصبی بود. کتش را درآورد و خودش را روی مبل رها کرد و با ناراحتی گفت، «امسال سال بدبیاری من است، هر جا می‌روم بدشانسی دنبالم می‌آید. آن از ورشکستگی شرکت، این هم از وضع اینجا!»

مادر خواست او را آرام کند و به او گفت، «خیلی طول نمی‌کشد. شاید تا چند روز دیگر وضع آرام شود.»

پدر با عصبانیت گفت، «خدا کند این طور باشد.» مادر ادامه داد، «توی روزنامه خواندم، شاید چند روز دیگر به ایران برود.» و پدر با ناراحتی زمزمه کرد، «حالا چرا اینجا آمده؟ آن هم به این دهکده کوچک.»

چند روز تا تعطیلات کریسمس مانده بود. حوصله درس خواندن نداشتم. دائم در فکر او بود، طوری بود که از نگاه کردن به او سیر نمی‌شدم. اما پدر از شدت عصبانیت قصد داشت به پلیس شکایت کند و می‌گفت، «ما هم حق و حقوقی داریم. چقدر باید عذاب بکشیم؟» دیگر نتوانستم سکوت کنم و گفتم، «الان مدتی است که او اینجاست، حتی یک بار به دیدنش نرفتی.» پدر با لبخندی تمسخرآمیز گفت، «او هم مثل بقیه کشیش‌هاست. حتماً همه‌اش نصیحت می‌کند.» گفتم، «پدر مگر شما نگفتید زود قضاوت نکنم؟ من فکر می‌کردم شما یک فرد منطقی هستید. امروز یک سخنرانی دارد. به خاطر من هم که شده بیا برویم. اگر خوشتان نیامد، برگردید.» پدر گفت، «چه وقت باید برویم؟» جواب دادم، «کمتر از نیم‌ساعت دیگر، او خیلی وقت‌شناس است.»

با پدر به محل سخنرانی رفتیم. به غیر از خبرنگارها، عده‌ زیادی از مردم نیز آنجا بودند. برایم جالب بود. خیلی از آدم‌ها حتی یک کلمه از صحبت‌های او را نمی‌فهمیدند.

او که آمد همه به احترامش ایستادند. نگاهم به پدرم افتاد. اشک در چشمانش حلقه زده بود. دیگر خیالم راحت شد. روزهای بعد با پدر برای شنیدن سخنرانیش می‌‌رفتیم . دیگر عصبانی نبود. شب تولد حضرت مسیح بود. همه دور درخت کاج جمع شده بودیم. زنگ در به صدا درآمد. یعنی چه کسی است، این وقت شب؟! پدر به سوی در رفت و من هم به دنبالش. مردی با چند شاخه گل و یک جعبه شیرینی بیرون خانه ایستاده بود. با خوشرویی سلام کرد و گل را جلوی پدر گرفت و گفت، «اینها از طرف آیت‌الله خمینی است. ایشان تولد حضرت مسیح(ع) را به شما تبریک گفتند و از اینکه ممکن است حضورشان در دهکده موجب زحمت شما شده باشد، عذرخواهی کردند.»

پدر شیرینی و گل را گرفت و گفت، «از جانب ما از ایشان تشکر کنید.» پدر بی‌آنکه چیزی بگوید به سمت اتاقش رفت و چند لحظه بعد صدای هق‌هق گریه‌اش شنیده شد. چیزی در درونش شکسته بود. برای اولین بار پدر بلند بلند گریه می‌کرد. به سوی مادر شتافتم و با خوشحالی گفتم،

«مادر امسال از طرف مسیح برایمان هدیه فرستاده شد، گل و شیرینی.»

منبع: ماهنامه یاران- شماره 7

شادي روح مومنين و مومنات صلوات

شادي روح مومنين و مومنات صلوات

افسران - پاسداری که امام خمینی به جای او نگهبانی دادند...

هديه به بي بي رقيه صلوات

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم


نقش امام (ره)در جنگ تحمیلی

نقش امام (ره)در جنگ تحمیلی

فرزانه تقی زاده   911133021

بررسی رفتار فردی و شیوه مدیریت و رهبری حضرت امام( رحمت الله علیه ) از جمله نكات جالب و ارزشمندی است كه به واسطه‌ی مطالعه رفتار و منش مدیریتی و رهبری ایشان به دست می‌آید و می‌تواند برای علم مدیریت موهبتی بزرگ باشد. همچنین مدیران و رهبران سیاسی و اجتماعی در تمامی سطوح می‌توانند از روش رفتاری ایشان بیاموزند. آن چه می‌خوانید نگاهی از زاویه دانش مدیریت به شخصیت رهبری حضرت امام( رحمت الله علیه ) است: 


پدیده «رهبری» با پیدایش زندگی جمع‌زیستی انسان در كره خاكی پیوند دارد و تجربه‌های گوناگون سیاسی اجتماعی در طول تاریخ حیات بشریت، نیازمندی به رهبری را به اثبات رسانده است. از دیدگاه قرآن كریم كه گنجینه معارف الهی و كتاب هدایت بشریت است بعثت رسولان الهی و كیفیت دعوت آنان از مردم برای ایمان آوردن به خداوند متعال، مشحون از لطایف و نكات ظریف رهبری انبیای عظام است. در فرهنگ شیعی نیز به رهبری جامعه اهتمام خاصی شده و آن را یكی از نیازهای اصیل بشری قلمداد نموده است.
نكته مهم دیگر این كه از دیدگاه تشیع، رهبری إعمال ولایت خداوند در زمین است و رهبر باید حتماً از طرف خداوند متعال بی‌واسطه و یا با واسطه اذن داشته باشد تا در میان مردم به رهبری بپردازد و شیعه این مهم را پس از پیامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در شجره طیبه اهل بیت(علیهم السلام ) منحصر می‌كند.
امام خمینی( رحمت الله علیه ) شخصیتی جامع در ابعاد مختلف علمی و عملی بود و یكی از كم‌نظیرترین حادثه‌های تاریخ اسلام را آفرید. از بارزترین جلوه‌های رهبری و نقش معنوی حضرت امام خمینی( رحمت الله علیه ) و تأثیر شگرف آن بر روحیه ملت و رزمندگان اسلام، هدایت و رهبری ایشان در هشت سال حماسه دفاع مقدس است. بزرگمردی كه حماسه رزمش آمیخته به بالاترین مراتب عرفان، فقهش متبلور در فلسفه عملی حكومت اسلامی، و حكمتش، شالوده سیاست‌های نظام اسلامی بود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ( مدّظلّه العالی) درباره ویژگی‌های فرماندهی و رهبری حضرت امام( رحمت الله علیه ) در هدایت نیروهای رزمی و مسلح می‌فرماید:


غیر از دوران پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم ) و دوران خلافت امیر المومنین (علیه السلام ) و مدت کوتاهی از امام مجتبی(علیه السلام ) ، فرمانده كل قوای عارف و حكیم و عاشق و الهی در دنیا سراغ نداریم… ما در هیچ جای دنیا، نه امروز و نه در گذشته نیروی نظامی سراغ نداریم كه تحت فرماندهی انسانی معنوی و الهی و عارف و دارای رقیق‌ترین احساسات بشری و در عین حال با قاطعیت و صلابتی كه هیچ فرماندهی در دنیا از آن برخوردار نیست، به حراست و دفاع از ناموس و حیات شرافتمندانه ملت در مقابل تجاوزگران بپردازد.


شور و حال سلحشوری و رزمندگی، شوق به جهاد و استقامت رزمندگان و فتوحات عظیمی كه در نبرد با دشمنان اسلام به دست آورده‌اند، بیشتر مرهون تأثیرات معجزه‌گون شخصیت معنوی حضرت امام( رحمت الله علیه ) در رهبری دفاع مقدس است كه در این مقاله به اختصار ابتدا به ویژگی‌های رهبری، شیوه‌ها و سپس به ارتباط معنوی امام خمینی(رحمت الله علیه) با رزمندگان می‌پردازیم. ویژگی‌های رهبری امام خمینی(رحمت الله علیه) اخلاق فردی و مدیریتی و خصوصیات رهبری حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه) در درجات بسیار عالی قرار داشت و از ایشان یك نمونه انسان كامل ساخته بود، كه سخن گفتن درباره هر كدام از خصوصیات اخلاقی و مدیریتی ایشان بحث مستقلی را می‌طلبد كه در این مقاله به برجسته‌ترین آن‌ها در ارتباط با فرماندهی عالی و رهبری جنگ می‌پردازیم:


1. شجاعت:
در فرهنگ مبارزات سیاسی حضرت امام واژه ترس وجود ندارد در دوران قیام علیه طاغوت و رویارویی با آمریكا و رهبری هشت سال دفاع مقدس با شجاعت و دلیری وارد مبارزه شد او ترس را ترساند كه به دل‌های اولیای الهی راه نیابد ـ او هرگز نترسید و نترساند. هنگامی كه وزیر دفاع امریكا علناً تهدید كرده بود كه امریكا د راین جنگ هر زمانی كه صلاح بداند از دوستان عرب خود پشتیبانی خواهد كرد. حضرت امام(رحمت الله علیه) در پاسخ به این گونه تهدیدهای نظامی دشمنان فرمود: هر یك از این‌ها (حامیان رژیم عراق) بخواهند تعدی بكنند، ‌ما تا آخرین نفرمان می‌ایستیم مقابلش. هنگامی كه امریكا ناوی های جنگی خود را برای حمایت از رژیم عراق به سوی منطقه خلیج‌فارس گسیل می‌داشت، مسئولان مملكتی در این باره با حضرت امام گفتگو كردند و نظر ایشان را جویا شدند. امام با شجاعت تمام فرمود: اگر من بودم، با ورود اولین ناو امریكایی به خلیج فارس، آن را هدف قرار می‌دادم!


2. طمأنینه:
دل آرام و قلب مطمئن حضرت امام(رحمت الله علیه) پیامد ایمان محكم و اعتقاد راسخ به دریای بیكران الطاف الهی بود. طمأنینه‌ای كه حوادث ناگوار و كمرشكن قادر به متزلزل كردن و در هم شكستن آن نبود. حضرت امام(رحمت الله علیه)، عالَم را محضر حق‌تعالی می‌دید و به الطاف و عنایات الهی اعماد داشت و مصداقی از آیه: الا بذكرالله تطمئن القلوب بود و این عنصر مهم تاثیری شگرف در تصمیم‌گیری‌های ایشان در رهبری دفاع مقدس داشت. عكس‌العمل ساده و ‌آرام امام(رحمت الله علیه) در برابر هجوم سراسری دشمن به كشور ایران بارزترین نمونه این طمأنینه بود كه فرمود: «یك دزدی آمده یك سنگی انداخته و فرار كرده» فرماندهان و طراحان عملیات‌های جنگ پس از روزها مطالعه و شناسایی و بررسی امكانات و تجهیزات و تهیه راه‌كارهای عملیاتی و نظامی باز هم به هنگام اجرای عملیات‌های مهم اضطراب و نگرانی خویش را از سرانجام عملیات و عدم اطمینان از موفقیت آن را پنهان نمی‌كردند و به (نفس مطمئنه) امام پناه می‌جستند. رهنمودهای امام قبل از عملیات عملیات فتح‌المبین والفجر 8 به فرماندهان نمونه‌ای دیگر از آرامش و اطمینان قلبی حضرت امام(رحمت الله علیه) بود كه تأثیری عجیب در پیروزی رزمندگان اسلام داشت
3. تواضع و فروتنی:


شخصیت عظیم و معنوی حضرت امام، مهم‌ترین عامل در تحول معنوی و روحی ملت ایران و رزمندگان جبهه‌های نور علیه ظلمت در هشت سال دفاع مقدس بود. حضور پرشور جوانان در عرصه جهاد و شهادت، گرایش توده مردم و نوجوانان به ارزش‌های انسان‌ساز و متعالی اسلام و شكوفایی این ارزش‌ها در جبهه‌های جنگ همه در پرتو رهنمودها و راهنمایی‌های پیامبرگونه عارف و عالمی وارسته و استكبارستیزی كه مراحل و مدارج عالی سیر و سلوك را پیموده صورت گرفته است؛ اما خصلت تواضع و فروتنی امام(رحمت الله علیه) هیچ‌گاه اجازه نمی‌داد كه از كار خود سخن به میان آورد و خویشتن را یك خدمتگزار معرفی می‌كرد و می‌فرمود: اگر به من خدمتگزار بگویند، بهتر از این است كه رهبر. هرگاه در جمع رزمندگان حضور می‌یافت خود را خجل زده معرفی می‌كرد و خود را از خیل مشتاقان جنگ و شهادت عقب مانده می‌دانست. اوج مرتبه و عالی‌ترین درجه تواضع و فروتنی امام(رحمت الله علیه) نسبت به رزمندگان، جمله معروفی است كه در وصف دلاوری نوجوان شهید، حسین فهمیده بیان نموده‌اند: رهبر ما آن طفل دوازده ساله‌ای است كه با قلب كوچك خود؛ كه ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجك خود را زیر تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.


4. محبت و صمیمیت امام(رحمت الله علیه) با رزمندگان:


همان‌گونه كه رزمندگان اسلام خداجویان جبهه‌های نبرد به ساحت مقدس شخصیت معنوی رهبرشان عشق می‌ورزیدند، امام عاشقان نیز علاقه و محبتی خاص نسبت به فرزندان معنوی خویش اظهار می‌كردند. و در حقیقت ارادت و علاقه بین مرید و مراد یك پیوند دو جانبه بود، جلوه‌های الفت و صمیمیت و محبت امام(رحمت الله علیه) نسبت به رزمندگان در گفتار و كردارش به طور كامل نمایان بود. جملاتی همانند: اینجانب دست یكایك شما را می‌فشارم؛ من بین خود و شما فاصله‌ای نمی‌بینم؛ گویای عمق و ارادت و محبت قلبی امام به دلاوران دفاع مقدس بود. بی‌پیرایگی رفتار امام(رحمت الله علیه) در جمع فرماندهان و رزمندگان جبهه‌ها و برداشتن مانع‌های احترامات رسمی و رایج میان یك رهبر و فرمانده عالی جنگ با نیروهای تحت امر در ملاقات‌های خصوصی تصویرگر گوشه‌ای از محبت و صمیمیت قلبی امام(رحمت الله علیه) به رزمندگان بود و صحنه‌های دیدارهای خصوصی امام(رحمت الله علیه) با رزمندگان مشحون از صحنه‌های دل‌پذیر و ارتباط عاطفی و محبت و صمیمیت است.


5. قاطعیت:


در دوران مبارزه با رژیم ستم‌شاهی قاطعیت امام راه‌گشای برنامه‌ها و سیاست‌های مبارزه بود كه حتی اطرافیان و شاگردان ایشان به شگفتی و كار ساز بودن آن اعتراف داشتند. در امور رهبری و فرماندهی عالی جنگ هم قاطعیت امام گره‌های كور و بن‌بست‌های ایجاد شده در برنامه‌ریزی‌های رزمی و نظامی را باز می‌كرد. از مهمترین جلوه‌های قاطعیت امام دستور شكست حصر آبادان، آزادسازی سوسنگرد و عزل فرماندهی نیروهای مسلح بود.
6. سازش‌ناپذیری و استقامت در مبارزه:


ظلم‌ستیزی و پایداری امام در برابر توطئه‌های دشمنان، روحیه‌ای سازش‌ناپذیر و مقاوم از ایشان پدید آورده بود. حضرت امام در سیره عملی و روش مبارزاتی خود به آیات شریفه لا تظلمون و لا تظلمون 18 و فاستقم كما امرت و من تاب معك 19تاسی می‌جست و هیچ‌گاه نقشه‌های ظالمانه و سلطه‌طلبانه و تحمیلی دشمن را برنمی‌تافت. فشارهای شدید نظامی، تبلیغاتی و روانی حامیان دشمن در كمك‌های تسلیحاتی به رژیم بعث عراق برای پذیرفتن خواسته‌های استكبار جهانی هیچ تأثیری در روحیه مقاوم و سازش‌ناپذیر امام نداشت و می‌فرمود: ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون برای اعتلای كلمه الله ایستاده‌ایم. این روحیه و صفت مطلوب حضرت امام(رحمت الله علیه) تأثیر عجیبی در رزمندگان اسلام داشت به گونه‌ای كه شیرمردان عرصه پیكار در شرایط سخت نبرد با تمام توان و اراده خویش پایداری می‌كردند و دشمن مجهز به سلاح‌های پیشرفته را به استیصال می‌كشاندند.
7 .نیرنگ شناسی:


دشمن در موقعیت و زمان‌های مختلف حیله‌های متفاوت و گوناگونی را به كار می‌بست و با بهره‌گیری از شیوه‌های جنگ روانی تلاش می‌كرد تا انگیزه‌های اسلامی را در رزمندگان از بین ببرد و اراده آنان را در دفاع مقدس از میهن اسلامی سست نماید. مظلوم‌نمایی و تظاهر به مسلمان بودن از جمله اقداماتی بود كه برای فریب ملت سلحشور ایران از سوی رژیم بعث صورت می‌گرفت، اما هوشیاری و زیركی منحصر به فرد حضرت امام(رحمت الله علیه) با موضع‌گیری‌های دقیق و سنجیده خویش تمام این توطئه‌های فریبنده دشمن را خنثی نمود.


از این رو حامیان رژیم بعث عراق و سیاستگزاران استكبار جهانی برای پیش‌گیری از پیروزی‌های مداوم ظفرمندان جبهه‌های نبرد كه از شكست حصر آبادان تا فتح بستان و نبرد چزابه تا عملیات مهم فتح‌المبین و نیز فتح معجزه‌آسای خرمشهر ضربات كوبنده خود را بر پیكر رژیم بعث وارد آورده بودند. حیله‌ای جدید اندیشیدند تا افكار مجامع بین‌المللی و رسانه‌های خبری و ملت و كشورهای اسلامی و به خصوص رزمندگان دلاور اسلامی را از جبهه‌های جنگ ایران و عراق به نقطه‌ای دیگر معطوف كنند. این توطئه بزرگ، طرح‌ریزی و تهاجم وحشیانه و غافلگیرانه اسرائیل غاصب به كشور لبنان بود و می‌رفت كه این حیله كارساز شود، ‌اما با موضع‌گیری هوشیارانه و صریح حضرت امام(رحمت الله علیه) درباره چگونگی پشتیبانی رزمندگان از مردم بی‌پناه لبنان و فلسطین این توطئه نیز خنثی شد.
حضرت امام(رحمت الله علیه) فرمود: ما راهنمان این است كه باید از راه شكست عراق دنبال لبنان برویم نه مستقلاً. شیوه‌ها و تدابیر رهبری امام خمینی(رحمت الله علیه) حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه) به عنوان رهبر و فرمانده كل قوا و فرماندهی عالی جنگ، تعیین و هدایت استراتژی جنگ را بر عهده داشت و در این مدت با بهره‌گیری از شیوه‌ها و تدابیر خاص خویش هشت سال دفاع مقدس را رهبری نمود و اعجاب و شگفتی سیاستمداران دشمن را برانگیخت.
1. بسیج همگانی و سازماندهی مردم و نیروهای مسلح تحت دو یگان عمده رزمی و پشتیبانی برای آنكه كلیه نیروهای داوطلب بتوانند در حد توانایی‌ها و استعدادهای خویش در این امر مهم سهیم باشند، اما اقدام به این مهم نمودند و در این رابطه فرمودند: هر كس می‌تواند جبهه باید برود و هر كه نمی‌تواند در پشت جبهه كمك كند.


2. توسعه تشكیلاتی نظامی و فرمان بر تشكیل نیروهای سه‌گانه سپاه این امر موجب شد تا سپاه بتواند با هماهنگی بیشتر با نیروهای ارتش، در عرصه‌های نبرد حضور قوی‌تری داشته باشند.
3. هماهنگی و انسجام در نیروهای مسلح همان‌گونه كه در اندیشه سیاسی امام(رحمت الله علیه) وحدت و یكپارچگی اقشار مختلف ملت و احزاب گوناگون عامل پیروزی ملت ایران به شمار می‌آید. انسجان نیروهای نظامی را نیز ضامن اقتدار نیروهای مسلح در دفاع مقدس می‌دانست. از این رو امام(رحمت الله علیه) به نیروهای ارتش، سپاه و بسیج فرمود: همه در هم ذوب شوید و تو و من را از میان بردارید و چون ید واحده و قدرت واحده به دشمن بتازید.
4. هماهنگی و به كارگیری امكانات پشت جبهه امام نیروهای پشت جبهه اعم از دستگاه‌های اجرایی و تبلیغی و سیاسی را به هماهنگی با یكدیگر و توجه به مسائل جنگ دعوت می‌كردند و كلیه فعالیتهای سیاسی، تبلیغی و اقتصادی پشت جبهه را با دفاع مقدس مرتبط می‌ساختند و همواره ارگان‌ها و سازمانهای دولتی را در جهت تقویت و آمادگی رزمی مردم و پشتیبانی از جنگ به كار می‌گرفتند و می‌فرمودند: به پشتیانی مادی و معنوی خود از جبهه‌های نبرد و رزمندگان ادامه دهند و سپاهیان نور را حمایت كنند.


5. مقابله با عوامل بازدارنده داخلی و تبلیغات دشمن در دوران دفاع مقدس حوادث گوناگونی پدید می‌آمد، برخی از این حوادث مانند رقابت‌های جناح‌های مختلف در كشور معلول شرایط سیاسی داخلی كشور بود كه بعضاً فضای سیاسی كشور را ملتهب می‌ساخت، برخی از پیشامدها را عوامل آگاه و مزدور دشمن پدید می‌آوردند و برخی دیگر نتیجه اعمال گروه‌های ناآگاه داخلی بود و هر كدام از این حوادث به طور مستقیم با غیرمستقیم می‌توانست در حضور رزمندگان اسلام در جبهه‌ها برای ادامه دفاع مقدس مشكل ایجاد نماید. اما حضرت امام(رحمت الله علیه) با شیوه‌های در خود تحسین رهبری خویش، تأثیر منفی و شكننده هر یك از این حوادث را بر عرصه‌های نبرد و روحیه رزمی و معنوی رزمندگان اسلام را خنثی می‌كرد. دشمن بعثی نیز با در اختیار داشتن امكانات تبلیغی استكبار جهانی و به تعبیری امپراتوری خبری و رسانه‌ای با كمك كارشناسان و مشاوران خارجی و بهره‌وری از امكانات و شیوه‌های گوناگون، جنگ روانی خود را برای مشوش جلوه دادن چهره جمهوری اسلامی در میان مسلمانان جهان جلب حمایت‌های منطقه‌ای برای تقویت رژیم عراق به راه انداخته بود. در این جنگ روانی هم حضرت امام(رحمت الله علیه) با درایت و ژرف‌نگری تمام، با این شیوه‌های تبلیغی و روانی دشمن مقابله نمود.


6. رعایت اصول تصمیم‌گیری حضرت امام(رحمت الله علیه) اطلاعات و اخبار كافی و لازم را از طریق نمایندگان خود در نیروهای مسلح و یگان‌های رزمی و فرماندهان قرارگاه‌ها به دست می‌اوردند. امام(رحمت الله علیه) مبنای تصمیم‌گیری‌های مهم خود را براساس اطلاعات دقیق از وضعیت جنگ و مشورت با مسئولان لشگری و كشوری بنیان می‌نهاد، رهنمودهای حضرت امام(رحمت الله علیه) بر اجرای عملیات‌های نظامی و دفاعی و ورود به خاك عراق، اقدامات مقابله به مثل در جنگ شهرها و قبول قطعنامه 598 سازمان ملل بر همین اصل و اساس استوار بود.
7. تفویض اختیارات گستردگی و تخصصی بودن امور جنگ باعث شده بود كه حضرت امام(رحمت الله علیه) مسئولیت برخی از مسائل اجرایی و كارشناسی مرتبط با جنگ را به مسئولان كشور تفویض نماید و خودشان سیاست كلی و راهبردی دفاع مقدس را ترسیم و بر انجام آنها نظارت می‌كردند از این رو، مسئولیت را بدین گونه تفویض و تعیین فرمودند: الف ـ شورای عالی دفاع و قرارگاه خاتم‌الانبیا و جانشینی فرماندهی كل قوا در برنامه‌ریزی‌های نظامی ب ـ شورای عالی پشتیبانی جنگ برای جذب نیرو و تهیه امكانات ج ـ تشكیل ستاد مناطق بمباران شده د ـ تعیین وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی برای تبیین سیاست‌های دفاعی ایران در مجامع بین‌المللی ه ـ تشكیل شورای عالی بازسازی مناطق جنگی
8. تشویق به نبرد هنر مدیریت و رهبری امام(رحمت الله علیه)، نفوذ معنوی ایشان در قلب میلیون‌ها انسان مخلص و متعهد و شیفته به ولایت و رهبری بود. هرگاه پیام‌های حماسی و شورآفرین حضرت امام(رحمت الله علیه) همانند جمله‌های: امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و میدان نبرد است؛ روز نشاط عاشقان خداست صادر می‌شد، همه جبهه‌های نبرد را از جوانان پرشور و با اخلاص آكنده می‌ساخت و هم در گرماگرم نبرد، چون آّشار نور بر دل‌های تشنه و مشتاق جهاد و شهادت جاری می‌گشت و توان رزم آنان را دو چندان می‌ساخت و در یك كلام معجزه می‌آفرید.


9. تقویت روحیه رزمندگان كلمات دلنشین و نافذ و روح‌بخش پیام‌ها و سخنان حضرت امام(رحمت الله علیه) در دل و جان رزمندگان اثر شگرفی می‌گذاشت، سخنرانی‌های ایشان در جمع فرماندهان قرارگاه‌ها و رزمندگان دلاور و پیام‌هایی كه به مناسبت‌های مختلف برای رزمندگان صادر می‌گردید، قوت قلبی برای دلاورمردان جبهه‌ها بود. پیام امام(رحمت الله علیه) به فرماندهان جبهه پس از عملیات بدر، بارزترین نمونه تاثیر معنوی پیام‌های امام(رحمت الله علیه) در تقویت روحیه رزمندگان و فرماندهان در بحرانی‌ترین شرایط جنگ است.
10. توجه دادن رزمندگان به معنویت حضرت امام(رحمت الله علیه) دائماً رزمندگان و فرماندهان قرارگاه‌ها را به مسائل معنوی توجه می‌داد تا حماسه‌سازی رزم‌آوران عرصه پیكار با عرفان دینی و الهی آمیخته باشد. توجه دادن رزمندگان به اراده و قدرت خداوند تبارك و تعالی در پیروزی و جنگ، تذكر به اعتماد و اعتقاد به نصرت الهی، تاكید بر ذكر خداوند و تهجد در جبهه‌ها، پرهیز دادن از غرور و توجه دادن نیروها به توانایی‌های قدرت ایمان و اخلاص در رزمندگان در مقابلت جهیزات دشمن از جمله تذكرات امام(رحمت الله علیه) به رزمندگان بود. اصولاً در اندیشه و سیره حضرت امام هرگونه تلاش و اقدامات سیاسی، فرهنگی و نظامی بدون در نظر گرفتن بعد الهی و معنوی فاقد هرگونه ارزش اسلامی است، ‌از این رو به رزمندگان اسلام آمیختگی عمل ظاهری را به معنویت دینی و الهی تذكر داد و فرمود: زدن و پیروز شدن و فتح كردن و همه اینها اگر آن بعد معنوی‌اش نباشد همه‌اش شكست است.


11. تقویت بنیه دفاعی اهتمام فراوان حضرت امام بر تقویت بنیه دفاعی و حمایت‌های ایشان از بالا بردن كیفت و كمیت امكانات و تجهیزات نظامی و تامین بودجه‌های جنگ و دفاع مقدس از خصوصیات تدبیر رهبری ایشان در دفاع مقدس بود. این اهتمام حضرت امام(رحمت الله علیه) تا روزهای پایانی جنگ نیز ادامه داشت و طی دستورالعملی به مسئولان سیاسی نظامی فرمود: باید... در تجهیز كلیه آحاد و افراد این كشور براساس اصول و فرمول خاص دفاع همه جانبه تا رسیدن به تشكل واقعی و حقیقی بسیج و ارتش بیست میلیونی كوشش نمود. به فرماندهان نظامی نیز فرمود: نیروهای نظامی ما هرگز نباید از كید و مكر دشمنان غافل بمانند و در هر شرایطی باید بنیه دفاعی كشور در بهترین وضعیت باشد.


تاثیر ارتباط معنوی امام خمینی(رحمت الله علیه) با رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس رزمندگان اسلام، ‌حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه) در خطوط نبرد جبهه‌های جنگ حضور فیزیكی نداشتند،‌ اما شخصیت پر نفوذ و معنوی وعرفانی ایشان هر روز در تمام نقاط جبهه حكمفرما بود و تاثیرات عمیق و شگرف این حضور معنوی در روحیه و عملكرد رزمندگان كاملاً‌ مشهود و ملموس بود. این موضوع شگفتی صاحب‌نظران، راویان و گزارشگران حاضر در جبهه را برانگیخته بود. یكی از خبرنگاران غیر ایرانی كه از جبهه‌های جنگ بازدید كرده و روحیات رزمندگان اسلام را از نزدیك مشاهده كرده است در گزارش خود می‌نویسد: گویی خود آیت‌الله خمینی(رحمت الله علیه) شخصاً هر روز اینجا (جبهه‌ها) حاضر شده و آنها را به جهاد دعوت می‌كند. ارتباط طلایه‌داران فتح با امام امت، همان رابطه مرید با مراد، سالك الی الله با پیر و مرشد، و محب با محبب است. رفتار و حالاتی كه رزمندگان اسلام در صحنه‌های مختلف و عرصه‌های پیكار دفاع مقدس نسبت به حضرت امام(رحمت الله علیه) از خود نشان داده‌اند، رمز و رازی از حدیث دلدادگی و دلباختگی عاشقان شیفته است كه كارنامه جهاد و دفاع آنان با معیار عشق محك خورده است.
در این بخش از مقاله به برخی از این موارد اشاره خواهید داشت:


1. عشق رزمندگان به امام؛ علاقه و محبت شدید و زایدالوصف رزمندگان به امام(رحمت الله علیه) بارزترین جلوه از تاثیر عمیق شخصیت معنوی امام بر رزمندگان است: محبتی كه تجلی عشق عرفانی و معنوی است و ریشه و سرمنشاء بسیاری از تاثیرات دیگر است. آری اینجا صحبت عشق است و عشق و قلم از ترسیمش بر خود می‌شكافد. نذر برای سلامتی حضرت امام(رحمت الله علیه) و طول عمر ایشان؛ اظهار عشق و علاقه در سخت‌ترین شرایط خط مقدم جبهه در حال مجروحیت و هنگام اسارت گوشه‌هایی از ارادت رزمندگان به حضرت امام(رحمت الله علیه) است.
2. عشق خانواده ایثارگران به امام؛ بازماندگان شهیدان و ایثارگران، بالندگی و رشد و سلامتی مكتب حیاتبخش اسلام و خط امام را در گرو قربانی شدن و فدایی دادن در این راه می‌دانستند و جوانان و نونهالان به خون خفته خویش را قربانیان این راه قلمداد می‌نمودند. در یكی از دیدارهای خانواده شهدا با امام خمینی(رحمت الله علیه)، مادری با لهجه خرمشهری فریاد می‌زد: ای امام! سه پسر داشتم و هر سه شهید شدند دیگر فرزندی ندارم تا در راه اسلام قربانی كنم، خدا مرا فدای تو كند.


3. اطاعت پذیری عاشقانه؛ تفاووت رهبری امام در دفاع مقدس با سایر رهبران و فرماندهان جنگها در تاریخ و جهان را باید در نفوذ معنوی شخصیت امام و تاثیر آن در رفتار و عملكرد نیروهای رزمی جستجو كرد. بسیاری از نیروهای مسلح كشورها در شرایط سخت و بحرانی جنگ به جهت دفاع از آب و خاك و نوامیس كشور و یا رعایت سلسله مراتب و اجرای مقررات نظامی آن كشور و یا احیاناً دریافت پاداش و ترس از مجازات، از فرمانده خود اطاعت می‌كنند و انگیزه‌های دیگری در اطاعت‌پذیری آنها دخالت ندارد. ولی رزم‌جویان عرصه پیكار و دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران دیدگاهشان نسبت به اجرای دستورات حضرت امام(رحمت الله علیه) بالاتر از اطاعت از یك فرمانده كل قوا بود. آنان دستورات امام(رحمت الله علیه) را با عشق و علاقه و ارادتی خاص انجام می‌دادند و هدفشان رضایت خاطر امام(رحمت الله علیه) بود. رزمندگان تمام سختی‌ها و زحمات طاقت‌فرسای عملیات را برای یك لحظه خوشحالی امام(رحمت الله علیه) تحمل می‌كردند. سردار باكری در جمع نیروهایی كه برای آموزش نظامی و آمادگی رزمی جهت شركت در عملیات خیبر به جبهه‌ها آمده بودند گفت: عزیزان من! شما نمایندگان لشگر عاشورائید، سعی كنید مأموریت خود را به نحو احسن انجام دهید بلكه بتوانیم در عملیات آینده دل امام(رحمت الله علیه) را شاد كنیم.


4. یاد امام؛ در جمع رزمندگان با ارتباط و انس دائمی و ناگستنی كاروانیان نور با شخصیت معنوی امام(رحمت الله علیه) موجب شده بود كه نام و یاد و تصویر امام (رحمت الله علیه) همواره در سراسر جبهه‌ها حضور داشته باشد. رزمندگان پس از نام مبارك ائمه معصومین(علیهم السلام ) با ذكر و یاد امام(رحمت الله علیه) و عطر سلام و صلوات به مرادشان مشام جان را خوشبو می‌ساختند و شعار برای سلامتی امام(رحمت الله علیه) صلوات از پرطرفدارترین شعارهایی بود كه در سراسر جبهه گوش جان را نوازش می‌داد. بهره‌گیری از كلمات قصار امام(رحمت الله علیه) درباره جنگ در تابلو نوشته‌ها و استناد به آنها و گفتگوی رزمندگان از جمله عبارت‌هایی بود كه فضای جبهه‌ها را عطرآگین می‌ساخت.


5. اشتیاق به دیدار امام؛ دیدار (جمال جانان) بهترین و بیشترین آرزوی مشتاقان و شیفتگان و دلباختگان (حسن روی) حضرت امام بود. آنان برای دستیابی به وصال و لقای محبوب خویش لحظه‌شماری می‌كردند و گفتگوی خصوصی‌شان اظهار علاقه به ملاقات با امام(رحمت الله علیه) بود. هرگاه رزمندگان، همسنگری را می‌دیدند كه احتمال داشت به خدمت حضرت امام(رحمت الله علیه) برسد، سلام خالصانه و لبریز از عشق و محبت خویش را به حضور آن بزرگوار تقدیم می‌داشتند و دیگر سخنی از خانواده و یا مشكلات خوش به زبان می‌راندند. به راستی كه سیمای جذاب و دلربای امام(رحمت الله علیه) جلوه‌ای از جمال جمیل الهی بود كه عاشقانش در سخت‌ترین شرایط عملیات به یاد چهره ملكوتی و زیبای امام(رحمت الله علیه) و وعده دیدارش جانی تازه در كالبدشان دمیده می‌شد.


بيانات حضرت امام خمینی  در ديدار با يكي از سردفتران اسناد رسمي "مخالفت با اسرائيل و بهاييها"

جلد اول - صفحه 77 -  بيانات  در ديدار با يكي از سردفتران اسناد رسمي "مخالفت با اسرائيل و بهاييها"
بيانات
زمان : 12 شهريور 1341 / 3 ربيع الثاني 1382
مكان : قم
موضوع : مخالفت روحانيت با اسرائيل و بهاييها
مخاطب : يكي از سردفتران اسناد رسمي تهران (1)
صفحه : 77
[بسم الله الرحمن الرحيم ]
ما با "اسرائيل " و "بهاييها" مخالفيم
"راهي كه من انتخاب كرده ام راهي است كه مردم خواهان آن مي باشند. و اگر من هم مثل دولتيها حرف بزنم مردم مرا هم طرد خواهند نمود. من با هيچ يك از كشورهاي مسلمان رابطه اي ندارم (2) . . . ولي موقعي كه اختلافاتي بين همان كشورهاي اسلامي وحكومت يهود به وجود مي آيد، چاره اي جز جانبداري از حكومتهاي اسلامي ندارم . واگر دولت ايران ، رابطه خود را با كشور اسرائيل قطع كند، آن وقت روحانيت ايران يكصدا بر ضد تحريكات كشورها . . . عليه حكومت شيعه ايران ، قيام خواهند نمود.
اكنون كه پيشرفت آثار تمدن غرب و همچنين نفوذ تبليغات كمونيستي ، بسياري ازمردم ايران و جوانان ما را به سوي فساد كشانيده ، براي جلوگيري از اين خطر بزرگ ،چاره اي جز تقويت امور معنوي در مردم نيست ؛ و كساني كه به نام تجدد، روحانيت راضعيف مي كنند به توسعه فساد دامن مي زنند. ما با اسرائيل و بهاييها نظر مخالف داريم و تاروزي كه مسئولين امر، دست از حمايت اين دو طبقه برندارند، ما به مخالفت با آنها ادامه مي دهيم . "

نقش رهبری حضرت امام (ره) در هدایت جنگ

نقش رهبری حضرت امام (ره) در هدایت جنگ

رهبري معنوي امام خميني در دفاع مقدس 

بررسی رفتار فردی و شیوه مدیریت و رهبری حضرت امام( رحمت الله علیه ) از جمله نكات جالب و ارزشمندی است كه به واسطه‌ی مطالعه رفتار و منش مدیریتی و رهبری ایشان به دست می‌آید و می‌تواند برای علم مدیریت موهبتی بزرگ باشد. همچنین مدیران و رهبران سیاسی و اجتماعی در تمامی سطوح می‌توانند از روش رفتاری ایشان بیاموزند. آن چه می‌خوانید نگاهی از زاویه دانش مدیریت به شخصیت رهبری حضرت امام( رحمت الله علیه ) است

پدیده «رهبری» با پیدایش زندگی جمع‌زیستی انسان در كره خاكی پیوند دارد و تجربه‌های گوناگون سیاسی اجتماعی در طول تاریخ حیات بشریت، نیازمندی به رهبری را به اثبات رسانده است. از دیدگاه قرآن كریم كه گنجینه معارف الهی و كتاب هدایت بشریت است بعثت رسولان الهی و كیفیت دعوت آنان از مردم برای ایمان آوردن به خداوند متعال، مشحون از لطایف و نكات ظریف رهبری انبیای عظام است. در فرهنگ شیعی نیز به رهبری جامعه اهتمام خاصی شده و آن را یكی از نیازهای اصیل بشری قلمداد نموده است

نكته مهم دیگر این كه از دیدگاه تشیع، رهبری إعمال ولایت خداوند در زمین است و رهبر باید حتماً از طرف خداوند متعال بی‌واسطه و یا با واسطه اذن داشته باشد تا در میان مردم به رهبری بپردازد و شیعه این مهم را پس از پیامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در شجره طیبه اهل بیت(علیهم السلام ) منحصر می‌كند

امام خمینی( رحمت الله علیه ) شخصیتی جامع در ابعاد مختلف علمی و عملی بود و یكی از كم‌نظیرترین حادثه‌های تاریخ اسلام را آفرید. از بارزترین جلوه‌های رهبری و نقش معنوی حضرت امام خمینی( رحمت الله علیه ) و تأثیر شگرف آن بر روحیه ملت و رزمندگان اسلام، هدایت و رهبری ایشان در هشت سال حماسه دفاع مقدس است. بزرگمردی كه حماسه رزمش آمیخته به بالاترین مراتب عرفان، فقهش متبلور در فلسفه عملی حكومت اسلامی، و حكمتش، شالوده سیاست‌های نظام اسلامی بود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ( مدّظلّه العالی) درباره ویژگی‌های فرماندهی و رهبری حضرت امام( رحمت الله علیه ) در هدایت نیروهای رزمی و مسلح می‌فرماید

غیر از دوران پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم ) و دوران خلافت امیر المومنین (علیه السلام ) و مدت کوتاهی از امام مجتبی(علیه السلام ) ، فرمانده كل قوای عارف و حكیم و عاشق و الهی در دنیا سراغ نداریم ما در هیچ جای دنیا، نه امروز و نه در گذشته نیروی نظامی سراغ نداریم كه تحت فرماندهی انسانی معنوی و الهی و عارف و دارای رقیق‌ترین احساسات بشری و در عین حال با قاطعیت و صلابتی كه هیچ فرماندهی در دنیا از آن برخوردار نیست، به حراست و دفاع از ناموس و حیات شرافتمندانه ملت در مقابل تجاوزگران بپردازد

شور و حال سلحشوری و رزمندگی، شوق به جهاد و استقامت رزمندگان و فتوحات عظیمی كه در نبرد با دشمنان اسلام به دست آورده‌اند، بیشتر مرهون تأثیرات معجزه‌گون شخصیت معنوی حضرت امام( رحمت الله علیه ) در رهبری دفاع مقدس است كه در این مقاله به اختصار ابتدا به ویژگی‌های رهبری، شیوه‌ها و سپس به ارتباط معنوی امام خمینی(رحمت الله علیه) با رزمندگان می‌پردازیم. ویژگی‌های رهبری امام خمینی(رحمت الله علیه) اخلاق فردی و مدیریتی و خصوصیات رهبری حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه) در درجات بسیار عالی قرار داشت و از ایشان یك نمونه انسان كامل ساخته بود، كه سخن گفتن درباره هر كدام از خصوصیات اخلاقی و مدیریتی ایشان بحث مستقلی را می‌طلبد كه در این مقاله به برجسته‌ترین آن‌ها در ارتباط با فرماندهی عالی و رهبری جنگ می‌پردازیم

 شجاعت

در فرهنگ مبارزات سیاسی حضرت امام واژه ترس وجود ندارد در دوران قیام علیه طاغوت و رویارویی با آمریكا و رهبری هشت سال دفاع مقدس با شجاعت و دلیری وارد مبارزه شد او ترس را ترساند كه به دل‌های اولیای الهی راه نیابد ـ او هرگز نترسید و نترساند. هنگامی كه وزیر دفاع امریكا علناً تهدید كرده بود كه امریكا د راین جنگ هر زمانی كه صلاح بداند از دوستان عرب خود پشتیبانی خواهد كرد. حضرت امام(رحمت الله علیه) در پاسخ به این گونه تهدیدهای نظامی دشمنان فرمود: هر یك از این‌ها (حامیان رژیم عراق) بخواهند تعدی بكنند، ‌ما تا آخرین نفرمان می‌ایستیم مقابلش. هنگامی كه امریكا ناوی های جنگی خود را برای حمایت از رژیم عراق به سوی منطقه خلیج‌فارس گسیل می‌داشت، مسئولان مملكتی در این باره با حضرت امام گفتگو كردند و نظر ایشان را جویا شدند. امام با شجاعت تمام فرمود: اگر من بودم، با ورود اولین ناو امریكایی به خلیج فارس، آن را هدف قرار می‌دادم!

طمأنینه

دل آرام و قلب مطمئن حضرت امام(رحمت الله علیه) پیامد ایمان محكم و اعتقاد راسخ به دریای بیكران الطاف الهی بود. طمأنینه‌ای كه حوادث ناگوار و كمرشكن قادر به متزلزل كردن و در هم شكستن آن نبود. حضرت امام(رحمت الله علیه)، عالَم را محضر حق‌تعالی می‌دید و به الطاف و عنایات الهی اعماد داشت و مصداقی از آیه: الا بذكرالله تطمئن القلوب بود و این عنصر مهم تاثیری شگرف در تصمیم‌گیری‌های ایشان در رهبری دفاع مقدس داشت. عكس‌العمل ساده و ‌آرام امام(رحمت الله علیه) در برابر هجوم سراسری دشمن به كشور ایران بارزترین نمونه این طمأنینه بود كه فرمود: «یك دزدی آمده یك سنگی انداخته و فرار كرده» فرماندهان و طراحان عملیات‌های جنگ پس از روزها مطالعه و شناسایی و بررسی امكانات و تجهیزات و تهیه راه‌كارهای عملیاتی و نظامی باز هم به هنگام اجرای عملیات‌های مهم اضطراب و نگرانی خویش را از سرانجام عملیات و عدم اطمینان از موفقیت آن را پنهان نمی‌كردند و به (نفس مطمئنه) امام پناه می‌جستند. رهنمودهای امام قبل از عملیات عملیات فتح‌المبین والفجر 8 به فرماندهان نمونه‌ای دیگر از آرامش و اطمینان قلبی حضرت امام(رحمت الله علیه) بود كه تأثیری عجیب در پیروزی رزمندگان اسلام داشت

تواضع و فروتنی

شخصیت عظیم و معنوی حضرت امام، مهم‌ترین عامل در تحول معنوی و روحی ملت ایران و رزمندگان جبهه‌های نور علیه ظلمت در هشت سال دفاع مقدس بود. حضور پرشور جوانان در عرصه جهاد و شهادت، گرایش توده مردم و نوجوانان به ارزش‌های انسان‌ساز و متعالی اسلام و شكوفایی این ارزش‌ها در جبهه‌های جنگ همه در پرتو رهنمودها و راهنمایی‌های پیامبرگونه عارف و عالمی وارسته و استكبارستیزی كه مراحل و مدارج عالی سیر و سلوك را پیموده صورت گرفته است؛ اما خصلت تواضع و فروتنی امام(رحمت الله علیه) هیچ‌گاه اجازه نمی‌داد كه از كار خود سخن به میان آورد و خویشتن را یك خدمتگزار معرفی می‌كرد و می‌فرمود: اگر به من خدمتگزار بگویند، بهتر از این است كه رهبر. هرگاه در جمع رزمندگان حضور می‌یافت خود را خجل زده معرفی می‌كرد و خود را از خیل مشتاقان جنگ و شهادت عقب مانده می‌دانست. اوج مرتبه و عالی‌ترین درجه تواضع و فروتنی امام(رحمت الله علیه) نسبت به رزمندگان، جمله معروفی است كه در وصف دلاوری نوجوان شهید، حسین فهمیده بیان نموده‌اند: رهبر ما آن طفل دوازده ساله‌ای است كه با قلب كوچك خود؛ كه ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجك خود را زیر تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.

 محبت و صمیمیت امام(رحمت الله علیه) با رزمندگان

همان‌گونه كه رزمندگان اسلام خداجویان جبهه‌های نبرد به ساحت مقدس شخصیت معنوی رهبرشان عشق می‌ورزیدند، امام عاشقان نیز علاقه و محبتی خاص نسبت به فرزندان معنوی خویش اظهار می‌كردند. و در حقیقت ارادت و علاقه بین مرید و مراد یك پیوند دو جانبه بود، جلوه‌های الفت و صمیمیت و محبت امام(رحمت الله علیه) نسبت به رزمندگان در گفتار و كردارش به طور كامل نمایان بود. جملاتی همانند: اینجانب دست یكایك شما را می‌فشارم؛ من بین خود و شما فاصله‌ای نمی‌بینم؛ گویای عمق و ارادت و محبت قلبی امام به دلاوران دفاع مقدس بود. بی‌پیرایگی رفتار امام(رحمت الله علیه) در جمع فرماندهان و رزمندگان جبهه‌ها و برداشتن مانع‌های احترامات رسمی و رایج میان یك رهبر و فرمانده عالی جنگ با نیروهای تحت امر در ملاقات‌های خصوصی تصویرگر گوشه‌ای از محبت و صمیمیت قلبی امام(رحمت الله علیه) به رزمندگان بود و صحنه‌های دیدارهای خصوصی امام(رحمت الله علیه) با رزمندگان مشحون از صحنه‌های دل‌پذیر و ارتباط عاطفی و محبت و صمیمیت است

قاطعیت

در دوران مبارزه با رژیم ستم‌شاهی قاطعیت امام راه‌گشای برنامه‌ها و سیاست‌های مبارزه بود كه حتی اطرافیان و شاگردان ایشان به شگفتی و كار ساز بودن آن اعتراف داشتند. در امور رهبری و فرماندهی عالی جنگ هم قاطعیت امام گره‌های كور و بن‌بست‌های ایجاد شده در برنامه‌ریزی‌های رزمی و نظامی را باز می‌كرد. از مهمترین جلوه‌های قاطعیت امام دستور شكست حصر آبادان، آزادسازی سوسنگرد و عزل فرماندهی نیروهای مسلح بود.

منابع:

http://www.tebyan.net

شماره دانشجویی: 911193294