تدار کات، يک تلو یزیون بهش داد، قبول نکرد.

 

مسئول تدارکات، تلو یزیون را پشت ماشینش


گذاشت. شفیع زاده هم تلویزیون رو از ماشین


برداشت و گذاشت رو زمین. گفتم: چرا ا ین هدیه


راقبول نمی کني؟ گفت:"میدونی، ناخالص بودن عمل،


نقطه شروعي داره، من نخواستم این عمل نقطه ي


شروعي در زندگي من باشه می خوام ذره اي ناخالصي در عملم نباشه."