چرایی، چگونگی و پیامدهای حمله عراق به کویت
چرایی، چگونگی و پیامدهای حمله عراق به کویت
گرداوری، تخلیص و ویرایش نهایی: فرزانه جاویدی افضل مقدم
دانشگاه علم و هنر
برگرفته از سایت http://www.irdc.ir
مقدمه:
به دنبال برقراری آتش بس در جنگ ایران و عراق در 19 مرداد 1367 (10 اوت 1988) عراق عزم خود را جزم کرد تا قدرتمندترین کشور در منطقه خلیج فارس شود و جایگاه برتری در میان کشورهای عربی منطقه بدست آورد. این جاه طلبیها الحاق برخی از کشورهای منطقه چون کویت را طلب میکرد. به فاصله یک ماه بعد از برقراری آتش بس ایران و عراق، نیروهای عراق،کویت را مورد تجاوز قرار داده و تا 20 کیلومتری در داخل این کشور پیش روی کردند. البته این نیروها بعدا با فشارهای منطقهای و بینالمللی مجبور به عقبنشینی شدند.
عراقیها هر چند در برخی سالها فقط درخواست واگذاری بخشهایی از خاک کویت را به عراق کردهاند، اما در نهایت هدف آنها الحاق کامل کویت به عراق بوده است. عراقیها همواره امیدوار بودهاند که از طریق انضمام کویت به معضلات ژئوپلتیکی خود در منطقه خلیج فارس که بدون غلبه بر آنها، برخورداری از یک موقعیت برتر در خلیج فارس نمیتوانست مطرح باشد فائق آیند.
هنگامی که عراق در بامداد دوم اوت 1990 (11 مرداد 1369) به کویت حمله کرد، به نظر نمیرسید در اندیشه یک توجیه صریح و منطقی برای عملکرد خود باشد، درگیری و اختلاف بین دو کشور از قبل روشن بود. علت اساسی این اختلاف در اعتراض اصولی عراق نسبت به موجودیت کشور کویت بود که از زمان انحلال امپراطوری عثمانی بوجود آمده بود. بحث فقط مربوط به اختلاف ارضی بین دو کشور نبود. هدف از این تهاجم در وهله اول کاملا روشن نبود. عراق عنوان میکرد که بنابر تقاضای «دولت آزاد و موقت» کویت وارد این کشور شده است. چند روز بعد تردیدها از بین رفت و زمامداران عراق رسما ادغام کلی و برگشت ناپذیر کویت به عراق را اعلام کردند.
در این اثنا ، در شورای امنیت سازمان ملل متحد در ظرف چهار ماه دوازده قطعنامه علیه عراق به تصویب رسید که در تاریخ 46 ساله شورا رویدادی بیسابقه بود. در 28 فوریه، پس از حدود 42 روز جنگ هوایی و فقط 100 ساعت جنگ زمینی، رییس جمهور آمریکا با اعلام اینکه کویت آزاد شده، جنگ را خاتمه یافته تلقی کرد.
[عملیات] «طوفان صحرا»ی ایالات متحده موجب ویرانی فاجعه بار عراق و کویت گردید و به محیط زیست منطقه لطمه عظیمی زد. در اوضاع سیاسی از پیش آشفته خاورمیانه نیز دوره نوینی پدید آورد. با آنکه پیامدهای کلی و دراز مدت جنگ خلیج فارس تا حد زیادی غیرقابل پیشبینی است اما روشن است که غیر از خاورمیانه خود ایالات متحده قدرتی است که بیش از همه از این بحران تأثیر خواهد پذیرفت. و این نه فقط بدان خاطر است که ایالات متحده حساسترین نقش را در این جنگ ایفا نموده، بلکه همچنین به خاطر آن است که بحران در یک دوره انتقالی در سیاست جهانی رخ داده، در زمانی که دوره جنگ سرد خاتمه یافته بود ولی ماهیت [دوره] جانشین آن تا حد زیادی نامعلوم بود.
شورای امنیت و حمله عراق به کویت
در تاریخ دوم اوت 1990 درست چند ساعت پس از حمله عراق به کویت شورای امنیت با صدور قطعنامه 660 ضمن محکوم کردن تهاجم عراق، از این کشور خواست فورا و بدون قید و شرط از کویت خارج شود. در واقع شورای امنیت از اولین روز تجاوز عراق به کویت عزم خود جهت برخورد قاطع با متجاوز را به نمایش گذاشت.
به دنبال بیتوجهی عراق به 11 قطعنامه مصوبه قبلی ، شورای امنیت قطعنامه 678 را به تصویب رساند. این قطعنامه که از آن توسل بزور استنباط میشود مبنای حقوقی جنگ نیروهای ائتلافی علیه عراق قرار گرفت. به دنبال بیاعتنایی مقامات عراقی به تلاشهای دیپلماتیک صورت گرفته جهت جلوگیری از شروع جنگ ، ایالات متحده آمریکا و «کشورهایی که با دولت کویت همکاری میکردند» در نیمه شب 16 ژانویه حملهای همه جانبه را بر اساس قطعنامه 678 شورای امنیت به عراق آغاز کردند.
برای اولین بار در طول تاریخ جنگها نفت به عنوان یک شیوه بازدارندگی و تلافی جویانه در این جنگ بکار رفت. عراق با به آتش کشیدن 735 حلقه چاه بزرگترین فاجعه اکولوژیک تاریخ را به وجود آورد. شورای امنیت نسبت به وضعیت غیرنظامیان و اسرا در این جنگ واکنش نشان داد؛ به دنبال توقف عملیات جنگی بعد از تصویب قطعنامههای 686 در تاریخ 11 آوریل بین دو طرف آتشبس برقرار شد.
در جنگ عراق و مؤتلفین ، (سازمان) ملل متحد به طور کاملا بارزی از کلیه تمهیدات نظامی کنار گذاشته شد. سازمان ملل نه کنترلی بر جمعآوری و آماده سازی نیروها و نه نظارتی در مرحله عملیات نظامی داشت. شورا در مرحله شروع عملیات جنگی به طور چشمگیری در صحنه دیپلماتیک غایب بود. دبیرکل نیز در این جنگ به طرز حساب شدهای کنار گذاشته شد.
مداخله کشورهای متحد علیه عراق اگر چه به حساب شورای امنیت سازمان ملل متحد گذاشته شد ولی تحت کنترل و هدایت آن صورت نگرفت. در این جنگ شورای امنیت به صورت ابزار حفظ منافع ایالات متحده آمریکا درآمد و عملیات جنگی با مدیریت، کنترل و مداخله مستقیم آمریکا صورت گرفت. در این جنگ شوروی درگیر مشکلات و نابسامانیهای بیشمار داخلی خود بود و به نوعی ناچار از دنباله روی آمریکا و دیگر کشورهای غربی عضو شورا بود. چین نیز نسبتا از صحنه شورای امنیت کناره گرفته بود؛ در واقع برای چین هیچ نفعی متصور نبود که به صورت سپر دیپلماتیک عراق، این کشور متجاوز و پرمدعا، ظاهر شود.
شورای امنیت به منظور اجبار عراق به خروج از خاک کویت، با صدور چند قطعنامه تحریمهای گستردهای را علیه این کشور به مورد اجرا گذاشت و بایکوت کاملی را در روابط اقتصادی، تجاری ، مالی عراق به وجود آورد. امریکا و متحدانش از طریق شورای امنیت خلع سلاح عراق از نظر تسلیحاتی که خطر آنها برای حفظ صلح بسیار شدید است و در آینده میتواند تهدیدآمیز باشد، را مورد بحث قرار میدهد.
بازرسیهای متعددی از سوی کارشناسان تسلیحاتی سازمان ملل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تأسیسات هستهای عراق صورت گرفت. در بسیاری از موارد تعهداتی که از عراق خواسته شد، خارج از چهارچوب معاهدات موجود بینالمللی و حقوق بینالمللی بود. علیرغم گذشت زمان و تغییر شرایط، تحریمهای عراق همچنان به قوت خود باقی بود و تا زمانی که خواست و اراده سیاسی اعضای دائم شورای امنیت و خصوصا آمریکا و انگلستان ایجاب نکند، این تحریمها ادامه یافتند.
مسئولیت رژیم عراق در قبال عوارض ناشی از اشغال کویت به طور کامل و جامع و به دفعات مورد توجه شورای امنیت قرار گرفت. شورا با تصویب قطعنامههای متعدد خاطرنشان میسازد که عراق به موجب حقوق بینالملل، مسئول هر گونه ضرر و زیان و خسارات وارده به کویت و کشورهای ثالث و نیز اتباع و شرکتهای آنها میباشد.
شورای امنیت برای بررسی خسارات ایجاد شده ناشی از تجاوز عراق «صندوق جبران خسارات سازمان ملل متحد» و کمیسیون «جبران خسارات ملل متحد» را بوجود آورد. و مکانیزم دقیق و ویژهای برای پرداخت غرامات از طریق یک کمیسیون ویژه در نظر گرفته شد. کمیسیون جبران خسارات که از طریق قطعنامه 698 بوجود آمد، موظف به اجرای استرداد اموال و انجام تعمیرات ناشی از خسارات ناشی از تجاوز عراق به کویتاز طریق درآمد حاصل از فروش نفت عراق شد.
علیرغم تصمیمات بسیار روشن و قاطع و مکانیزم بسیار دقیقی که از سوی شورای امنیت پیرامون مسئولیتهای عراق در تهاجم به کویت اتخاذ گردید، لیکن مسئولیتهای ناشی از تهاجم عراق به جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه مورد توجه جدی شورا نبوده است.
واکنش شورای امنیت در قبال دو تهاجم عراق به جمهوری اسلامی ایران و کویت در ظرف یک دهه بسیار متفاوت است. مقایسه قطعنامههای صادره از سوی شورا در طول این دو جنگ به خوبی بیانگر این تفاوت بوده و اغراض سیاسی بانیان قطعنامهها و نیات اعضای خصوصا دائم شورا را مشخص میسازد. اصولا بعد از تصمیمات قاطع شورا در برابر تجاوز عراق به کویت، ضعف و سستی قطعنامههای این شورا در جنگ عراق با ایران، بیشتر آشکار میشود. قطعنامههای شورا در جنگ اول خلیج فارس بیشتر حالت «توصیه» دارد و فقط قطعنامه 598 که منجر به پایان جنگ و آتشبس بین ایران و عراق شد منطبق بر فصل هفتم منشور و حاکی از «تصمیم» شورای امنیت است. شورا در این جنگ با بیتفاوتی از کنار واقعیات میگذرد و نگاه ناشی از تهاجم همه جانبه عراق به ایران را تنها «وضعیت بین ایران و عراق» میخواند. شورا در طول 22 ماه اول جنگ خواستار آتش بس و عقبنشینی نیروهای عراق از خاک ایران نشد.
در تصمیمات شورای امنیت برخورد ریشهای و عادلانه با موضوع جنگ عراق با ایران نشده است و شورا اساسا موضع جانبدارانهای در قبال عراق داشت. شورا در خصوص مسئولیت متجاوز سعی در فرار از حقایق دارد و در مورد پرداخت غرامت هیچ مکانیزم عملی و جدی را مطرح نمیسازد.
در خصوص نقض حقوق بشر در جنگ عراق با ایران، شورای امنیت 4 بیانیه و 2 قطعنامه در مورد کاربرد سلاحهای شیمیایی توسط عراق صادر کرد. هر چند گزارشهای روشن و صریح کارشناسان اعزامی سازمان ملل متحد مدارک لازم را برای موضعگیری قاطع شورا فراهم ساخته بود، لیکن به جز آخرین قطعنامه (620) ، قطعنامههای دیگر و بیانیهها هیچ یک نشان دهنده توجه کامل و جدی شورا به وظایف انسانیاش نبود . شورا همچنین در امر جلوگیری از حمله به مناطق مسکونی و جنگ شهرها نیز به رغم استقرار هیأتهای در دو کشور موفقیتی نداشت.
در جنگ عراق با ایران، شورای امنیت اصولا به جز در قطعنامه 598 آن هم تا اندازهای، برخوردی بنیادی و مطابق با روح منشور با موضوع جنگ نکرد و این نیز به دلیل پیروزیهای نظامی ایران در جبهههای جنگ و نیز به خاطر دیپلماسی پرتحرک و ابتکارات سیاسی ایران به خصوص در سال های 1365 به بعد بود.
پیامدهای جنگ در عراق
شکست خفتبار عراق در جنگ با امریکا و متحدانش و عقبنشینی ارتش بعث از خاک کویت، سبب از هم پاشیدن ماشین جنگی صدام حسین گردید. از هم پاشیدگی ارتش شکست خورده عراق، عاملی بود تا شورشهایی در داخل ارتش بروز نماید و همچنین باعث گردید تا مردم مخالفتهای خود را با سیاستهای جنگافروزانه و ویرانگرانه صدام و حزب بعث آشکار نمایند.
قیام مردمی در مخالفت با صدام از بصره آغاز گردید و به زودی به سایر شهرهای عراق گسترش یافت. تعدادی از پرسنل ارتش نیز به صفوف ملت پیوستند و اسلحه خود را به سوی حزب بعث و یگانهای گارد جمهوری ـ که پس از شکست از آمریکا و متحدانش به جنگ ملت آمده بود ـ گرفتند.
آمریکا قبلا اعلام کرده بود که، «مردم عراق» باید صدام را سرنگون نمایند، اما زمانی که ماهیت اسلامی قیام مردم عراق آشگار گردید، به سران حاکم بر عراق، در آزادی عمل در سرکوب قیام مردم، چراغ سبز نشان داد. رژیم بعث با قبول شرایط خفتبار متحدین به قیمت بقای موجودیت خویش، دست و پای خود را جمع کرد و با بهرهگیری از توپ، تانک ، هواپیما و هلیکوپتر به مقابله با مردم پرداخت. غرب با پشت کردن به قیام مردم عراق، اثبات نمود که باقی یک حکومت ضد مردمی را که تضمین کننده منافع او باشد بر برقراری یک حکومت مردمی ترجیح میدهد. جنگ داخلی در عراق آغاز شد و رژیم بعث با به راه انداختن حمام خون به مقابله با قیام مردم در شمال و جنوب عراق پرداخت. پشتیبانی و حمایت غرب از صدام حسین سبب تشدید جنگ داخلی عراق که میتوانست پیروزی سریع مردم را در پی داشته باشد گردید. با سرکوب مردم که با مقاومت آنان روبرو بود، غرب به این هدف خود که، تخریب هر چه بیشتر منابع انسانی و اقتصادی عراق و مسلمانان است نزدیک شد، منتهی این بار تخریب به دست خود آنان انجام میشد، تا آنچه که بمبهای هواپیماهای غربی تخریب نکرده بودند، تخریب گردد.
با تسلط هر چه بیشتر ارتش بعث بر مناطق آزاد شده توسط نیروهای مردمی، ملت بیدفاع و مظلوم عراق، در شمال و جنوب خود را در معرض آتش انتقامجویی رژیم بعث دیدند.آنان هنوز خاطره بمباران شیمیایی حلبچه و فاجعه کشتار زنان و کودکان را در این شهر به خاطر داشتند. اعمال وحشیانه ارتش و اعضای حزب بعث با مردم بیگناه، پس از بازپسگیری مناطق آزاد شده و اعدام دستهجمعی و مثله کردن مردم، سبب وحشت فزاینده آنان گردید.
در شمال و جنوب، مردم عراق از خانه و کاشانه خود آواره گردیده و برای نجات جان خود، رو به سوی کشورهای همسایه آوردند. در راه فرار و به علت گرسنگی و سرما و بیماری، بسیاری از کودکان و سالخوردگان جان خود را از دست دادند و اینها به جز کسانی هستند که به روی میدانهای مین رفته و یا زیر آتش ارتش بعث جان باختهاند.
رژیم حاکم بر عراق به این نیز بسنده ننموده و با فرو ریختن خودکار و خودنویس و اسباببازیهای منفجر شونده سبب آسیب رسیدن به دست و صورت کودکان آواره شده است.
از میان کشورهای همسایه، دولت و ملت اسلامی ایران ضمن تقبیح اعمال رژیم حاکم بر عراق و طلب مساعدت از جامعه ملل، با تمامی امکانات خود به یاری آوارگان پرداخت. و این در حالی بود که بعضی از کشورهای همسایه از آوارگان عراقی با گلوله پذیرایی کردند.
حدود یک میلیون آواره عراقی به ایران آمدند و سرمای بیتفاوتی و کمتوجهی جامعه ملل بیشتر از سرمای کشنده کوهستانها سبب مرگ آوراگان گردید.
غرب در پس بحران کویت به بسیاری از اهداف خود دست یافت، از جمله اقتصاد نابسامان خود را رونق بخشید و به بسیاری از امتیازهای آشکار و پنهان از دول منطقه دست یافت. دریافت کمک 13 میلیارد دلاری از آمریکا، لغو محدودیتهای بازرگانی- فرهنگی جامعه اروپا، برخورداری از کمکهای نظامی قابل ملاحظه، حذف خطر بالقوه نظامی عراق و افزایش مهاجران یهودی از جمله امتیازهایی بود که به یمن بحران کویت نصیب رژیم صهیونیستی گردید.
به قیمت آوراه شدن بیش از 2 میلیون عراقی، غرب دستیابی به دیگر اهداف خود را تعقیب کرد، از آن جمله حفظ و ابقای رژیم بعث در عراق به منظور ترساندن رژیمهای مرتجع عرب و حفظ یک کانون بحرانی قابل بهرهبرداری در مقابله با خیزشهای اسلامی در منطقه؛ دیگر آنکه با بهانه ایجاد مناطق امن در شمال عراق برای اسکان آوارگان، ارتش خود را بدون جنگ در این مناطق مستقر و زمینه را برای پیاده نمودن نقشههای استعماری فراهم نمود.
منابع:
دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه
دفتر سیاسی و معاونت تبلیغات و روابط عمومی سازمان عقیدتی – سیاسی ارتش ج.ا.ایران
سلام بر چشم انتظاری
،سلام بر بوی تربت
سلام بر سرزمینی که از آن همه جوان، فقط استخوان هایشان را به آغوش میهن بازگرداند
خیلی هاشان بی سر
خیلی هاشان هم بی پلاک
سلام بر دل مادران
سلام بر مفقودین
درود بر شهدای گمنام
وای بر من که هنوز...