شهید دکتر محمد مفتح
شهید دکتر محمد مفتح

بخش سوم در راه روشنگري و مبارزهآيت الله دكتر مفتح فعاليت فرهنگي ? تبليغي خويش را با تدريس در دبيرستان قم ، آن هم در رشته معارف ديني ، جلوه ديگري بخشيد انتقال ارزش هاي والاي الهي به نسل ها و به جوامع آينده و ضرورت گسترش و ابلاغ اين مهم ،هدف مقدسي با تدريس در دبيرستان ، دانشگاه و حوزه و همچنين حضور در بين اقشار فرهنگي ، چهرهاي شناخته شده بود كه مي توانست به خوبي بين روحاني ، دانشجو و محصل ، پيوند انس و الفت برقرار سازد آيتالله دكتر محمد مفتح ، مبارزه با رژيم پهلوي را نه تنها در تضاد با تحصيل علم نميديد، بلكه يكي از ابعاد مبارزه را هر چه غني تركردن سطح آگاهي و بينش طلاب و دانش آموزان ميدانست به همين دليل او از همان ابتداي تدريس در دبيرستاندين ودانش قم ? كه اولين دبيرستان اسلامي بود كه به همت شهيد بزرگوار آيتالله دكتربهشتي ،تأسيس شده بود و خود آن شهيد، رياست آن را برعهده داشت در تنوير افكار و عرضهي آگاهي به دانش آموزان تلاش وسيعي را آغاز كرد آن درد آشناي عزيز ، افشاي ظلم و ستم رژيم پهلوي را در درس خود گنجانده بود و از رويارويي با مزدوران آن رژيم بيدادگر هيچ گاه هراسي به خود راه نداد شهيد مظلوم دكتر بهشتي درمصاحبهي باروزنامه جمهوري اسلامي مي گويد ً درسال 1333 كه دبيرستان دين و دانش را به عنوان يك دبيرستان مترقي فرهنگي اسلامي تأسيس كردم بعد از يك سال ايشان آيت الله مفتح به عنوان مدرس درآن جا هم كاري را آغاز كردند ًآيت الله دكتر مفتح با هم كاري شهيد بهشتي و حضرت آيت الله خامنهاي به منظور تقويت پيوند ميان دانش آموزان ، دانشجويان ، طلاب و فرهنگيان ، اقدام به تأسيس كانون اسلامي دانش آموزان و فرهنگيان قم نمودند مسئوليت اين حركت مقدس را دكتر مفتح برعهده گرفت اين كانون ، اولين مجتمع اسلامي پويا و فعالي محسوب مي شد كه با گرد هم آيي گروه هاي طالب علم و دين بر محور اسلام ناب تشكيل شده بود مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي در اين باره طي مصاحبهاي درمهرماه 1358 هـ ش ميفرمايند ً سال 39 يا40 اقدام كرديم براي ايجاد يك كانون اسلامي دانش آموزان و فرهنگيان درقم و اولين مجمع هم آهنگ كننده و نزديك كننده ي روحاني و دانشجو كه پيوندشان مبارك بودرا در آن شهر به وجود آورديم روحاني ، دانشجو، دانش آموز، فرهنگي در مسجدمسجد رضوي قم روزهاي جمعه گرد هم ميآمدند وبحث هاي سازندهي اسلامي داشتيم با آهنگ اجتماعي ً شهيد بهشتي نيزدربارهي اين كانون ميگويد ً درهرهفته يكي از ما سخن راني ميكرديم و دوستانياز تهران ميآمدند و گاهي مرحوم شهيد مطهري و گاهي ديگران مدرسين حوزهي علميهي قم مي آمدند دريك مسجد و يك جلسه ، طلبه و دانش آموز و دانشجو و فرهنگي همه دور هم مينشستند و اين حقيقت ، نمونهي ديگري بود از همان تلاش براي پيوند روحاني و دانشجوًدبيرستان دين و دانش ، پايگاه مهمي بود براي تلفيق دين و سياست و انس بين دين و دانش آيت الله دكتر محمد مفتح به زيبائي اين مهم را بيان ميكرد او ميكوشيد طلاب علوم ديني رابا روشنگري و بيداري به عرصهي مبارزه با رژيم سفاك پهلوي بكشاند و اين كار را با تلاشهاي علمي آغاز كرد فعاليت هاي چشمگير آن استاد فهيم ، همچنان ادامه داشت تا آن كه عنصري فعال و خطرناك براي رژيم پهلوي شناخته شد ساواك ، او را در سال 1347 هـ ش از آموزش و پرورشاخراج و به بندرعباس تبعيد كرد درسال 1348هـ ش كه زمان تبعيد آن بزرگوار به سر آمد و بايد به شهر محل اقامت خويش يعني قم مراجعت ميكرد ، ازورود او به قم جلوگيري و ايشان را ناگزير به اقامت در تهران كردند آيت الله دكتر محمد مفتح ، اين حماسه ساز هميشه جاويد روحانيت ، به منظور تبيين نقش طلاب و فضلا و معرفي چهرهي اسلام از طريق آنان ، مجمعي با نام جلسات علمي اسلام شناسي تشكيل داد اين مجمع ، فعاليت وسيعي براي معرفي چهره ي حقيقي اسلام به نسل جوان و پرسشگر آغاز كرد كه اگر از سوي ساواك تعطيل نمي شد، شايد هم اكنون جامعه ما داراي يك دوره از معارف اصيل اسلامي بود كه به همت پژوهشگران اين مجمع تأليف شده بود جلسه ها ياين مجمع زيرنظر آيت الله دكتر مفتح تشكيل و اداره ميشد و فضلاو نويسندگان حوزهي علميه با طرح كتب خود در زمينه هاي مختلف اسلام شناسي و نقد و بررسي آن ، همراه با مقدمهاي از دكتر مفتح كتاب هاي متعددي به چاپ رساندند متأسفانه ساواك به نقش اين مجمع درمعرفي اسلام راستين پي برد و آن را تعطيل كرد آيت الله مفتح درمجمع يادشده به نويسندگان توصيه مي كرد مطالب عميق و سنجيده و درعين حال ساده و روان خويش را به دور از هرگونه تخلف دربارهي معضلات و مشكلات عصر آن زمان به رشته تحرير در آوردند درآن موقع مسائلي چون دعا، زيارت ، راه يافتن خرافات در مراسم مذهبي ، اوضاع مسلمانان و دلايل ضعف وركود آنان ، سلطهي استعمار و ظلم و ستم حكام كشورهاي اسلامي خصوصاً رژيم پهلوي و موضوع هايي از اين قبيل ، محور بحث اين تشكيلات بود اين مجمع موفق شد 13 جلد از كتاب هاي خود را منتشر كند كه عناوين آن بدين شرح است 1- اسلام پيشرونهضت ها 2- باضعف مسلمين ، دنيا درخطرسقوط 3- شيعه و زمامداران خودسر4- جهان بيني و جهانداري علي ع 5- دعا عامل پيشرفت ياركود 6- ره آوردهاي استعمار7- همسران رسول خداص 8- زيارت ما خرافه يا حقيقت 9- به سوي اسلام يا آئين كليسا 10- مصاحبهاي دربارهي نيرنگ و خرافه 11- ابراهيم يا قهرمان توحيد12- اسلام برسر دو راهي 13- قرآن برفراز آسمان ها مرحوم مصطفي زماني ، يكي ازاعضاي مجمع مزبور، دربارهي حساسيت ساواك نسبت به فعاليت هاي مجمع چنين مي نويسد خوب به خاطر دارم اولين كتابي كه به نام مجمع علمي اسلام شناسي منتشرشد، كتاب شيعه و زمامداران خودسر ازمحمد جواد مغينه ، نويسندهي شيعه و لبناني بود اين كتاب را پانزده روز ترجمه و در طول يك ماه به چاپ رسانديم با انتشار كتاب ، شهيد آبت الله دكتر مفتح به سازمان امنيت ساواك به عنوان گرداننده يك مجمع زيرزميني احضار گرديد و تحت فشار قرار گرفت باتلاش پيگير دكتر مفتح ، مجمع اسلام شناسي قبل ازتعطيلي اجباري ازسوي ساواك مصمم شد مجلهاي بانام اسلام شناسيدر 640 صفحه و در 12 شماره منتشركند و از اين طريق هم آهنگ با نيازهاياجتماعي ، گامي اصولي و با اهميت بردارد، اما ساواك از اين برنامه با خبر شد و اجازه نداد حتي يك شماره از آن مجله منتشر شود1در صفحهي 40 كتاب ره آوردهاي استعمار ، كه آيت الله مفتح مقدمهاي زيبا و پر محتوا بر آن نگاشته ، ميخوانيم قرآن مجيد مردمي را كه ساكت و بي صدا سرنوشت خود را به دست ديگران سپرده و در آن دخالتي نميكنند و بدون چون و چرا همرنگ جماعت ميشوند، از مقام انسانيت ساقط و حتي از گذاردن نام حيوان نيز بر آنان خودداري كرده و بالاخره لقب پست ترين جانوران را شايسته آنان ميداندآيت الله مفتح با هم كاري شهيد بهشتي ، فعاليت تحقيقي ديگري را در قم آعاز كرد و با برگزاري جلسات سخنراني در مسجد رضوي قم از اساتيدي چون شيهد مطهري خواستند تا در اين برنامه شركت كنند و به عوامل دست اندركار رهنمود بدهند شهيد بهشتي ضمن مصاحبهاي به اين تلاش تحقيقي اشاره مي كند دريك تحقيقي كه آغاز كرديم از طريق دسته جمعي ايشان دكترمفتح بودند و به هرحال همين طور با هم مانوس بوديم تاسال 1349 ما با هم همسايه بوديم و انس و آشنايي و هم كاري مان بيشتر بود و يك فعاليت تحقيقاتي شروع كرديم درتهران درسال 1349 ، ايشان هم درآن عضويت و هم كاري داشتندبا وجود اين كه دكتر مفتح در سنگرهاي گوناگون ، مشغول مبارزه بارژيم شاه بود و در شهرهاي مختلف كشورتبلغ و هدايت مبارزه عليه رژيم پهلوي ميكرد، در حوزه و دانشگاه و دبيرستان نيز به تدريس و تربيت شيفتگان علم و دانش مشغول بود و از امرخطير پژوهش و تاليف غافل نبود نگاشته هاي ارزشمندي به صورت ترجمه و تاليف از ايشان به يادگار مانده است ، كه به آن ها اشاره مي كنيم حاشيه بر اسفار ملاصدرا اين كتاب بزرگترين كتاب فلسفي اسلام است كه آيت الله دكتر مفتح ،سومين حاشيه براين كتاب را نگاشته و اين خود مبين ديد عميق او درفلسفهي اسلامي است -روش انديشه درعلم و منطق هم اكنون نيز اين كتاب به عنوان منبع درسي درحوزه و دانشگاه براي بالاترين سطوح علم منطق استفاده ميشود-ترجمه ي ، تفسيرمجمع البيان از با ارزش ترين تفاسيرشيعي است جلد اول و دوم اين تفسير به قلم استاد مفتح و حضرت آيت الله نوري همداني ترجمه شده و جلد سوم را دكتر مفتح به تنهايي به فارسي برگردانيده است -حكمت الهي و نهج البلاغه مستخرج ازپايان نامهي دكتراي دكتر مفتح اين كتاب كه در واقع پايان نامهي دكتراي اولاست ، رسالهاي است پرمحتوا و غني آيت الله دكتر مفتح در اين مكتوب با عاليترين مضامين فلسفي و اعتقادي و به زباني درخور فهم همكان ، ديدگاه هاي خويش را مطرح كرده است او در مقدمهي اثر ياد شده ، جنبه هايي اززندگي نخستين امام شيعه را بررسي كرده است و با دلايل محكم و شواهدي مستند، ثابت كرده كه تمامي نهجالبلاغه بي هيچ شبهه از حضرت اميرع است و همچنين آن امام همام را پايه گذار فلسفهي اسلامي به جهان اسلام معرفي كرده است آيت الله مفتح در بخشي از اين كتاب آورده است ًپيشواي پرهيزكاران ، حضرت علي ع ، اولين كسي است ازامت اسلام كه كلام برهاني را به كاربرده و استدلالات منطقي را در فلسفهي الهي مورد استفاده قرار داده و او اولين كسي است كه الفاظ عربي را در بيان مقاصد فلسفي استخدام كرد و از معاني مادي و طبيعي ، آنها را مجرد ساخت ً -آياتاصول اعتقاديقرآناين كتاب مشتمل بر پژوهش ها وتحقيقهاي آن استاد بزرگوار در مباحث اعتقادي شيعه با تكيه بر قرآن است درصفحهي 42 اين كتاب ، دكتر مفتح در دفاع از امامت كه جز و مسلمات و معتقدات شيعه است ، مينويسد ً ما هدايت و زعامت را بر روي هم در مورد امام ، خلافت ميناميم پيامبرص هر دوي اين مقام را داشت و امام هم بايد همين گونه باشد پس چون منصب امام زمان همان منصب پيامبر معصوم ص است امام نيز بايد معصوم باشد- نقش دانشمندان اسلام درپيشرفت علوم اين نوشتار60 صفحهاي ، مجموعهي مقالات استاد مفتح است كه درسال چهارم مجلهي مكتب اسلام به دريج انتشار يافته است عناوين تعدادي ازاين مقالات بدين شرح است جنبش هاي علمي در اسلام از كجا شروع شد، دانشگاه نظاميهي بغداد، اخوان الصفا، روش تحقيق دانشمندان اسلام ، توجه مسلمانان به علوم بيگانه - ويژگي هاي زعامت و رهبري دراين كتاب ، آيت الله دكترمفتح ، يكي ازمسائل بسيار مهم نظامي اسلامي يعني موضوع ولايت و رهبري و زعامت مسلمين را بررسي كرده است در قسمتي از كتاب مزبور آمده است مقام رهبري معنوي و سياسي از هم جدا نيست چه كسي ميگويد دين از سياست جداست ؟ مگر رسول الله ص پيشواي سياسي نبود؟مگر اميرالمؤمنين ع در دوران خلافت مقام رهبري سياسي را نداشت ؟ ائمهي دين را كه ما بر ايشان فرياد مي زنيم كه واي حق ائمهي ما را قطع كردند كدام حقشان را؟ پيشوايي معنوي ؟ آن كه غضب نشده بود امام صادق ع پيشواي معنوي مردم بود و مردم از امام صادق ع مسائل حلال وحرامرا استفادهميكردند معارف قرآن را از امام صادق ع ميپرسيدند و ايشان چهار هزار شاگرد داشتند پس ما مي گوييم حق ائمهي ما و امام صادق ع را غصب كردند ، منظور ما همان حق ياسي و رهبري سياسي ائمه است ً-وحدت دو قشرروحاني و دانشگاهي دربخشي از اين كتاب كه مجموعه مقالات و سخن راني هاي دكتر مفتح است و دربارهي وحدت دو قشر مؤثر جامعه روحاني ودانشگاهي است آمده ً جامعهي زنده همان جامعهاي است كه مي فهمد، حس مي كند، جوشش دارد ، حركت دارد و نشاط دارد جامعه بايد همچون كشورتن ، منظم و منسجم باشد اسلام ميخواهد يك جامعهي پويا و سالم ، متكامل و مترقي را پي ريزي كند از اين رو به مسئلهي تكامل و هم كاري خيلي اهميت ميدهد اگر در جامعه مذهب ضرورت جامعه است و بايد باشد ، طبيعي است كه يك عده هم بايد متخصص درمذهب و آشناي به مسائل مذهب باشند اين ضرورت جامعه است ،پزشك مي خواهد، مهندس مي خواهد، قاضي مي خواهد، اديب مي خواهد، اسلام شناس و معنويت شناس ميخواهد براي پيشرفت جامعه اين دوقشرروحاني ودانشگاهي يك امتياز خاص دارند براي اين كه ديگرگروه ها وقشرها به اين ها نگاه مي كنند ، اين ها هستندكه مسيرجامعه را تعيين مي كنندً در سال 1339هـ ش آيت الله دكتر مفتح ، شهيد بهشتي ، شهيد آيت االله سعيدي و تني چند از فضلاي حوزه به فكر سامان دادن حوزه علميه قم افتادند و در اين راه جلسات متعددي را تشكيل دادند شهيدبهشتي دراين باره ميگويد ً كار ما در يكي از اين جلسات به ثمررسيد مادربرنامهاي در طول يك مدت توانستيم يك طرح و برنامه تحصيلات علوم اسلامي تهيه كنيم ، درهفده سال و اين پايهاي شد براي تشكيل مدارس نمونهاي كه نمونه معروف ترش مدرسه ي حقاني يا مدرسه منتظريه يه نام مهدي منتظر عج است مدرسهي حقاني تأسيس شد و اين برنامه درآن جا اجراء گرديد ً درضمن اين تلاش مؤثر، دكتربهشتي ، دكترمفتح و گروهياز فضلاي حوزه در پي سامان دادن به انديشهي حكومت اسلامي ومشخصكردن نظام سياسي اسلام ، كاري تحقيقي را آغاز كردند تأئير اين كوشش فكري به حدي بود كه بر رژيم پهلوي گران آمد و شهيد بهشتي را وادار به ترك قم و اقامت درتهران كرد البته اين هم كاري و ارتباط با مدرسهي حقاني ادامه داشت تا اين كه بعدها ساواك افراد اين تشكل را دستگيركرد و برنامه ريزي ذكر شده نيز تعطيل شد آيت الله دكتر مفتح براين اعتقاد بود كه حوزههاي علميه ، شجرهي طيبهاي هستند كه با خواست و كوشش مبارك اطمه اطهارع بنيان نهاده شدهاند و اساس و پايهي اين نهاد مقدس برعلم و انديشه ، تحقيق ، تتبع و تقوا استوار است به شهادت تاريخ در تمامي اعصار و قرون ، علماي متعهد از اين مراكز برخاسته وهدايت و ارشاد انسان ها را عهده دار بودهاند و نهضتهاي ضد استعماري و جنبشهاي ضد طاغوتي ، غالباً از اين مراكز آغاز شده است از اين رو دكتر مفتح همراه گروهي از روحانيون مبارز خط امام ، در زمان تبعيد ايشان عازم عراق شدند و براي حفظ و ادارهي تشكيلات مقدس حوزه ً جامعهي مدرسين حوزهي علميهي قم ً را تشكيل دادند حضرت آيت الله خامنهاي در بخشي ازسخنان خود در سمينار وحدت حوزه و دانشگاه در آذرماه سال 1364 هـ ش ، دكتر مفتح را چنين معرفي كردند شهيد مفتح يكي از مظاهر فرهنگي بود كه اسلامرا در مرحلهي عمل به فردها، زوايا و خلوت هامحدود نميكرد اسلام را با همان شمول و همه جانبه بودنش در اعتقاد و عمل ،در معرفت و تحقيقميفهميد و به دنبال آن تلاش ميكرد شهيد مفتح در زندگيش كم نمود و كم تظاهر كرد ، اما پر تحرك بود ًتأسيس مدرسهي مهدي موعودع يكي ديگر از تلاش هاي ارزندهي دكتر مفتح است آيت الله نوري همداني درمصاحبه با مجلهي حوزه ، اين تلاش را چنين تشريح مي كند ً بنده با آيت الله شهيد حاج شيخ محمد مفتح همداني ، كه از آغاز طلبگي مدتي هم حجره و تا هنگامي كه آن مجاهد بزرگ به شهادت رسيدند ، باهم درارتباط بوديم ، تصميم داشتيم كه يك مدرسه كه پايگاه تعلم و تربيت باشد ، با هم به وجود آوريم آن شهيد بزرگوار در اين رابطه حدود يك ميليون و دويست هزارتومان فراهم كرده بودند كه بعد از شهادت ايشان ، فرزندان وخانوادهي آن شهيد مجاهد به محضر مبارك حضرت امام ? دام ظله العالي ? شرفياب شدند و جريان آن پول را به عرض محترم ايشان رساندند ايشان فرمودند آن پول در اختيار اينجانب قرار گيرد تا اقدام مقتضي بعمل آيد بالاخره اين مدرسهي چهارطبقه با يك سرداب بزرگ و چندين مدرس و كتاب خانه تأسيس گرديد در اين چند سال كه دفاع مقدس برپا بود ، هميشه يك سوم از طلاب محترم آن حوزه به نوبت در جبهه بودند ً در بخشي ازتحقيقات علمي ? فرهنگي دكتر مفتح ، اهم اهداف فرهنگ استعماري از طريق رژيم پهلوي به منزلهي مزدور غرب چنين ياد شده است 1- جلوگيري از هرگونه مخالفت در برابر استعمار فرهنگي 2- توسعهي فساد و گسترش آن به منظور تحكيم بخشيدن به ارزش هاي فرهنگ استعماري 3- وارد كردن محموله هاي فرهنگ غربي و پياده كردن آن در دانشگاه ها 4- ارتجاعي خواندن علما و روحانيون براي جلوگيري از اشاعهي فرهنگ اسلامي آيتالله دكتر مفتح در بخشي از افشاي نقشههاي شوم استعمار در خصوص ايجاد تفرقه ميان دوقشر روحاني و دانشجو مينويسد ً به طور مشخص گسستن پيوندها و ارتباط بين دو قشر روحاني و دانشجوكه به تعبير امام مغزهاي متفكر جامعه محسوب ميشوند ، در برنامههاي شاه و آمريكا اهميت ويژهاي داشت و با لطايف الحيل سعي ميشد تا فاصلهاي عميق ميان اين دو قشر روحاني و دانشجو مينويسد ً به طور مشخص گسستن پيوندها و ارتباط بين دو قشر روحاني و دانشجو كه به تعبير امام مغزهاي متفكرجامعه محسوب ميشوند ، در برنامههاي شاه و امريكا اهميت ويژهاي داشت و با لطايف الحيل سعي شد تا فاصلهاي عميق ميان اين دو قشر ايجاد شود و آنان را به يك ديگر مظنون نمايند و توانائيهاي بالقوهي آنان را در اصطكاك با يك ديگر از بين ببرند و سمت گيريهاي آنان را از وحدتي اصولي به نزاع عاي ويران كننده و به اصطلاح صنفي سوق دهند و منحرف سازند در ميان حركاتي كه به مقابله با اين اقدامات و اهداف ميپرداختند ، نقش روحانيت مبارز و متعهد ، اهميت و حساسيت بيشتري پيداكرد ً همچنين استاد مفتح دربيان اهميت وحدت ميان دو قشر روحاني و دانشجو ميگويد ً موضوعي كه قرار است با شما دوستان عزيز در محور آن سخن بگوئيم ، يك بحث بسيار مهم ، لازم ، اجتماعي و مفيد است و آن وحدت بين همهي گروهها و قشرها درتأمين هدف هاي مقدس وحدت دو قشر روحاني و دانشگاهي است كه از ويژگي خاصي برخوردار است تشابه كاملي بين حيات فرد و جامعه وجود دارد و آن بدين صورت است ، فردي كه زنده است اعضاء و اجزاي بدنش با يكديگر هم آهنگي دارند و يك واحد هم آهنگ و منظم به نام كشوران را تشكيل ميدهندهمهي اين اجزا و اعضاء گوشهاي از فعاليت هاي لازم بدن را عهده دارند و به نحو احسن انجام ميدهند ، چشم ميبيند و گوش ميشنود ، دست فرمانبر خوبي است و مغز قدرت تصرف و فرماندهيرا دارد و اعصاب و خلاصه همهي اعضاي بدن فعاليتهاي خود را منظم و درست و در مسيرصحيح انجام ميدهند اين يك فرد زنده و سالم است ما به اين كار در فلسفه به اصطلاح آن هويت مي گوييم ، آن هويتي كه به همه ي اين ها يك شكلي داده است در اين احزاب و اعضاء تعاون وجود دارد يك جامعهي زنده هم مانند يك فرد زنده ، بين همهي اقشار و گروههايش هم آهنگي است يعني همه باهم يك مسير و هدف را تعقيب ميكند و درست و هم آهنگ و موزون و حساب شده به سوي يك مقصد رهسپارند يك قشر زنده اين طور فكر نميكند كه فقط براي خودش منافع و مزايايي را طلب كند و به فكر قشر و گروه ديگري نباشد اگر شهري به فكر روستايي ، اداري به فكر بازاري و بازاري به فكر دانشگاهي ، روحانيت به فكر ديگر قشرها و همهي اقشار در رابطه با روحانيت نباشند، يعني همه ازهم بيگانه و بيارتباط با يكديگرند و چنين جامعهاي ويژگيهاي يك جامعه زنده را ندارد پيشرفت جامعه فقط با كشاورز و كارگر و بازاري نيست ، آنها اعضاي فعال جامعهاند ، اما مسير پيشرفت جامعه را مغزهاي انديشمند و متفكر تعيين مينمايند اين مغزهاي انديشمند خواه انديشمندان در علوم مادي و رشتههاي ديگر علوم ، اگر اينها با هم شدند ، جامعه به جلو ميرود و به خصوص از نظرجامعه شناسي مذهب چرا انقلاب ما پيروز شد؟ شما دوستان اهل مطالعه ، به عامل مذهب چقدر بها ميدهيد؟ مسائل انقلاب را با خصوصياتش آن روستايي خيلي درك نميكندو اگر به آن روستايي و يا كارگر بيسواد ، شما بگوييد كه محمد رضاخان عامل استعمار و خاين به مملكت است ، ميگويد استعماراصلاً يعني چه ؟ اصلاً سلطنت مفهومش چيست ؟ اگر بنشينيد و بخواهيد او ر ادر مسائل سياسي و اجتماعي كاملاً آگاه كنيد ، ميبينيد چقدر معطلي دارد ، اما برد مذهب را ببينيد وقتي به اين روستايي كه اين مسائل اجتماعي را ممكن است ذرك نكند ، بگوييد كه مرجع تقليد تو ميگويد و از نظر مذهب واجب است كه بيايي بيرون و فرياد بزني الله اكبر ، ميگويد بسيار خوب من ميآيم بيرون و ميگويم الله اكبر و در راهپيماييها شركت ميكنم آيتالله دكتر مفتح در ادامهي اين بحث به نقش ارزنده و اساسي مذهب در تحكيم وحدت بين دو قشر روحاني و دانشجو اشاره كرده ، ميگويد ً آن چيزي كه همهي قشرها را در اين حركت انقلاب اسلامي بسيج كرد، عامل مذهب بود چطور ما اين عامل را كنار بگذاريم ؟ و چگونه اين مساله را ناديده بگيريم ؟ چطور اين انگيزه را در پيشبرد مبارزات و هدفهاي مقدس اجتماعيمان كنار بگذاريم ؟ بنابر اين از نظر موفقيت در پيشرفت مسائل كشوري و انقلاب بايد به مذهب و مذهب شناسها و به كسانيكه از راه مذهب در مردم نقوذ دارند ، توجه بشود كه اگر نشد و اگر بين اين دو قشرروحاني و دانشگاهي اختلاف پديد آمد و قشر روشنفكر براي خود راهي پيش گرفت و قشر مذهبي راهي ديگر ، مطمئن باشيد اولين مرحلهي شكست و عقب نشيني و بدبختي همين جاست ً قيام 15 خرداد 1342 هـ ش ، ازسويي نقطهي عطف و بيداري ملت مسلمان ايران بود و از سوي ديگرعرصهي آزمايش روحانيت مبارز ، مجاهد و فداكاري بود كه با اهداي خون خويش و خلق ايثار و حماسه از اين عرصه و ميدان سربلند و پيروز بيرون آمدند در همين ايام فعاليتهاي دكتر مفتح و شهيد مطهري دو يار هم سنگر براي احياي ابعاد اجتماعي ? سياسي اسلام ، آن هم در آن اوضاع خفقان و جو رعب و وحشت و ايجاد رابطه و پيوند بين مردم ، به خصوص قشرجوان و دانشگاهي اهميت خاصي داشت به تعبير امام خميني ره ً درپانزده خرداد 42 مقابله با گلوله و مسلسل شاه نبود كه اگرتنها اين بود مقابله را آسان مينمود بلكه علاوه برآن از داخل جبههي خود گلولهي حيله و مقدس مابي وتحجر بود، گلولهي زخم زبان و نفاق و دورويي بود كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب ، جگر و جان را مي سوخت و مي دريد ً شرح اوضاع آن زمان از زبان معمار انقلاب اسلامي ، امام خميني ره ، اهميت تلاش و پشتكار دكتر مفتح را در بيان اين مسائل و ارشاد و روشنگري ، بيش از پيش آشكار ميسازد آيت الله دكتر محمد مفتح ، به دليل حضور در دانشگاه و ارتباط نزديك با دانشجويان توانست با واقع بيني و بينش عميق و ژرف خويش مشكلات و نيازهاي نسل جوان را تشخيص دهد و برنامه هاي موثري را براي تحقق وحدت ميان دانشگاه و حوزه پي ريزي كند او با تكيه برفطرت پاك و عدالت جويانهي نسل جوان دانشگاهي اقدام به زدودن و تطهير انديشهها و باورهاي غلط و تحريفات مذهبي نمود و روح معرفت و شناخت را در كالبد نيمه جان و بي رمق جوانان آن زمان دميد و با طرح ابعاد مختلف دين ، راه اصولي اسلام را به آنان نشان داد پاسخگويي صحيح دكتر مفتح به نيازها و مشكلات واقعي و عيني نسل جوان ، باعث شد تا محبوبيت ويژهاي نزد اين قشر كسب كند به همين خاطر ساواك به طور مداوم او را زير نظر داشت دكتر مفتح در پاسخ به مسائل فلسفي به گونهاي ساده و در خور فهم جوانان اظهار نظر مي كرد تشريح مسائل فلسفي و تفسير اين بحث ، دامنه دار و گسترده است بهرهگيري از قرآن و نهج البلاغه ، هنر والاي استاد مفتح بود كه در دانشگاه و حوزه بدان همت گماشت دركتاب افكار شهيد مفتح ، صفحهي 147 در بيان مبحث ً به كجا مي رويم ً از قول ايشان آمده است ً از ميان سوالات ، انچه بيشتر از همه ي آن ها فكر انسان را به خود مشغول كرده و همواره دربارهاش ميانديشد، اين است كه به كجا خواهيم رفت ؟ چه خواهيم شد؟ عاقبت وجود من چيست ؟ آيا نيست و معدوم خواهيم شد؟ يا موجودي هستيم ابدي و جاودان شايد هم در اثرحب ذات است كه اين سوال ، جلوه بيشتري يافته و علاقه برنفس است كه توجه بيشترانسان به اين مسئله جلب شده است چون احساس نيستي و نابودي براي انسان دردناكترين احساس است و روي همين اصل است كه حب ذات و خويشتن دوستي قويترين عامل دروني موجود زنده است فلاسفه مادي ، سرمنزل تمام جهان هستي و ازجمله انسان را نيستي و نابودي مطلق ميدانند و گوييجهان ، بازيچهاي بوده كه روي بي هدفي آمده و روزي هم بكلي دستخوش فنا و زوال ميگردد عدهاي براي اين جهان پاياني قايل نيستند و انسان را براي هميشه پايبند اين نوع زندگي ميدانند ولي در هر زمان به شكلي خاص ، اين عده به اصحاب تناسخ معروفند عدهاي ديگر سرنوشت روح و بدن آدمي را از هم جدا دانسته و براي هركدام شاني قايلند به هر تقدير پاسخ اين سوال و همهي آنچه كه مربوط به زندگي انسان است در قرآن و نهج البلاغه به زيبايي و به زباني شيرين بيان شده است در اين بيابان حيرت زا ، هركس مناسب با سرمايهي خويش راهي را در پيش ميگيرد و به تعقيب هدف خويش ميپردازد ولي قدر مسلم اين است كه امكان موقعيت براي بيش از يك دسته وجود ندارد چون مقصد و مطلوب در ملتي واقع بين بيش ازيكي نميتواند باشد ً آيتالله دكتر محمد مفتح ، به حق اهل تحقيق و شيفتهي پژوهش و كنكاش درخصوص مسائل علمي و كشف مسائل فقهي و فلسفي بود و در اين مسير تا آن جا كه وسعت عمل داشت پيش ميرفت اين علاقه و اشتياق وافر بود كه از او مجتهدي مسلم و محقق و نويسندهاي انديشمند و توانا ساخته بود علاوه بر آن در صحنههاي مختلف اجتماعي ، فرهنگي وسياسي زمانهي خود نيز نقش حساس و تعيين كنندهاي داشت اكثر اوقات آيت الله دكتر مفتح در ميان جوانان و نوجوانان ، آن هم درجلسه ها و محافل محلي كه به منظور شناخت اسلام و ابعاد آن و ديگر مسائل اجتماعي تشكيل ميشد، شركت ميكرد و از بودن بانسل جامعه كه قلب و انديشهاي پاك دارند، برخود ميباليد و از اين احساس غرورآميزخود در خانوادهي خويش سخن ميراندبراي دههي اول محرم سال 43 ، تصميم گرفتيم كه به آبادان برويم پس از خداحافظي با امام ، به طرف آبادان حركت كردم آن سال هم مانند سالهاي گذشته عدهاي از آقايان فضلا و مدرسين طلاب براي منبر به آبادان آمده بودند از جمله كساني كه آن سال حضور داشت ، مرحوم شهيد دكتر مفتح بود آن سال مسائل جاري و حوادثي كه در سال قبل و درحادثهي 15 خرداد پيش آمده بود و منجر به دستگيري گروهي از انقلابيون مبارز شده بود و حوادث بعد از دستگيري ، همه اينها دردههي محرم و روزهاي تاسوعا و عاشورا كم و بيش مورد بحث قرار ميگرفت مرحوم شهيد مفتح در آبادان بيش از همه در اين جريانات پيش قدم بود از نظر منبر هم منبر خيلي جالبي داشت و در مسائل سياسي ، بيپرده وارد ميشد و بيپرده براي مردم صحبت ميكرد لذا منبر ايشان درآن دو سه روز تاسوعا ، آن قدر پرحرارت ميشد كه گاهي ميآمدند و مي خواستند از منبر ايشان جلوگيري كنندًآغاز مبارزه نقطهي آغاز و شروع فعاليت اي سياسي آيت الله دكتر محمد مفتح را ميتوان سال 1342 هـ ش دانست ، سالي كه حضرت امام به عراق تبعيد شدند دراين سالها او همراه سايرعلما و روحانيت مبارز علي رژيم پهلوي افشاگري نمود زماني كه امام خميني باتصويب لايحهي انجمن هاي ايالتي و ولايتي مخالفت كردند ، دكترمفتح در مجالس و منابرضمن طرفداري از موضع امام ، اعلاميه هايي مبني برلغو اين لايحه به كمك ديگر علما نوشت و ميان مستمعين توزيع كرد دكتر مفتح مسافرت هاي تبليغي خود را به منبرهاي افشاگرانه و روشنگرانه تبديل ساخته بود كه اين سخن رانيها به لحاظ اثر عميق و وسيعي كه در ميان مردم داشت ، بارها ازجانب ساواك تعطيل شد و اين تعطيلي همواره با آزار و دستگيري دكتر مفتح همراه بود دكترمفتح با سخن راني هاي شديد اللحن خويش در شهرهايي مانند آبادان ، اهواز، خرمشهر و دزفول ، ماهيت رژيم پهلوي و روح مبارز و قيام امام خميني را براي مردم افشا كرد ساواك از ورود شهيد مفتح به استان خوزستان كه مركز مبارزهي ايشان بود ، جلوگيري كرد و با تكثير عكس ايشان و ارسال آن به كليهي فرودگاه ها ، ايستگاههاي راه آهن و حتي پايانههاي مسافربري دستور داد كه از ورود ايشان به استان خوزستان جلوگيري كنند شهرهاي مختلفي كه آيت الله مفتح در طي سال هاي مبارزه و ارشاد، بدان جا مسافرت كرد و مردم را به قيام عليه رژيم پهلوي فرا خواند، عبارت اند از آبادان ، اهواز، خرمشهر، دزفول، اصفهان ، يزد، شيراز ، كرمان ، بندرعباس ، زاهدان ، همدان ، كرمانشاه ، رشت ، ساري ، بابل ، بابلسر، املش ، مشهد، قائم شهر، چالوس و وي دركنار اين سخن راني ها و مسافرتهاي گوناگون ، همگام با ديگر مدرسين و فضلاي مبارز حوزه ، اقدام به انتشار اعلاميه هاي متعدد براي آگاهي هرچه بيشتر مردم ميكردپس ازتمجيد امام از فعاليت هاي خستگي ناپذير استاد مفتح ، وي تلاش خويش را بيش از پيش ادادمه داد ، تاجائيكه ديگر رژيمشاه ويرا عنصري فعال وخطرناك مي دانست به همين منظور او را در سال 1347هـ ش به نواحي بد آب و هواي جنوب تبعيد و رابطهاش را با قم قطع كرد رژيم پس از پايان يافتن دوران تبعيد دكتر ، او را ناگزير به اقامت اجباري درتهران كرد با اقامت در تهران ، مبارزهي ايشان شكل ديگري به خود گرفت دوركردن دكتر مفتح از قم و درس و حوزه ، موجي از نارضايتي هارابرانگيخترژيم بااوج گيري اين نارضايتي ها ، به اين فكرافتادكه استاد مفتح را به دانشكدهي الهيات بياورد تا ضمن از بين بردن جو مخالفت ، افكار دكتر را نيز با مسائل فرعي موجود در دانشكده مشغول كند آيتالله مفتح ، به شوق هم كاري با استاد شهيد مطهري كه در آن زمان در دانشكدهي الهيات با سمت مديرگروه فلسفه و حكمت اسلامي مشغول به تدريس بودند و همچنين گشودن باب ديگري ازمبارزه ، آن هم درسنگر ارزشمند دانشگاه ، دعوت رژيم پهلوي را پذيرفت وي در12 بهمن ماه 1348 هـ ش به سمت استاديار پيماني درگروه فلسفه و حكمت اسلامي در دانشكدهي الهيات شروع بكار كرده و در اندك مدتي توانست درجمع دانشگاهيان موقعيت ويژهاي كسب كند او همچنين دو روز از وقت خويش را به تشكيل جلسات مذهبي در مسجد دانشگاه صنعتي شريف به دانشجويان اختصاص داد و در مقام استاد راهنما، بسياري از دانشجويان را در نگارش پايان نامه ياري داد آيت الله دكتر محمد مفتح در امر تهيه و نشر بسياري از اعلاميه هايي كه خطاب به شاه ، نخست وزير و يا ريا ست ساواك براي اعتراض صادر ميشد، نقش داشته است درسند شمارهي 21125 مورخ 2/10/1344، ساواك مركز، خطاب به ساواك قم آمده تا پخش كنندگان نشريهي دارالتبليغ ، شناسائي و دستگير شوند دكتر مفتح از اعضاي فعال اين كانون بوده و در تنظيم و تكثير اعلاميه هاي ارسالي و جمع آوري امضاء حضوري مؤثر داشت همچنين درنامهاي كه دكتر مفتح و ساير علما خطاب به نخست وزير وقت تهيه و ارسال كرده اند ، خواستند تا وضعيت جسماني و سلامت امام خميني را در محل بازداشت ، به اطلاع عموم برسانند مجموعهي تلاش و حضور پر شكوه و خستگس ناپذيردكتر مفتح درعرصهي مبارزه و قيام ، موجب شد تا شخصيت ايشان به صورت روحاني مجاهد و مبارز، در ذهن رژيم شكل بگيرد و همواره او را زير نظر داشته باشد در گزارش ساواك قم درخصوص اسامي وعاظ و روحانيون ناراضي كه منبر رفتن آنان به صلاح نبوده و بايد با اجازهي قبلي مقامات انتظامي باشد ، اسم دكترمفتح با ذكر نام و مشخصات او به نشاني قم ، خيابان صفائيه ، منزل شخصي در رديف 19 اين گزارش قيد شده است به هرروي مسجد الجواد، مسجد قبا، مسجد جاويد سه پايگاه مبارزاتي آيت الله دكتر مفتح به شمار مي آمدند مسجدالجواد آيت الله مفتح بنا به دعوت نمازگزاران مسجدالجواد، برگزاري جلسات تفسير قرآن و سخن راني را در آن جا عهده دار شد و از اين طريق به روشنگري و ايجاد ارتباط بيشتر ميان اقشار مختلف جامعه همت گماشت ارمغان اين برنامهي مفيد، جذب جوانان به سمت اسلام وانس دانشگاهيان باطلاب حوزه بود درواقع سه مسجد فوق پايگاه هاي مقدسي بودند كه دكتر مفتح با تشكيل كلاسهايمتعدد مذهبي ? فرهنگي ، البته با همراهي شهيد مطهري ، شهيد بهشتي و شهيد با هنر و ديگر دوستان خويش ، نسبت به انتقال علوم و معارف اسلامي به نسل جوان و پرسشگر تلاش مي كرد مسجد جاويد دكتر مفتح باتشكيل كلاس هاي عقيدتي و سخن رانيهاي پر محتوا و پرجاذبه توانست نقش مؤثري درجذب جوانان به سوي چشمه هاي پاك و زلال اسلام ناب محمدي ص ايفا كند ازجمله مراكزي كه دكتر مفتح در آن فعاليت داشت ، حسينيهي ارشاد بود كه به منزلهي كانون نبليغي ? فرهنگي عظيمي مطرح بود و در آن برنامه هاي اصولي و بنيادي ، براي خدمت به اسلام و مسلمين بنيان نهاده شد، اما طولي نكشيدكه ساواك اين پايگاه را نيز از دست انديشمنداني چون آيت الله دكترمفتح گرفت و حسينيهي ارشاد نيز تعطيل گرديد آيت الله دكترمفتح پس از تعطيلي حسينيهي ارشاد و دستگيري دكترعلي شريعتي از سوي ساواك ، بار سنگين مسئوليتي ديگر را بر عهده گرفت و با قبول امامت مسجد جاويد در سال 1352 هـ ش نيروهاي مسلمان و مبارز را در آن جا متشكل و منسجم كرددر حقيقت ، بافعاليت ايشان در اين مسجد، خلائي كه بعد از بسته شدن حسينيهي ارشاد به وجود آمده بود ،جبران شد دكترمفتح در اين مكان مقدس ، هستهي مقاومت تشكيل داد و اكثر اوقات از سخنرانان متعهد و مبارز كه در راه نهضت اسلامي تلاش ميكردند، دعوت به عمل ميآورد تا بتواند جوانان ، به ويژه دانشجويانرا به سوي مساجد و شركت در فعاليت هاي اسلامي راغب سازد او در مسجد جاويد، كتابخانهاي مجهز و پر باد تأسيس كرد و كلاس هاي گوناگون درزمينه اي تفسير قرآن ، نهج البلاغه ،اصولعقايد، فلسفه، اقتصاد، تاريخ اديان ، عربي و جامعه شناسي در سطح خواهران و برادران دانشجو و نيز كلاس هاي ديگري مناسب با درك دانش آموزان دبيرستاني تشكيل داد كه در ارتقاي ميزان آگاهي ديني و شعور سياسي آنان مؤثر بود در اين كلاسها، آيت الله دكتر مفتح و اساتيد ديگري چون شهيد مطهري ، شهيد با هنر و چند تن ديگرتدريس ميكردند با اوج گيري اين فعاليت هاو تبديل مسجد جاويد به سنگري مستحكم براي مبارزه و ستيزبا رژيم طاغوت و استقبال فراوان دانشجويان و دعوت از شخصيت هائي چون حضرت آيت الله خامنهاي ، ساواك نگران شد ، لذا اجازه نداد وي بيش از18 ماه به فعاليتهاي چشمگير فرهنگي و تبليغي خود ادامه دهد سرانجام ساواك پس از سخن راني آيت الله خامنهاي ، درسوم آذرماه 1353 هـ ش با هجوم به مسجدو دستگيري دكتر مفتح و آيت الله خامنهاي ، مسجد را تعطيل كرد آيت الله مفتح پس از دو ماه حبس درسلولهاي زندان كميته و تحمل شديدترين فشارها و شكنچههاي روحي و جسمي ، سرانجام آزاد شد و ديگرا جازه فعاليت در مسجد جاويد به او داده نشد درهمين ارتباط شهيد رجائي درخاطرات خود مينويسد ً آن سال كه من زندان كميتهي مشترك ضدخراب كاري را ميگذراندم سال 1353 كة آيت الله خامنه اي و شهيد مفتح در زندان بودند واقعاً جهنمي بود درتمام زندان شب ها تا صبح فرياد آه و ناله بودافرادي كه آنجا بودند مرده بودند نه زنده ! براي اين كه آن هارا اين قدر ميزدند تا دم مرگ ، سپس مقداري رسيدگي ميكردند تا حال شخص نسبتاً بهبود مييافت و دو مرتبه همان برنامه اجرا مي شد در آنجا انواع شكنجه ها را مي دادندً گرچه دكتر مفتح نتوانست دوباره به مسجد جاويد برود، اما در كنار استاد شهيدم طهري در برابر توطئه هاي فرهنگي و كفرو الحاد ماركسييت ها ايستاد درسال 1354 هـ ش باكمك آيت الله دكتر مفتح و مردم درقطعه زميني وقفي ، مسجدي بناشد كة آن را ً مسجد قباً نام نهادند و امامت مسجد به عهدهي خود دكتر گذاشته شد اين بار نيز دكتر مفتح ، مسجد قبا را همانند مسجد جاويد، سنگر مستحكم مبارزه و جهاد قرارداد و در سطح وسيعي فعاليتهاي آن را گسترد كلاسهاي عقيدتي و مجالس سخنراني و افشاگري عليه رژيم پهلوي را بر پا كرد ايجاد كتابخانه و صندوق قرض الحسنه و برگزاري اردوهاي تابستاني از ديگر فعاليت هاي مؤثر و سازندهي استاد مفتح بود تلاش و همت والاي آن بزرگوار به گونهاي بود كه پس از گذشت چند ماه ، مسجد قبا را بزرگ ترين و مهم ترين مركز فعاليت هاي انقلابي درتهران قرارداد دراوج مبارزات انقلابي و فعاليت هاي اسلامي نسل جوان درمسجد قبا، اولين نمايشگاه كتاب اسلامي درخرداد ماه 1356 هـ ش به ابتكار آيت الله دكترمفتح درمحل مسجد برگزار شد همچنين درصندوق قرض الحسنهي ذخيره مسجد قبا از سوي آيت الله دكتر مفتح افتتاح شد او در سالگرد تأسيس اين صندوق به مصر رفت و از دو شخصيت برجسته در امر اقتصاد اسلامي دانشگاه الازهرا، دعوت كرد تا با سفر كردن به ايران درسالروز تأسيس صندوق ذخيرهي قبا- كه مصادف باميلادحضرت زهراس ? بود شركت كنند امادكترمفتح پس از بازگشت به ايران ، مطلع شد كه رژيم شاه از اجراي اين برنامه جلوگيري كرده است ايشان خود درضمن يك سخن راني به اين نكته اشاره مي كند ً ما به ايران آمديم و درصدد مقدمات برگزاري مجلس ميشديم ، ازطرف رژيم شاه آمدند كه موضوع چيست ؟ گفتيم جريان اين است شما ليست سياه ! را نگاه كنيد فكرنميكنيم كه اسم اين سخنران هائي را كه ما دعوت كرديم ، در ليست سياه شما باشد گفتند بعداً به شما خبر ميدهيم ده روز بعد به من زنگ زدند كه نه آقا ما با مقامات بالاتماس گرفتيم اين دو نفر نبودند و اضافه كردند اما من بعد ، از فلاني خواهش ميكنيم كه ديگر در اين كارها دخالت نكند اين از وظايف اوقاف است اگربخواهد يك شخصيت ديني و مذهبي از كشوري به اين جا بيايد ، بايد سازمان اوقاف دعوت كند، نه مسجدقبا ملاحظه ميكنيدكه تمام بدبختيهاي ما در نتيجه استبداد بوده است عبدالفتاح عبدالمقصود ، نويسندي سني مذهب بزرگ مصري است كه هشت جلد كتاب دربارهي نخستين امام شيعيان ، حضرت علي ع نوشته استآيت الله دكتر مفتح كه به اهل بين ع عشق فراوان ميورزيد، مدت زماني فعاليتهاي خود را براي دعوت و آشنا كردن عبدالفتاح عبدالمقصود با فرهنگ شيعيان ايراني متمركز ساخت با قبول دعوت آيت الله مفتح از سوي اين نويسنده مصري و آمدن وي به ايران ، عبدالفتاح از نزديك ثمرهي تلاش خويش را درخصوص تأليف كتاب هشت جلدي دربارهي حضرت علي ع و حق شناسي شيعيان ايراني نسبت به اهل بيت ع مشتهده كرد مصاحبت و مجالست عبدالفتاح با بزرگان شيعه و فضلاي حوزهي علميه قم و ديدار از شهرهاي مختلف ايران ، او را بيش از پيش با فرهنگ شيعه آشنا كرد و اين سفر، وي را برآن داشت تا كتاب هاي ديگري دربارهي حضرت زهراس وحضرت زينب س تأليف كند مقارن با ماه مبارك رمضان سال 1356 هـ ش ، به دليل تغييرسياست امريكا و ادعاي حمايت از حقوق بشر، رژيم نيز در محيط پر آشوب كشور از فضاي باز سياسي قرارگرفت دكتر مفتح با بهره گيري از ضعف رژيم پهلوي و براي رد اين ادعاي دروغين ، در رمضان همين سال ، اقدام به تشكيل نشستهايي در مسجد قبا كرد كه براي اولين بار در تاريخ معاصرايران با حضور جمعيتي متجاوز از30 هزار نفر برگزار ميشد رژيم شاه با ديدن اين شور و شوق و تحول ، دكتر مفتح را در تنگنا و فشار قرارداد تا وي را از ادامهي اين حركت اميد بخش باز دارد، اما بدون واهمه و با استقبال ازخطرات احتمالي ، رسالت سنگين و خطيرخود را دنبال كرد اين نشستها كه با حضور جمعيت انبوهي در مسجد قبا و خيابانهاي اطراف آن تشكيل ميشد، نقش ارزندهاي در افزايش تحرك و تقويت بيداري مردم ايفاد كرد آيت الله دكتر مفتح به اين جلسات پر از ازدحام چنين اشاره ميكند ً الان من ميبينم بعد از نماز مغرب و عشا مردم و جوانان عزيز با چه ازدحامي وارد مسجد ميشوند در اين فضاي فشرده وگرم ، عرق ريزان به اين شكل كه ملاحظه ميكنيد بر بالاي در و ديوار ايستاده اند خيابان نيز مملو از جمعيت است كتاب خانهي مسجد پر است تا جائي كه قدرت داشتيم بلندگو گذاشتيم و جمعيت ايستادهاند چرا؟با اين كه نه در روزنامه اعلام كرديم و نه ميتوانستيم اعلام كنيم اما مردم به اين جهت كه بيايند سخني بشنوند ، در اين جا جمع شدهاند اينها را خوب مطالع كنيد جامعه را بشناسيد خواستههاي مردم ، مذهب مردم براي اين مردم مقدس است و پر ارزش خوشبختانه اين حركت تا جائي كه ما اطلاع داريم درحال حاضر در دنياي اسلام يك جنبش اسلامي به وجود آمده است ً درگزارش مورخ 14/6/57 ساواك ، درباره يكي ازسخن رانيهاي آيتالله دكتر مفتح در مسجد قبا آمده است ً ساعت 10 صبح روز13/6/57 سخن راني دكتر مفتح خاتمه يافت جمعيت حاضر در جلسه 13 الي 14 هزار نفرتخمين زده ميشود نامبرده درسخنراني خود اظهار داشت ما هيچ كس را به عنوان سخنگوي روحانيون قبول نداريم به جز آقاي خميني و اين خواسته را به خبرنگاران خارجي گفتيم و از مردم دعوت نمود روز پنجشنبه به عنوان هم دردي با شهدا ، تمام مغازه ها را تعطيل نمايند و در خاتمه ضمن انتقاد از دولت و حكومت ، مردم را به نظم و آرامش دعوت كردً همچنين درگزارش شماره ي 2448 د12مورخ 8/6/57 ساواك با عنوان اظهارات شيخ محمد مفتح آمده است ً روز 6/6/57 شيخ محمد مفتح ، پيش نماز مسجد قبا، ضمن يك گفت وگوي دوستانه با يكي از دوستانش اظهار داشته اين شريف امامي كسي است كه جواز مشروب فروشيها را امضاء كرد حالا چطور شد كه گربه زاهد شده است ؟ و در خاتمه گفته است فريب اين برنامه ها را نخوريد منتظر امريهي مرجع خودمان از نجف اشرف هستيم ً هم زمان بااوجگيري فعاليتهاي مسجد قبا، هنگامي كه جريان جنگهاي داخلي لبنان ، رژيم صهيونيستي با همكاري رژيمهاي مرتجع و مزدور منطقه مانند مصر، عراق ، اردن و براي سركوبي شيعيان به پاخواستهي لبنان و فلسطين بسيج شده بود ، آيتالله مفتح اقدام به جمع آوري كمك براي جنگزدگان لبنان كرد و خود نيز همراه با كاروان كمك هاي ارسالي ، به لبنان سفر كرد او براي رساندن به شيعيان لبنان دو برنامهي اصولي دراز مدت و كوتاه مدت داشت برنامهي كوتاه مدت دكتر مفتح ، شامل تشذمين مخارج تحصيلي فرزندان شهداي لبنان بود و درايت راه نيز موفق شد ضمن تأمين مخارج پوشاك و غذاي عدهي زيادي از اين عزيزان آنان را راهي مدارس كند در اين باره در خاطرات شفاهي مهندس محمد مهدي مفتح فرزند ارشد شهيد آمده است ًشهيد مفتح قبل از انقلاب تصميم گرفتند يك مجتمع آموزشي تشكيل بدهند كه ازكودكستان تا سطح دانشگاه فرزندان شيعيان لبنان در آن تحصيل كنند و به صورت شبانهروزي باشد به همين منظور، زمين نسنبتاً بزرگي را كه اشاره داشتند مشرف به دريا هم هست و جاي بسيار مناسبي واقع شده ، خريداري كردندكه بعدها در ارتباط ثبت سند در لبنان مشكلاتي پيش آمده و درحال حاضر ، سند زمين مزبور به نام مجلس اعلاي شيعيان لبنان ثبت شده و بعد از شهادت ايشان خبري از انجام اين برنامه دكتر مفتح نداريم در آن زمان شهيد چمران و امام موسي صدر نيز در كارهاي آموزشي شهيد مفتح با ايشان همكاري داشتند دكتر مفتح درمسافرتهاي خود به لبنان علاوه بركمك به شيعيان آن كشور، به مسلمانان مبارز ايراني كه تحت تعقيب رژيم پهلوي بودند نيز توجه داشت و با فراهم كردن امكانات مالي وايجاد ارتباط با خانواده هايشان ، به آنان كمك ميكرد مسجد قبا، پايگاه سازمان دهي مردم مبارز برگزاري نماز پر شكوه عيد فطر سال 1357 هـ ش ، پايان بخش برنامههاي منسجم و مؤثر مسجد قبا با هدايت بزرگ مردي مجاهد و خستگي ناپذير بود مردمي كه در طول ساليان سال از فجايع و ظلم و ستم رژيم پهلوي به ستوه آمده بودند، ميخواستند در اين نماز عبادي ? سياسي ، عظمت و قدرت اسلام را به نمايش بگذارند و به راستي كه نماز عيد فطر را در زمينهاي قيطريه اقامه خواهند كرد از صبح روز عيد ، مردم تهران ، سيل آسا به سوي قيطريه حركت كردند در ساعت 7 صبح ، بيش از500 هزار نفر از مردم مسلمان تهران در زير برق سلاح ها و خودروهاي مسلح ارتش شاهنشاهي در زمين هاي قيطريه براي انجام فريضهي با شكوه نماز عيد فطر به دعوت آيتالله مفتح ، تجمع كرده بودند درتاريخ ، اجتماع چنين جمعيت انبوهي براي انجام نماز ، كم سابقه بود پس از انجام نماز ، استاد بزرگوار حوزه و دانشگاه ، درخطبههاي نماز با روشنگري و افشاگري علي رژيم ستم شاهي ، ضرورت مبارزهي متشكل و همه جانبه عليه رژيم را يادآور شد او نام مبارك امام خميني ره را در حضور انبوه نمازگزاران ، برزبان جاري كرد و به رهبري حضرت امام درخطبه هاي نماز عيد فطر سال 1358 هـ ش روز دوشنبه ، سيزدهم شهريورماه آيت الله دكتر محمد مفتح به صراحت به ايجاد حكومت اسلامي اشاره كرد و تغيير تاريخ كشور از شمسي به شاهنشاهي را خيانتي بزرگ ، نسبت به ملت بزرگ ايران دانست دكتر در پايان سخنراني ، ضمن تأكيد مجدد بر رهبري امام خميني ، پنج شنبه 16/6/57 را براي تجليل از شهداي ماه مبارك رمضان تعطيل عمومي اعلام كرد بدين گونه بود كه اولين راه پيمايي در روز عيد فطر برگزار شد و اين خود مقدمهاي براي راه پيمائيهاي بعدي عليه رژيم مزدور پهلوي و زمينه ساز حركت توفندهي امت اسلامي شد پس از پايان مراسم نماز ، سيل خروشان جمعيت به سوي دانشگاه تهران و ميدان راه آهن به راه افتاد عوامل رژيم پهلوي با اشغال نظامي تپه هاي قيطريه ، سعي در پراكنده كردن مردم و جلوگيري از راه پيمائي مجدد آنان داشتند ساعت 8 صبح روز مقرر، با ورود آيتالله دكتر مفتح به زمينهاي قيطريه و تجمع تدريجي مردم به دورانديشان ، راهييمائي ديگري شكل گرفت و مردم با شعارً نصر من الله و فتح قريب ً در خيابانها ، به راه افتادند به دنبال آن ، ارتش رژيم شاه براي متفرق كردن جمعيت ، از گاز اشك آور استفاده كرد و مردم را مورد ضرب و شتم قرارداد آنها پس از نااميدي از اين حركت ، به آيت الله مفتح حمله برده ، او را به شدت مضروب و مجروح كردند علي رغم جراحات وارده ،دكتر مفتح مردم را به ادامهي راهپيمائي تشويق و خودپ يشاپيش آنان حركت كرد جمعيت خشمگين و مبارز از خيابان شريعتي به سمت جنوب درحركت بود عوامل رژيم شاه نيزبا شليك هوائي و گاز اشكآور ، همچنان در صدد كنترل و متفرق كردن جمعيت بودند دولت شريف امامي كه ديگر حاضر به تحمل اين حضور پرشكوه نبود ، كمي پائين تر از خيابان شريعتي در منطقهي قلهك ، دستور داد مجدداً به آيتالله دكتر مفتح كنند مزدوران رژيم شاه نيز با حملهي وحشيانه خويش و با ضربات قنداق اسلحه ، ايشان را به سختي مجروح كردند ، به نحوي كه ديگر قادر به ادامهي حركت نبود مردم مسلمان و مبارز با مشاهدهي اين وضع به مزدوران شاه يورش برده ، آنان را به عقب راندند سپس آيت الله مفتح را روي دست بلند كرده ، به منزلي در آن حوالي بردند او در همان حال مرتب تكرار ميكرد ً هدف مهم است نه شخص ، هرچند كه من زخمي شدهام و ديگر امكان حركت ندارم ، ولي شما در تعقيب هدفتان به راه پيمايي ادامه دهيد ً از اين رو، راهپيمائي ادامه يافت و در پايان مراسم ، وعدهي حضور در ميدان ژاله شهدا براي صبح روز بعد جمعه 17 شهريورماه ساعت 8 صبح گذاشته شد رژيم منفور پهلوي در شامگاه 16 شهريور ماه ، در تهران و بسياري از شهرهاي كشور حكومت نظامي اعلام كرد كه اطلاعيه آن ، صبح 17 شهريور از راديو پخش شد با اين همه 17 شهريور ماه ، روز مقابلهي خون با شمشيرو تكرار عاشورا از سوي مردمي مقاوم و حماسه ساز، در تاريخ ثبت و ضبط شد هنگامي كه آيت الله دكتر مفتح در 17 شهريور ماه ازبيمارستان به خانه برمي گشت ، باعوامل ساواك كه ازساعت ها قبل خانه ايشان را به منظور دستگيري او به اشغال درآورده بودند ، مواجه شد اين عناصربراي دستگيري آيت الله مفتح چنان خشونتي از خود نشلن دادند كه دو نفر از افراد رهگذر به رفتار وحشيانهي آنان اعتراض كردند كه دو نفراز رهگذر به رفتار وحشيانهي آنان ، اعتراض كردند و به همين دليل آنان نيز دستگير شدند بدين گونه بود كه در اولين ساعات حكومت نظامي در 17 شهريور ماه 1357 هـ ش ، دكتر مفتح دستگير و به زندان كميته برده شد او بيش از 2 ماه در زندان به سر يرد تا آن كه با اوجگيري انقلاب اسلامي و به هنگام گشودن درهاي زندان با همت مردم از حبس رهائي يافت آيت الله دكتر مفتح اولين كسي بود كه فاجعه سينما ركس آبادان را افشا كرد او باسخن راني آتشين خود در شب اول ماه مبارك رمضان مقابل جمع 40 هزار نفري مردم انقلابي در مسجد قبا، به طور رسمي و با صراحت ، دولت را مسئول و دخيل در به آتش كشيدن سينما ركس آبادان دانست سخنرانان ديگر ، ازجمله مقام معظم رهبري ، شهيد با هنر و چند تن ديگر، با افشاگري و بيان ظلمهاي رژيم پهلوي ، حقايق را براي مردم بازگو كردند استقبال ازاين مراسم به حدي بود كه مردم مسلمان مشتاق تهران ، ساعت ها قبل ازافطار براي آن كه در مسجد قبا جائي بيابند ، به آن جا آمدند و در مسجد افطار كردند اين درحالي بود كه خيابانهاي اطراف مسجد قبا و حتي كوچه ها و معابردر محاصرهي خودروهاي ارتش رژيم پهلوي بود آيت الله دكتر مفتح در دوران انقلاب ، در روزهاي سخت و دردناكي كه مردم مسلمان يك پارچه براي حاكميت مجدد اسلام در ايران به پاخاسته بودند، هم دوش و دركنار آنان ، الگوي كامل يك مبارزه نستوه و يار فداكار انقلاب بود كه مهمترين فعاليتش برگزاري نماز عيد فطر و رهبري راهپيمائي عظيم پس از آن بود شهيد دكتر با هنردربارهي او ميگويد ً شهيد مفتح يكي ازكساني بود كه پيش قراول بودند و درسخنراني هاي داغ و پر شور شركت ميكردند ودنبالهي مبارزات ايشان همراه بود با انقلاب اسلامي در سالهاي اخير مبارزه از پيشكسوتان بودند چهرهي ايشان براي همه شناخته بود نماز پر شكوه عيد فطر را ايشان برگزار كردند و سخنراني داغي داشتند و به دنبال آن راه يپمائي كه مبداء راهپيمائي عظيم و سرنوشت ساز انقلاب شد ً جامعه ي روحانيت مبارز تهران اين جامعه به همت آيت الله مفتح تشكيل شد و يكي ازمعدود تشكيلاتي است كه درسالهاي انقلاب ، ضمن تماس مستقيم با رهبر انقلاب ، هدايت مبارزات ، تعطيلي ها ، برگزاري مراسم ، راه پيمائيهاي تاسوعا، عاشورا و اربعين و را بر عهده داشت آيت الله مفتح كه خود دبير اين جامعه بود ، كليهي اعلاميههاي اين تشكل را تنظيم كرد و همگام با شهيد مطهري كه او نيز از بنيان گذاران اين جامعه بود براي هرچه منسجم تركردن اين نهاد اسلامي و نگارش اساس نامهي آن همت گماشت جامعهي مدرسين حوزه علميه قم با تبعيد امام خميني ره به عراق ، طلاب و روحانيون مبارز براي حفظ و ادارهي حوزه علميه قم ، جامعهي مدرسين حوزه علميه قم را تأسيس كردند آيتالله دكتر مفتح كه به اهميت نقش فرهنگ و آموزش در كنار جهاد و مبارزه ، سخت معتقد بود و همواره به ضرورت انقلاب فرهنگي ميانديشيد، به گونهاي پنهان و زيركانه با رژيم پهلوي مبارزه فرهنگي ميكرد كاخ جوانان ، مروج انديشهي طاغوت بود و به موازات آن حسينهي ارشاد مروج افكار اسلامي ،مؤسسهي دارالتبليغ محمدرضا پهلوي به منظور سلطه بر حوزهي علميهي قم تأسيس شد جامعه ي مدرسين حوزهي علميهي قم به منظور تعميق بخشيدن به انديشهي متعالي رهبري و بي اثركردن توطئههاي رژيم شاه عمل ميكرد و همگام با آن ، انجمنهاي اسلامي پزشكان ، مهندسين و هيئت هاي مخفي و نيمه مخفي و از اين قبيل انجمنها تأسيس شدكه با سازمان دهي و مشاركت آيتالله مفتح به حركت رو به رشد خود ادامه ميدادند و حركت آنان به شتاب انقلاب اسلامي ، جان و رمق تازه اي بخشيد كميته ي استقبال از امام خميني آيت الله دكتر مفتح در زمان اقامت خميني ره در عراق و پاريس با ايشان در ارتباط بود و مسائل و حوادث كشور را به نحوي به اطلاع رهبر انقلاب ميرساند همچنين او در خصوص مسائل انقلاب در سمت سخنگوي جامعهي روحانيت مبارز در مصاحبهها شركت ميكرد در اوايل بهمن ماه 1357 هـ ش دشمنان انقلاب اسلامي احساس كردند كه شكست خوردند ، به همين دليل مبادرت به پخش شايعات كردند كه از آن جمله است پخش شايعهي ً ارتش در صدد يك كودتاست ًآيت الله دكتر مفتح در پنجم بهمن ماه 1357 هـ ش طي مصاحبهاي مطبوعاتي درحسينيه ارشاد ، به شايعه فوق ، اين گونه پاسخ داد ً من فكر ميكنم چون احساسات بيشتر ارتشيان محترم با مردم است و جنبه هاي مذهبي در آن ها را هم نمي شود ناديده گرفت ، بنابر اين ارتش چنين كاري نخواهد كرد ً امام خميني ره يك هفته پس ازفرار شاه از ايران ، تصميم گرفتند به ميهن بازگردند بازگشت امام به ايران ، دولت بختيار را به وحشت انداخت و براي جلوگيري از ورود امام به كشور ، دستور بستن فرودگاهها را صادر كرد بدين ترتيب ، مراجعت رهبر انقلاب در رأس همه مسائل قرار گرفت و اولين خواستهي تظاهرات ميليوني مردم مطرح گرديد ومسجد دانشگاه به مركزت حصن علما و روحانيون و مدرسين حوزه ها تبديل شد اين تحصن و فرياد حق طلبانهي مردم ? كه آيت الله مفتح درآن حضوري چشمگير داشت ? سرانجام بختيار را مجبور كرد كه به اشغال فرودگاهها پايان دهد هم زمان با ورود امام خميني ره به ايران ، آيت الله دكترمفتح با هم كاري شهيد مطهري و سايرعلما ، كميتهي استقبال از امام را تشكيل دادند فعاليتهاي شبانه روزي آيت الله مفتح براي هرچه با شكوهتر برگزار كردن مراسم استقبال از امام خميني ره موجب شد تا كميتهي استقبال با سازماندهي خاص خود، مراسم مزبور را با ضريب امنيتي بال ابه انجام برساند اين كميته با انتشار خبرورود امام ، اطلاعيهي شمارهي يك خود را در 3/11/1357 صادر كرد و در آن از مردم خواست كه در اين مراسم پرشكوه با حفط نظم و وحدت ، از هر گونه تشريفات و آذينبندي تجملي خودداري كنند آيت الله مفتح نيز طي سخناني اظهار داشت ً دستور كلي ايشان امام امت اين است كه منزل مرا درقسمت جنوبي تهران قرار دهيد و اتومبيلي كه براي من مي آيد، معمولي باشدو همانطوركه فرمودند، دربهشت زهرا سخنراني خواهند نمود از شهرستانها تلفنهاي زيادي ميشود كه چراغاني كنند ، آذين بندي كرده و طاق نصرت بزنند ، دستور كلي اين است كه مطلقا ً اين طور نباشدً آيتالله دكتر مفتح پس از ورود امام به ايران همچون پروانهاي گرد يار ميگشت و بر امور نظارت ميكرد و در بهشت زهرا نيز در كنار امام ، حضوري چشمگير داشت او، خود طي سخناني ميگويد ً تشريف فرمايي رهبر بزرگ با اين شوكت و عظمت و هيجان ، بار ديگر آن آيهي كريمهي ً قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً را مصداق عملي داد واقعاً چنين هيجاني در تاريخ بي سابقه بوده است ما در اتومبيلي جلوتر از اتومبيل امام بوديم ميديديم كه مردم اصلاً مالك خودشان نبودند اين همه شور و احساس نشانگر عشق و علاقه به حقيقت است ديروز در بهشت زهرا ، كه بنده هم افتخار داشتم در محضرشان باشم ، تا آن جايي كه توانايي ما اجازه ميداد ، سعي مي كرديم كه هجوم نشود به آقا من ، خودم از پا در آمدم و حالم به هم خورد آقا هم همينطور عمامهي ايشان افتاد واقعاً خدارحم كرد بعد آمبولانس آمد و ايشان سوار شدند و مقداري حالشان بهتر شد بعد گفتنند مرا به بيمارستان ببريد تا ازمجروحين عيادت كنم در بيمارستان قلب من به شدت گرفته بود و حالم بد بود كه ناچار دو سه ساعت خوابيدم بدون علت نيست كه يك فرد اين قدر در دنيا عظمت پيدا مي كند چه كسي فكر ميكرد آن قدرت فرعوني اين چنين سرنگون ميشودو قدرت الهي و رباني اين چنين تجلي ميكند و اين جز خواست خدا و پايداري و استقامت شما مردم در مبارزه ، چيز ديگري نميتواند باشدسر سبز ترين بهار تقديم تو باد آواي خوش هزار تقديم تو بادگفتند كه لحظه اي است روييدن عشق آن لحظه هزار بار تقديم تو بادگويند كه با نام تو مجنون گم شد در چشم تو آفتاب گردون شدمن ميگويم ستارهاي بود شهيدپيدا شد و چرخي زد و در خون گم شد
سلام بر چشم انتظاری
،سلام بر بوی تربت
سلام بر سرزمینی که از آن همه جوان، فقط استخوان هایشان را به آغوش میهن بازگرداند
خیلی هاشان بی سر
خیلی هاشان هم بی پلاک
سلام بر دل مادران
سلام بر مفقودین
درود بر شهدای گمنام
وای بر من که هنوز...