رویكرد حقوقی جنگ و علل پذیرش قطعنامه 598 (5)
رویكرد حقوقی جنگ و علل پذیرش قطعنامه 598 (5)

طرح اجرایی دبیر كل
دبیر كل طی مذاكراتی با ایران و عراق برای اجرای قطعنامه 598 به عناصر جدیدی دست یافت كه در حل قضیه میتوانست مؤثر باشد. سفر دبیركل در سپتامبر 1987، به ایران و عراق و مذاكره با مقامات دو كشور، عناصر جدیدی را برای وی آشكار كرد كه در گزارش خود به شورای امنیت، نیز به آن اشاره كرد. همچنین ریاست وقت جمهوری اسلامی ایران در سفر به نیویورك برای سخنرانی در مجمع عمومی، مذاكراتی با دبیر كل داشتند. دبیر كل با حمایت شورای امنیت این مسائل جدید را مبنای طرح اجرایی خود قرار داد. اولین مرحله این طرح (كه در 15 اكتبر 1987 به هر دو طرف ارائه شد) بر این مبنا بود كه قطعنامه 598 باید كلاً و مجموعاً پذیرفته شود و هیچ بندی از بندهای قطعنامه بر دیگری ارجحیت و تقدم ندارد. بر اساس این طرح، در روز آتشبس (یا D-Day ) كار هیأت بیطرفِ بررسی مسؤولیت منازعه نیز شروع میشود. از تاریخ معینی بعد از روز آتشبس، عقبنشینی نیروها شروع میشود. بدین ترتیب دبیر كل، آتشبس و عقبنشینی نیروها را از یكدیگر جدا كرد و بین بند 1 و بند 6 قطعنامه نوعی ارتباط و بستگی به وجود آورد. عراق در پاسخ به طرح اجرایی دبیر كل، در نامهای با امضاء طارق عزیز اعلام كرد كه مواضع طرفین باید بر اساس پایبندی به كلمات و روح قطعنامه 598 سنجیده شود. نه تنها بندهای قطعنامه باید به ترتیب اجرا شود، بلكه آتشبس و عقبنشینی نیروها باید پیش از شروع بحث در خصوص سایر موارد اجرا گردد. به این ترتیب عراق در طرح اجرایی دبیر كل كارشكنی كرده است.
دلائل پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران:
مهمترین عوامل در پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران را میتوان به شرح زیر خلاصه كرد:
1 ـ تغییر استراتژی حمایت مستقیم از صدام، تحت پوشش حفظ صلح و امنیت بینالمللی در خلیجفارس:
یعنی اگر صدام به هر كاری بر خلاف موازین بینالمللی دست بزند، چون در شرایط جنگی است مورد سؤال قرار نمیگیرد. از این رو بعد از قطعنامه 598 میبینیم وقتی كشتی استارك امریكایی به وسیله بمبافكن ارتش عراق صدمه میبیند، صدام از امریكا پاداش میگیرد و به جای واكنش منفی، میگویند چون منطقه خلیجفارس آرام نیست این پیشامدها طبیعی است و ضربهای را كه صدام به آنها زده به خرج ما حل و فصل میكنند و راه حل آن را قبول قطعنامه میدانند.
2 ـ معرفی صدام به عنوان چهره صلحطلب در محافل بینالمللی
با همه جنایتی كه صدام در جنگ مرتكب شده اما چون همه قطعنامههای شورای امنیت را نپذیرفته است، چهرهای صلحطلب، و ایران چهرهای جنگافروز معرفی میشود.
3 ـ كاربرد وسیع سلاحهای شیمیایی و میكروبی توسط عراق:
تبلیغات صلحطلبی رژیم عراق در محافل بینالمللی و رسانههای گروهی، پوششی شد تا به صدام به راحتی بتواند مخربترین سلاحهای میكروبی و شیمیایی را علیه رزمندگان ما در جبههها به كار گیرد، و از آن طرف واكنش ایران به دلیل عدم پذیرفتن قطعنامه، ضعیف جلوه میكرد.
4 ـ تهدیدات بینالمللی:
تهدیدات بینالمللی بر بند 10 قسمت اجرایی قطعنامه 598 مبتنی بود. به عبارت دیگر قطعنامه 598 به دشمنان خطرناكی چون امریكا اجازه داد كه حتی تهدیدات خود را با حمله به هواپیمای مسافربری عملی كنند.
رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت امریكا، در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل پس از نطق رئیس جمهور ایران در مجمع گفت:
من از این فرصت استفاده میكنم و از ایشان میخواهم صریحاً و بدون ابهام اعلام كند كه ایران قطعنامه مصوب شورای امنیت را كه خواستار برقراری آتشبس در جنگ شده قبول دارد یا نه. اگر پاسخ مثبت باشد، این یك گام خوشایند و یك پیشرفت عمده محسوب میشود و در صورت منفی بودن پاسخ ایران، شورای امنیت راهی جز اعمال مجازات علیه ایران و وادار كردن این كشور به قبول آتشبس پیش رو ندارند.
به دنبال این تهدیدات بود كه حمله به هواپیمای مسافربری ایرباس صورت گرفت و 290 نفر از هموطنان ما جان خود را در آن حادثه از دست دادند. از این رو حضرت آیتالله خامنهای مدظله العالی، رئیس جمهور وقت ایران در اعلان رسمی پذیرفتن قطعنامه 598 حمله امریكا به هواپیمای مسافربری را آغاز جنگ علنی منطقهای و توسعه دامنه آن دانسته است:
همانطور كه به خوبی استحضار دارید، آتش جنگی كه به وسیله رژیم عراق در 22 سپتامبر 1980، با تجاوز علیه تمامیت اراضی جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. اینك ابعاد غیر قابل تصوری به خود گرفته است كه كشورهای دیگر و حتی غیرنظامیان بیگناه را نیز در شعلههای خود گرفته است.
قتل 290 نفر انسان بیگناه كه با ساقط كردن هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی ایران به وسیله یكی از كشتیهای جنگی امریكایی در خلیجفارس به وقوع پیوست، نمونه بارزی در این خصوص است.
در همین مورد جناب حجتالاسلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و جانشین فرماندهی كل قوا، اظهار داشتند:
به هیچ وجه ادعای اشتباه در مورد حمله به هواپیمای مسافربری ایران و شهادت 290 نفر سرنشین بیگناه آن پذیرفته نیست، بلكه از نظر ما یك اخطار تلقی میشود. همچنین قساوت فوقالعاده صدام در داخل عراق كه هزاران روستا و صدها هزار تن از مردم را با بمباران شیمیایی قتل عام میكند از دیگر دلائل آن است كه نشان میدهد به او اجازه دادهاند هر جنایتی را مرتكب شود.
مجموعه این شرایط و ادله دیگری كه فعلاً ذكر نمیشود، ما را به این نتیجه میرساند كه مصلحت انقلاب و ملتهای ایران و عراق و منطقه این است كه قطعنامه مذكور پذیرفته شود. ایران تا به حال خواستار آن بود كه ابتدا كمیته تعیین متجاوز تشكیل شود، ولی فعلاً با توجه به شرایط جدیدی كه پیش آمده، از آن شرط خود صرف نظر میكند.
متأسفانه تبلیغات جهانی، ما را جنگافروز و جنگطلب معرفی میكند و صدام و حزب بعث متجاوز كه تمامی قوانین را نقض كرده، ولی چون یك شعار مشخص دارد یعنی قطعنامه را پذیرفته است و قضاوت بینالمللی را قبول دارد، به صورتی عوام فریبانه، صلح طلب معرفی میكند. با قبول قطعنامه 598 نشان دادیم كه در این زمینه انعطافپذیر هستیم... ما هرگز قطعنامه را رد نكرده بودیم، بلكه شرطی روی آن گذاشتیم و این اواخر روشن شد كه ممكن است حوادث تلخی در منطقه اتفاق افتد كه نقطه عطف آن، سقوط هواپیمای مسافری ایران توسط امریكا بود. آنها كه میخواستند ما را به دلیل نپذیرفتن قطعنامه، تحریم تسلیحاتی كنند، بطور منطقی از آن پس (در صورتی كه عراق از قبول قطعنامه خودداری كند) باید عراق را تحریم كنند.
بطوری كه ملاحظه میشود تهدیدات بینالمللی به خوبی از سوی مسؤولان بلندپایه ایران احساس میشد و ترتیبات امنیتی در حوزه خلیجفارس پس از صدور قطعنامه و عدم پذیرفتن آن از سوی ایران با توسل به اصل 41 و 42 منشور، اقدامی بینالمللی بود. اگر چه تهدیدات در طول هشت سال دفاع مقدس وجود داشت لكن در این مرحله بند 10 قطعنامه، به آن وجهه قانونی بخشید.
5 ـ سلب دفاع مشروع از ایران:
برابر ماده 51 منشور، كشوری كه مورد تجاوز واقع شده است تا زمانی كه شورای امنیت تدابیر اجرایی جهت دفع تجاوز اتخاذ نكند حق دارد از خود دفاع كند، امّا به محض اینكه شورای امنیت تدابیری اتخاذ كرد باید كشور مورد تجاوز، از ادامه حملات خودداری كند تا شورای امنیت بتواند، با طیب خاطر و اطمینان بیشتر، در زمینه شناسایی و تنبیه متجاوز به فعالیت خود ادامه دهد. از این رو برابر ماده یك قطعنامه تعریف تجاوز، جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 31 شهریور 1359 از زمین، هوا و دریا مورد تجاوز ارتش عراق قرار گرفت و تا زمان صدور قطعنامه قطعنامه 598 چون از سوی شورای امنیت برای رفع تجاوز تصمیم جدیدی اتخاذ نشد، حق داشت از خود دفاع كند و از نظر حقوقی، این دفاع حتی در داخل خاك كشور متجاوز میتواند مصداق داشته باشد. این واقعیتی است كه همه محافل سیاسی و علمای حقوق، خصوصاً شورای امنیت به آن اذعان داشته است و پافشاری ایران را در ادامه دفاع و رد قطعنامههایی كه در آن احراز تجاوز نمیشد منطقی و عادلانه میدانستند. امّا قید تعیین مسؤول مخاصمه در بند 6 قطعنامه 598 این حق مشروع را از ایران سلب كرد. و دقیقاً ملاحظه میكنیم كه بعد از این، حجم تبلیغات دشمن و حامیان او حول این محور كه ایران ناقض حقوق بینالمللی است متمركز میشود. حتی سران رژیم عراق در تبلیغات خود علیه ایران آگاهانه اظهار میكردند كه مسؤول ادامه جنگ و طولانی شدن آن، ایران است و همچنین در متن قطعنامه هم شروع و تداوم جنگ یكسان تلقی شده در حالی كه دفاع مشروع هیچگاه «ادامه جنگ» نامیده نمیشود.
در جنگ رژیم عراق علیه ایران سه نوع پایان قابل تصور بود. اول، ایران مغلوب و رژیم عراق غالب شود. دوم، عراق مغلوب شود و ایران غالب. سوم، تصمیم بینالمللی نقطه پایان را تعین كند. در مورد اوّل اگر قرار بود كه ایران مغلوب شود در همان روزهای اوّل جنگ كه غافلگیر شده بود و در اثر درگیری با مشكلات طبیعی بعد از انقلاب برای مقابله با تهجم گسترده رژیم عراق آمادگی نداشت میبایست از پا در میآمد، امّا دیدیم كه چگونه توانست به طرز معجزهآسایی خود را تجهیز كند، و در فاصله كوتاهی نه تنها تمامی اراضی اشغالی را از دشمن پس بگیرد بلكه به تعقیب متجاوز در خاك او نیز بپردازد؛ و از طرفی امام راحل(ره) ملتی كه با تكیه بر ایمان و اراده الهی میجنگند شكست در منطق او راه ندارد. بنابراین ایران خصوصاً بعد از فتح جزیره فاو كه در اوج اقتدار نظامی بود و با تدبیر داهیانه امام راحل(ره) انگیزه دفاعی خود را بر ایمان و عنایت الهی از یك طرف، و موازین بینالمللی (حق دفاع مشروع) از طرف دیگر مبتنی ساخت، تصور شكست از نظر عقلی و تحلیل سیاسی تحقیقاً ناممكن بود. حال میماند شق دوم، یعنی شكست ارتش عراق و شق سوم، یعنی تصمیم بینالمللی، كه تأخیر در رسیدن به نتیجه در هر كدام موجب ادامه جنگ شد. و شواهد نشان میدهد كه اعضاء شورای امنیت تحت تأثیر عوامل استكبار، قلباً به شكست ارتش عراق در منطقه راضی نبودند. بیالتفاتی شورای امنیت به مسائل جنگ تا زمانی كه رژیم عراق موفقیت برتر را در جبههها داشت، و شورا جدی شد به منظور نجات ارتش عراق از خطر سقوط، تحت پوشش صدور قطعنامههای پی در پی در شرایطی كه ایران موقعیت برتر نظامی را به دست آورد، واقعیتی است كه بر هیچ كس پوشیده نیست و میتوان نتیجه گرفت كه مسؤول ادامه جنگ به تعبیری خود شورای امنیت است.
6 ـ تغییر روند تحولات در جبهههای نبرد:
از جمله آثار محسوس قطعنامه 598 تأثیر مستقیم بر روند عملیات در جبهههای نبرد بوده است. بطوری كه به عقبنشینی نیروهای رزمنده ایران از بسیاری از مناطق اشغالی در داخل خاك عراق منجر شده بود. این تغییر شرایط، دلائل متعددی دارد كه مهمترین آن عبارتند از:
الف) جنگ روانی و تبلیغات هدفدار محافل استكباری در كنار حضور بیسابقه ناوگانهای امریكایی و متحدانش در خلیجفارس، شرایط پیچیدهای را به وجود آورد كه ایرانِ مظلوم و قربانی تجاوز، جنگطلب معرفی شود، به همین بهانه رژیم عراق بدون نگرانی از تهدید بینالمللی، حجم حملات شیمیایی و بمبهای میكروبی را چند برابر كرده بود. تعیین حجم انهدام بمبهای شیمیایی و میكروبی توسط كارشناسان سازمان ملل پس از تجاوز عراق به كویت، عمق فاجعه را به خوبی نشان میدهد.
ب) فرماندهان نظامی با اطلاع كامل از اوضاع منطقه، راهكارهای نظامی را پس از صدور قطعنامه 598 بینتیجه دانستند و برای شكست محاصره سیاسی و تقلیل فشارهای تبلیغاتی، در كنار مسؤولین به مطالعه قطعنامه و كم و كیف آن به عنوان راه حل مسأله پرداختند.
بنابراین تغییر منفی اوضاع جبههها، از ضعف و یا بیتوجهی مسؤولان جنگ ناشی نبوده است بلكه معلول قطعنامهای است كه به لحاظ ماهوی فرصت برنامهریزی عملیات و یا كلاً راه حل نظامی منازعه را منتفی كرد.
7 ـ تحریم تسلیحاتی ایران:
اگر چه ایران در طول جنگ برای تهیه اسلحه و ادوات جنگی با مشكل مواجه بوده است، امّا در این مرحله تحریم مفهوم دیگری داشت یعنی تحریم متوجه كشوری میشد كه از پذیرفتن قطعنامه 598 امتناع میكرد. ضمناً تجهیز طرف مقابل به هر نوع سلاحی حتی سلاح ممنوعه جزء دیگر مفهوم تحریم بوده است، كما اینكه در فاصله كوتاه بعد از صدور قطعنامه مذكور مصداق خود را یافته است. و همچنین پیامد این تحریم، دلالان فروش اسلحه را با قیمت چندین برابر حاضر به معامله نمیكرد، و با توجه به اوضاع اقتصادی و وضعیت فروش نفت حتی تصور چنین خریدهایی برای ایران ممكن نبود.
بنابراین با توجه به شرایط مذكور برای ایران راهی جز قبول قطعنامه باقی نمانده بود، و مسؤولین ما با توجه به این معنا توانستند با مانورهای ظریف و هنرمندانه و اتخاذ سیاست نه رد و نه قبول قطعنامه 598، خواست ملت ایران را تا حدودی در طرح اجرایی دبیر كل بگنجانند زیرا یكسان نگری به بندهای قطعنامه و ایجاد ارتباط بین بند یك و شش قطعنامه از خواستههای ایران بوده است، به همین دلیل طرحی اجرایی دبیر كل را با صراحت پذیرفت و بعد از آن با تقویت فعالیت دیپلماسی در صحنه سیاسی توانست حقانیت خود را به اثبات برساند و با معرفی رژیم عراق به عنوان آغازگر جنگ، مزد تلاشهای خود را از دبیر كل بگیرد.
سلام بر چشم انتظاری
،سلام بر بوی تربت
سلام بر سرزمینی که از آن همه جوان، فقط استخوان هایشان را به آغوش میهن بازگرداند
خیلی هاشان بی سر
خیلی هاشان هم بی پلاک
سلام بر دل مادران
سلام بر مفقودین
درود بر شهدای گمنام
وای بر من که هنوز...