امتيازات و ويژگيهاي عمار ياسر



در ميان صحاب پيامبرصلي الله عليه و آله

(به مناسبت 9 صفر سالروز شهادت عمار ياسر)


مقدمه: عمار ياسر، از معدود صحاب پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين علي عليه السلاماست كه از آغاز دعوت اسلام تا پايان عمر پر برکت خود حتي در حساس­ترين و شبهه­ناک­ترين اوضاع، ايمان خود را محکم و اطاعت و پيروي خود از پيشوا و ولي زمان استوار نگه داشت.

شخصيت اين بزرگ مرد تاريخ را در ده بخش مي­توان خلاصه کرد:

ـ اسلام آوردن عمار و پدر و مادرش- پدر و مادر عمار اولين شهداي اسلام

ـ آيات نازله در شأن عمار

ـ گفتار پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و صحابه در مورد عمار

ـ ولايت پذيري و ارادت عمار به علي عليه السلام و آل علي

ـ جايگاه عمار در ميان شيعيان علي عليه السلام

ـ رفتار عمار با خلفاي راشدين

ـ رفتار عمار با معاويه و عمروعاص

ـ رفتار عمار با غيرشيعيان علي عليه السلام

ـ شهادت عمار، نقطه­اي روشنگر در تاريخ اسلام

ـ امتيازات عمار در ميان صحابه

ـ اسلام آوردن عمار و پدر و مادرش - پدر و مادر عمار اولين شهداي اسلام

مطابق برخي از روايات، عمار سي و چندمين مسلمان بوده و در بعضي روايات ديگر از وي به عنوان ششمين مسلمان ياد شده است که پس از او مادر، پدر و برادرش (سميه - عمار - عبدالله) اسلام آوردند. پدر و مادر عمار تحت شکنجه­هاي گوناگون ابوجهل، رئيس قبيل بني مخزوم، و عده­اي از اين قبيل صبر و تحمل فراوان کردند؛ به حدي که پيامبرصلي الله عليه و آله به آنها فرمودند:

اصبروا آل ياسر، موعدکم الجنة

صبراً آل ياسر، موعدکم الجنة

ابشروا آل ياسر، موعدکم الجنة

خاندان ياسر! صبر کنيد وعده­گاه شما بهشت است خاندان ياسر! بشارت باد شمارا. وعده­گاه شما بهشت است. سرانجام در حدود هفتاد سالگي ، اين دو تازه مسلمان با ايمان، شجاع، صبور و فداکار به شهادت رسيدند و افتخار يافتند تا اولين شهداي اسلام باشند.

از ديگر خصوصيات و مزاياي عمار در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله شرکت فعال در جنگ­ها، پيشنهاد و اقدام به ساخت اولين مسجد مسلمانان (مسجد قبا) و شرکت در ساخت مسجد النّبي بود.

ـ آيات نازله در شأن عمار

مرحوم علامه اميني در جلد 9 الغدير پنج آيه را که در شأن عمار نازل شده، برشمرده­اند:

1- الزمر/9: امن هو قانت آناء الليل ساجداً و قائماً يحدر الاخرة و يرجوا رحمة ربّه (الغدير، ج 9، ص 22)

آيا شخص غافل و منحرف، با ارزش است يا آن­که در ساعات شب به عبادت و سجده و قيام مشغول است و از عذاب آخرت بيم دارد و به رحمت پروردگارش اميدوار است؟...

2- الانعام /52: و لاتطرد الذين يدعون ربّهم بالغداة و العشي يريدون وجهه...

اي پيامبر، آنان را که صبح و شام خدا را مي­خوانند و جز ذات پاک او را نمي­خواهند، از خود دور نکن. (همان /ص 23)

3- النحل/106: الا من اکره و قلبه مطمئن بالايمان

دربار مبارزه عمار و تقيه او و اين­که او داراي قلبي استوار و سرشار از ايمان است (همان)

4- قصص/61: افمن وعدناه وعداً حسناً فهو لاقيه کمن متعناه متاع الحيوة الدنيا

آيا کسي که به او وعده نيک داده­ايم و به آن خواهد رسيد، همانند کسي است که متاع زندگي دنيا به او داده­ايم؟ (همان/ص 24)

مقايسه عمار با وليد بن مغيره (که دل به دنيا بسته بود و به مجازات انذار شد)

5- انعام /122: او من کان ميتاً فأحييناه و جعلنا له نوراً يمشي به في الناس کمن مَثَلَه في الظلمات ليس بخارج منها

«آيا کسي که مرده بود، سپس او را زنده کرديم و نوري بر او قرار داديم که با آن در ميان مردم راه برود، همانند کسي است که در ظلمت­ها باشد و از آن خارج نشود؟»

دربار عمار و ابوجهل: عمار، اصرار بر ايمان و ابوجهل، اصرار بر کفر داشت، اولي از ظلمت به نور آمده و دومي در ميان ظلمت مانده و خارج نخواهد شد.

ـ گفتار پيامبر و صحابه دربار عمار

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي­فرمايند:

1- ان عماراً مع الحق و الحق معه، يدور عمار مع الحق اينما دار و قاتل عمار في النار

(الغدير، ج9، ص 25/ طبقات ابن سعد، ج 3، ص 187)

عمار با حق است و حق با او، حق هر جا باشد عمار با اوست. قاتل عمار در آتش است.

2- ملي عمار ايماناً الي مشاشه

عمار، تا استخوان نرمه سرش ، لبريز از ايمان بود.

نقل ديگر: ملي عمار ايماناً الي أخص قدميه (الغدير، ج 9، ص 25/ شرح ابن ابن الحديد، ج 10، ص 103و 104)

عمار تا کف پاهايش، لبريز از ايمان بود.

3- عمار ما عرض عليه امران الا اختار الارشد منهما

(الغدير، ج9، ص 25)

هر گاه دو موضوع به عمار عرضه مي­شود تا يکي از آن دو را برگزيند، او حتماً آن را که در رشد و صلاح نقش بيشتري دارد، بر مي­گزيند.

4 ـ اشتاقت الجنة الي اربعة: علي و عمار و سلمان و بلال

روايت ديگر:

اشتاقت الجنة الي اربعة: علي و عمار و سلمان و مقداد (همان)

5- من عاد عماراً عاده الله و من ابغض عماراً ابغضه الله

(اسد الغابة، ج 2، ص 46/ شرح ابن ابي الحديد، همان)

هر که با عمار دشمني کند، خداوند با او دشمني کند و هر کس با او کينه توزي نمايد، خداوند با او دشمن است.

6- ما القريش و عمار. يدعوهم الي الجنة و يدعونه الي النار. قاتله و سالبه في النار

(تاريخ ابن کثير، ج 9، ص 168/ الغدير، همان ص27)

قريش را با عمار چه کار؟ او آنها را به سوي بهشت دعوت مي­کند و آنها او را به سوي دوزخ، کشند عمار و کسي که لباس و اسلحه­اش را مي­ربايد در آتش دوزخند.

7- ان عماراً جلدة بين عينيّ و أنفي

(سير ابن هشام، ج 2، ص 143)

همانا عمار، پوست بين چشمان و بيني من است.

عايشه مي­گويد: درباره هر يک از صحابه اگر خواسته باشم سخني در لغزشش بگويم، مي­توانم، جز عمار ياسر.

(شرح ابن ابي الحديد، ج 10، ص 103/ الغدير، همان)

عبدالله بن مسعود مي­گويد: از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم:

اذا اختلف الناس کان ابن سميه مع­الحق (تاريخ ابن کثير، ج 7، ص 270)

اگر مردم در موردي اختلاف داشتند، فرزند سميه (عمار ) با حق است.

ـ حجاج بن يوسف ثقفي، استاندار کوفه در زمان عبدالملک که قاتل کميل، قنبر، سعيد بن جبيرو... است به ابو الغاويه - قاتل عمار- گفت: اگر تمام مردم سراسر زمين در خون عمار شرکت مي­کردند ، همه آنها وارد دوزخ مي شدند.

(قاموس الرجال ج 7، ص 111)

ـ عمربن خطاب روزي در مجلس خصوصي خود خباب بن ارت را احترام بسيار کرد و استقبال گرمي نمود و گفت: ما احد احق بهذا لمجالس الا ان يکون عمار بن ياسر

(شرح ابن ابي الحديد، ج 18، ص 172)

کسي به اين مجلس، سزاوارتر از عمار ياسر نمي­باشد.

ـ ولايت پذيري و ارادت عمار به علي عليه السلام و آل علي

ـ رسول خدا صلي الله عليه و آله روزي پس از اتفاق جرياني طولاني و شيرين فرمودند:

فابشريا ابا اليقظان فانک اخو علي في ديانته و من افاضل اهل ولايته و من المقتولين في محبته تقتلک الفئة الباغية و اخر زادک من الدنيا ضياح من لبن و يلحق روحک بأرواح محمد و آله الفاضلين، فأنت من خيار شيعتي

(بحارالانوار، ج 22، ص 334)

ـ شرکت عمار در تشييع پيکر مطهرفاطمه سلام الله عليها و نماز بر او

صاحب بيت­الاحزان مي­گويد: چند نفر در تشييع و خاکسپاري حضرت زهرا سلام­الله عليها حضور داشتند: حسن عليه السلام ، حسين عليه السلام ، عقيل، زبير، سلمان، ابوذر، مقداد و عمار و علي عليه السلام در وصف نماز بر پيکر حضرت زهرا سلام­الله عليها ضمن نام بردن از سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، حذيفه و عبدالله­بن مسعود مي­فرمايند:

و أنا اما مهم و هم­الذين شهد و الصلوة علي فاطمة

(بحار الانوار، ج 22،ص 326)

من امام آنها بودم و آنان کساني بودند که در نماز بر فاطمه سلام­الله عليها شرکت داشتند.

- وفاداري عمار به آي مودت:

قل لا أسئلکم عليه أجراً الا المودة في القربي (شوري /23)

اي پيامبر: بگو از شما پاداشي بر رسالت خود نمي­خواهم، جز دوستي با اهل بيتم.

امام صادق عليه السلام مي­فرمايد: و الله ما و في بها الاسبعة

(نور الثقلين، ج 4، ص 570 /بحار الانوار، ج 22، ص 321)

به خدا قسم کسي به اين آيه وفا نکرد، مگر هفت نفر:

سلمان 2- ابوذر 3- مقداد 4- عمار 5- جابر بن عبدالله 6- غلام رسول خدا صلي الله عليه و آله ثبت 7- زيد بن ارقم

- اجابت چهار نفر از دعوت علي عليه السلام پس از دفن رسول خدا صلي الله عليه و آله و مراجعه به خانه هاي اهل بدر و پيشگامان اسلام براي احقاق حق خود.

و دعوتهم الي نصرتي فما أجابني منهم الا اربعة رهط: سلمان و عمار و ابوذر و المقداد

(احتجاج طبرسي، ج1، ص 98)

آنها را براي ياري دعوت کردم، اما جز چهار نفر دعوت مرا پاسخ نگفتند.

هنگامي که علي عليه السلام را به اجبار به سوي مسجد بردند سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و بريده اسلمي به حمايت پشت سر او حرکت کردند و به مخالفان گفتند:

«ما اسرع ماخنتم رسول الله صلي الله عليه و آله و أخرجتم الصغاين امتي في صدورکم»

چه قدر سريع به رسول خدا خيانت کرديد و کينه­هاي سينه­هايتان را آشکار نموديد.

و در مسجد، ابوذر و مقداد و عمار برخاستند و آشکارا به علي عليه السلام گفتند:

ما تأمر؟ و الله ان امرتنا لنضربن السيف حتي نقتل

(بحارالانوار قديم، ج 8، ص 56)

چه دستور مي­دهي؟ به خدا اگر دستور دهي، با شمشير مي­زنيم تا آنان را به قتل برسانيم.

حضرت فرمود: «وصيت و عهد رسول خدا صلي الله عليه و آله را به ياد آوريد که امر به صبر نموده است.»

ـ اعتراض عمار به ماجراي سقيفه

پس از بيعت اجباري حضرت، 12 نفر از جمله عمار، تصميم به برهم زدن سخنراني ابوبکر گرفتند و قبل از اين کار، براي مشورت و اجازه خدمت حضرت آمدند و حضرت فرمود فقط اجازه مي­دهم آنچه را در شأن من شنيده ايد براي ابوبکر بيان کنيد تا اتمام حجتي باشد.

عمار در سخنان خود تقدم خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله را به ارث او ، نصيحت و خيرخواهي آنها نسبت به امت، نزديکي آنها به پيامبر، علم علي عليه السلام ، سد ابواب به جز سد باب علي عليه السلام به مسجد، ازدواج علي عليه السلام با دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله ، نيازمندي مردم به او و عدم نيازمندي او به مردم در مسايل و مشکلات را يادآور شد.

راوي آي ولايت عمار ياسر است.

ـ جايگاه عمار در ميان شيعيان علي عليه السلام

1- استواري عمار در جانشيني و خلافت علي عليه السلام پس از پيامبر صلي الله عليه و آله و مقاومت در اين راه

2- تلاش عمار در اجتماع بيعت با علي عليه السلام پس از قتل عثمان.

3- حضور عمار در لحظات حساس تاريخ اسلام در کنار علي عليه السلام

4- شهادت عمار در نبرد صفين دليل است بر حقانيت لشکر علي عليه السلام براي شيعيان متزلزل و ساده انديش، براي آيند تاريخ و براي آنان که به وسيله غير علي عليه السلام مي­خواهند علي عليه السلام را بشناسند (با توجه به پيش­بيني کيفيت شهادت عمار توسط پيامبر و نفرين پيامبر بر قاتلان او)

ـ حضرت رضا عليه السلام در مکتوبي که خلاصه اسلام را بيان مي­کند مي­فرمايند:

و الولاية لامير­المؤمنين والذين مضوا علي منهاج نبيهم و لم يغيروا و لم يبدلوا مثل سلمان الفارسي و ابي­ذر الغفاري و المقداد بن اسود و عمار بن ياسر و حذيفة بن يمان...

(عيون اخبار الرضا، ج2، ص 126)

ـ حضرت رضا عليه السلام به جماعتي که شيعه ظاهري بودند فرمود:

و يحکم انما شيعته الحسن و الحسين و ابوذر و سلمان و المقداد و عمار و محمد بن ابي بکر الذين لم يخالفوا شيئاً من أوامره و لم يرکبوا شيئاً من فنون زواجره

واي بر شما، شيعيان او فقط حسن و حسين، ابوذر، سلمان، مقداد، عمار و محمد بن ابي­بکر بودند. کساني که چيزي از اوامر او را مخالفت نکردند و آنچه مورد نهي او بود، مرتکب نشدند.

(بحارالانوار، ج 68، ص 158)

ـ رفتار عمار با خلفاي راشدين

مخالفت عمار با جانشيني خلفا پس از رحلت رسول اکرم صلي الله عليه و آله از حساس­ترين نقاط زندگي عمار است؛ اما هرگاه مصلحت اسلام اقتضا مي­کرد، با توجه به رضايت علي عليه السلام مسؤوليت­هايي را مي پذيرفت از جمله:

1- شرکت در جنگ يمامه در سال 12 هجري در عصر ابوبکر و مقابله با مسيلمه کذاب به عنوان يکي از سرداران سپاه

2- شرکت در بعضي از جنگ­هاي عصر عمر

3- فرمانروايي کوفه در زمان عمر و عبدالله­بن مسعود به عنوان معاون او

4- سرپرستي امور نظامي سپاه در زمان عمر

5- سرپرستي مراسم نماز جمعه و جماعات در زمان عمر

- تلاش عمار براي جانشيني علي عليه السلام پس از عمر، به طوري که خود مي­گويد:

لو قدمات عمر لبايعت عليا

(شرح ابن ابي الحديد، ج2، ص 25)

اگر عمر بميرد، با علي بيعت مي­کنم.

تکفير عثمان به وسيله عمار و قرائت اين آيه:

و من لم يحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون.

آن­که به آنچه خدا نازل کرد، حکم نمي­کند، پس آنان کافرند.

(مائده /44)

ـ اعتراض عمار به تبعيد ابوذر و شهادت او: عثمان اعلام کرده بود هيچ کس حق ندارد ابوذر را بدرقه کند اما علي عليه السلام ، حسنين عليهما السلام، عقيل و عمار ياسر، ابوذر را بدرقه کردند و هر يک او را ستودند و احترام کردند.

ـ رفتار عمار با عايشه، طلحه، زبير، معاويه و عمرو عاص

1- تلاش عمار براي تجهيز سپاه و گردآوري نيرو براي نبرد با عايشه در جنگ جمل

- زبير قبل از شروع جنگ جمل در وصف عمار مي­گويد:

کلّا و رب الکعبه ان عماراً لايفارقه ابداً

به خداي کعبه که عمار هرگز از علي جدا نمي­شود

(الغدير، ج9، ص 112)

- حملات قهرمانان عمار و مالک اشتر بر شتر عايشه و فرار سپاه دشمن

(شرح ابن ابي الحديد، ج 6، ص 229)

2- گفتار قاطعان عمار در مجلس مشورتي اميرالمومنين براي جنگ با معاويه

عمار مي­گويد: فو الله ان سفک دمائهم و الجدّ في جهادهم لقربة عندالله و کرامة منه

(شرح ابن ابي الحديد، ج3، ص 172)

به خدا قسم ريختن خونشان و تلاش بر جهادشان نزديکي به خداوند و کرامتي در پيشگاه اوست.

روايت مشهوري هم از رسول اکرم صلي الله عليه و آله است و در ميان سپاه معاويه هم گفت و گو مي­شد:

ان عماراً تقتله الفئة الباغية و انه ليس لعمار ان يفارق­الحق و لن تأکل النار من عمار شيئاً

(شرح ابن ابي الحديد، ج8، صص 22-16)

همانا عمار را گروهي ستمکار مي­کشند. ممکن نيست عمار از حق جدا شود و آتش دوزخ، چيزي از جسم او را نمي­سوزاند.

- عمار و غير شيعيان علي عليه السلام

حق­طلبي عمار در مقايسه با آنان که راه خلفا و امثال عايشه، طلحه، زبير، معاويه و عمرو عاص را برگزيدند، حتي مقايسه عمار با امثال ابوموسي اشعري حاکم کوفه در زمان علي عليه السلام و نافرماني او از علي عليه السلام در جنگ جمل نمونه­هايي از امتيازات و ويژگي­هاي ممتاز او در ميان صحابه است.

- شهادت عمار، نقطه­اي روشنگر در تاريخ اسلام

علي عليه السلام در لحظه شهادت عمار بر بالين او نشست و فرمود:

انالله و انا اليه راجعون... رحم الله عماراً يوم أسلم و رحم الله عماراً يوم قتل و رحم الله عماراً يوم يبعث حيا...

(بحارالانوار، ج 33، ص 19و20)

رحمت خدا بر عمار، روزي که اسلام آورد و روزي که کشته شد و روزي که (در قيامت) زنده مبعوث مي­شود.

پس از آن­که خبر شهادت مالک در سال 38 به معاويه رسيد، گفت:

کان لعلي­بن ابي­طالب يدان يمينان فقطعت احداهما يوم صفين و هو عماربن ياسر و قد قطعت الاخري اليوم و هو مالک الاشتر.

علي­بن ابي­طالب دو دست راست داشت: يکي از آن دو دست در صفين قطع شد و آن عمار ياسر بود. ديگري هم امروز قطع شد و آن مالک اشتر بود.

- امتيازات عمار در ميان صحابه

وفاداري او به پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سفارش­هاي آن حضرت درباره علي عليه السلام و فداکاري و جانبازي اش قابل توجه است. استواري و ثبات قدم عمار در دفاع از حق و مجاهدت براي اسلام در تمام دوران قبل و پس از رحلت رسول اکرم صلي الله عليه و آله در مقايسه با تعدادي از صحابه که چه در زمان پيامبر و چه پس از آن دچار کفر و نفاق شدند.- و حتي آيات متعددي هم درباره آنها نازل شد- مثال زدني است. عمار، هم زندگي و حياتش در خدمت اسلام بود و هم مرگ و شهادتش نقطه­اي روشنگر براي معرفي خط صحيح اسلام.

آياتي دربار برخي از اصحاب که دچار نفاق شدند:

التوبه / 101: و من اهل المدينة مردوا علي النفاق لاتعلمهم نحن نعلمهم سنعذبهم مرتين ثم يردون الي عذاب عظيم

التوبه /74: يحلفون بالله ماقالوا و لقد قالوا کلمة الکفر و کفروا بعد اسلامهم و هموا بمالم ينالوا...

البقرة / 10-8: و من الناس من يقول امنّا بالله و باليوم الآخر و ماهم بمؤمنين.

يخادعون الله و الذين امنوا و مايخدعون الا انفسهم و مايشعرون في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا و لهم عذاب اليم بما کانوا يکذبون.

پيام صادق ، سال ششم ـ فروردين و ارديبهشت1380، ش مسلسل34

علي سروري مجد