در تمام دوران جنگ تحميلي امام خميني نقش اول را در دفاع ملت ايران ايفا كرده‌اند. مديريت و رفتار امام در اين دوران سخت و بحراني،بسيار راهگشا و اثربخش بوده است. ايشان با هوشياري تمام دوران جنگ را تبديل به "فرصتي براي انسجام مردم ايران"،"تبيين مكتب دفاعي اسلام"،"دميدن روحية مقاومت در بين مردم و نيروهاي مسلح" تبديل كردند و توانستند در مجموع حدود دو ميليون نفر از مردم سراسر ايران را براي دفاع از كشور وكمك به نيروهاي مسلح بسيج و در طول جنگ به جبهه‌ها اعزام نمايند.تصميم گيري‌هاي امام در مقاطع مختلف جنگ در پيروزي‌هاي رزمندگان و موفقيت ايران بسيار موثر بود. در نهايت هم ايشان پس از هشت سال مقاومت با تصميمي شجاعانه توانستند جنگ را در زمان بسيج همة قدرت‌هاي جهاني عليه ايران به پايان برسانند. در اين مقاله به طور مختصر به نقش امام خميني در جنگ پرداخته مي‌شود.
 
      با آغاز جنگ از سوي ارتش عراق، بلافاصله امام خميني وارد عمل شدند و در ساعت 7 بعد از ظهر روز31 شهريور 1359 طي سخناني كه از صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش شد به اطلاع مردم رساندند كه عراق رسماً با ايران اعلان جنگ كرده است. ايشان در اين پيام روحيه آفرين صدام حسين رئيس‌جمهور عراق را كه باني جنگ بود خبيث خواندند. امام در تمام سخنراني‌هاي خود در دوران جنگ، ديدگاه‌هاي خود را براي مردم بيان مي‌كردندو اهداف اسلام را در دفاع دنبال مي‌كردند كه در اينجا به بعضي از آنها اشاره مي‌شود:
ديدگاه امام خميني نسبت به جنگ
      امام خميني طي مصاحبه‌اي در 17/7/1359 ديدگاه‌هاي خود را نسبت به جنگ اين گونه بيان مي‌كنند: " ما به تبع اسلام با جنگ هميشه مخالفيم و ميل داريم كه بين همه كشورها آرامش و صلح باشد. لكن اگر جنگ را بر ما تحميل كنند، ما و تمام ملتمان جنگجو است و با تمام قوا مقابله مي‌كنيم ولو اينكه همه ابر قدرتها هم دنبال او باشد. براي اينكه ما شهادت را يك فوز عظيم مي‌دانيم و ملت ما هم شهادت را به جان و دل قبول مي‌كند. از جنگ نخواهيم هراسيد و مرد جنگ هستيم، لكن مايل نيستيم به اينكه جنگ واقع بشود. الآن دولت دست نشانده و جنايتكار عراق به شهرهاي ما و مردم عادي حمله كرده و ديشب نيز در دزفول حمله كردند و با موشك‌هاي خودشان، بسياري از مردم كشتند ولي ما مواضع آنها را خواهيم زد و آتيه جنگ با ماست.... بعثي‌ها انشاء‌الله از عراق خواهند رفت و يك دولت اسلامي در آنجا خواهد آمد. ما با كمال قدرت از خودمان دفاع خواهيم كرد و كشور عراق را از دست اين جنايتكاراني كه نوكر ابر قدرتها هستند، نجات خواهيم داد.... اميدواريم.... كشور و ملت عراق را كه برادر ما هستند، آزاد كنيم تا خود كشور عراق و ملت بر سرنوشت خودش حكومت كند و حكومت را خودش تعيين كند. و ما برنده جنگ هستيم و هيچ ترديدي در اين نيست. پس از درخواست آتش بس از سوي عراق، امام خميني مواضعي به شرح ذيل در برابر آن اتخاذ كردند: ايشان طي پيامي به ملت و ارتش عراق در 12/7/1359 مرقوم فرمودند:.... صدام پس از آن همه شرارت و خونريزي و حمله به شهرهاي بيگناه و مسلمين بي‌پناه، اكنون تقاضاي آتش بس كرده است. البته هر جنايتكار و غارتگري، پس از جنايت مايل است حريف، ساكت باشد تا او با كمك گيري از اشرار و ديگر همجنسان خود و تجديد قوا، به شرارت و خونريزي خود اداهد دهد. لكن ملت و قواي مسلح ما تا " پيروزي نهايي " و " انتقام جنايات حزب خونخوار بعث" از پاي نخواهد نشست و به نبرد خود دلاورانه ادامه خواهند داد و به بازيگري‌هاي دزدان بين‌المللي اعتنا نخواهند كرد. امام خميني جنگ را فرصتي مي‌دانستند تا ملت غيور عراق، سكوت را شكسته و با فرياد‌الله اكبر به پا خاسته و دشمنان اسلام و قرآن را به سزاي خودشان برساند. ايشان طي پيامي در 24/7/1359 مي‌فرمايند: "‌اي عشاير دلير دجله و فرات، فرصت را از دست ندهيد و دشمن اسلام و ميهن عزيز خودتان را با قيام قهرمانانه از پاي در آوريد و دين خود را به اسلام و قرآن مجيد ادا كنيد كه با از دست دادن فرصت، بدبختي‌ها به شما رو خواهد آورد.
      امام خميني در 27/7/1359 به مناسبت عيد سعيد قربان هدف دفاع از كشور اسلام و جهاد مقدس براي خدا را اينگونه بيان مي‌كنند: " من اميد واثق دارم كه ملت ما تن به ننگ نداده و نخواهد داد و تا " سقوط رژيم منحط بعث عراق" از پاي ننشينند و تا ملت شريف عراق را از اختناق و جناياتي كه بر آنان سايه شوم افكنده، نجات ندهند دست از "جهاد مقدس" بر ندارند." از سوي ديگر امام خميني معتقد بودند از آنجا كه صدام به ما بغي كرده، طغيان كرده و هجوم كرده است، ممالك اسلامي طبق آيه شريفه فَقاتِلوُا اَلَتي تَبْغي حَتي تَفيءِ اِلي اَمرِ‌الله واجب است كه با دولت عراق مقاتله كنند تا به ذكر خدا و به امر خدا بر گردد.... ميزان ملتها هستند و ملتها با ما هستند.... ما همچو به صدام و حزب بعث عراق، سيلي خواهيم زد كه ديگر از جاي خودش بلند نشود.... صدام بايد محاكمه شود همانطوري كه كارتر بايد محاكمه بشود. امام در 6 آبان 1359 به مناسبت عيد غدير طي سخناني درباره صلح مي‌فرمايند:... با كي صلح بكنيم؟ اين هماني است كه يك كسي بگويد كه فرض كنيد پيغمبر اسلام با ابوجهل صلح بكنند. آخر قابل صلح نيست. توئي كه اين همه جنايات به كشور خودت و كشور ما وارد كردي.... حالا فرض كنيد رئيس‌جمهور ما.... در يك جلسه‌اي با شما جلسه كنند و دست بدهند و احوال پرسي كنند و بگويند بياييد بسم الله، شط العرب مال شما، ديگر ما را رها كنيد. مسئله اين است؟ ما جواب ملت عراق را چه بدهيم؟ حالا ملت خودمان هيچ، جواب ملت عراق را چه بدهيم كه يك رژيمي كه چندين سال بر او حكومت غاصبانه كرده است و آنقدر از جوان‌هاي آنها را كشته و آنقدر از جوان‌هاي آنها را معيوب كرده و آنقدر از علماي آنجا را شهيد كرده و حال ما بنشينيم - ما كه ادعا مي‌كنيم مسلمانيم - بنشينيم سر يك ميز و با ايشان صحبت كنيم كه بياييد با هم مصالحه كنيم؟ جواب ما - حالا جواب خدا هيچ كه بايد جواب بدهيم - جواب انبيا هيچ كه بايد جواب بدهيم، جواب ملائكه‌الله هيچ كه بايد جواب بدهيم، جواب مستضعفين هيچ، كه بايد جواب بدهيم، جواب اين ملت عراق را ما چه بدهيم.... ما چه صلحي داريم؟.... مسئله ما مسئله مكتبي است، مسئله دلخواهي نيست. ما سر اسلام دعوا داريم.... ما با اينها هيچ راه مصالحه‌اي نداريم.... اسلام و ضد اسلام نمي‌شود با هم تفاهم كنند. بله، اسلام اجازه داده به اينكه اگر يك كسي مسلمان شد.... او را قبول كنيد.... ايشان دست بردارد از اين كارها و از مملكت عراق هم دست بردارد و بشود يك نفر مثل افراد عادي و توبه كند و بگويد من مسلمان شده ام، حالا اَلاِسْلامُ يَجِبُّ ما قَبْلَهُ (اسلام آن چرا كه قبلاً بوده مي‌پوشاند.).... اين اصلاً قابل اصلاح نيست... ماها چه كاره‌ايم كه برويم بنشينيم با اينها صلح كنيم.
تبيين مكتب دفاعي اسلام
      امام خميني در دوران جنگ ابعاد مختلف احكام دفاع را براي مردم روشن كردند. براي مثال ايشان در ديداري با بانوان مختلف به مناسبت ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن در حسينيه جماران در 11/12/1364 خطاب به آنان فرمودند: ".... در ميدان دفاع از اسلام، اين از مهماتي است كه بر هر مردي، بر هر زني، بر هر كوچك و بزرگي، جزء واجبات است. دفاع از اسلام، دفاع از كشور اسلامي، احدي از علماي اسلام، احدي از اشخاصي كه در اسلام زندگي كرده‌اند و مسلم هستند در اين جهت خلاف ندارند كه اين واجب است.آن چيزي كه محل حرف است، محل صحبت است قضي? جهاد اولي (جهاد ابتدايي) است. آن بر زن واجب نيست اما دفاع از حريم خودش از كشور خودش از زندگي خودش از مال خودش و از اسلام، دفاع بر همه واجب است. اگر دفاع بر همه واجب شد مقدمات دفاع هم بايد عمل بشود از آن جمله قضيه اينكه ترتيب نظامي بودن، ياد گرفتن انواع نظامي بودن را براي آنهايي كه ممكن است. اينطور نيست كه واجب باشد بر ما كه دفاع كنيم و ندانيم چه جور دفاع كنيم بايد بدانيم چه جور دفاع مي‌كنيم.... بنابراين پيشقدم شدن شما در همه مسائل من جمله مسائل دفاع، مسائل جهاد، مسائل كمك كردن به جبهه‌ها، مسائل وارد شدن در هر طريقه اي، اسباب اين مي‌شود كه مردها هم بيشتر وارد بشوند. مردها هم قويتر بشوند.... شما خانم‌ها شما زن‌ها توجه به اين معنا داشته باشيد كه همانطوري كه در مردها در جبهه لازم است كه جلو بروند و پيشقدم باشند، شما هم در خارج، در پشت جبهه بايد كمك كنيد و مهيا بشويد كه چنانچه خداي نخواسته يك وقت دفاع عمومي واجب شد مهيا باشيد از براي دفاع " امام سعي داشتند تا با روشن كردن وظيفة مردم در دفاع از كشور توالن آنها را براي مقابله با دشمن بسيج نمايند.
تلاش براي انسجام داخلي و دعوت از مردم براي دفاع
     جنگ تحميلي در آخرين روز تابستان و يك روز قبل از آغاز سال تحصيلي و روز بازگشايي مدارس و دانشگاه‌ها آغاز شد. امام خميني در اولين پيام خود به ملت ايران از جوانان كشور خواستند تا به مدارس بروند و كار خود را شروع كنند. ايشان تلاش داشتند تا وضعيت كشور را طبيعي نگه داشته و شروع جنگ را موجب تعطيلي كار و فعاليت در كشور ندانند. ايشان همچنين در پيام خود از جمعيت‌هاي سياسي خواستند تا با دولت ايران همراهي كنند.
     امام خميني بر اساس انديشه اسلامي معتقد بودند كه وقتي كشور اسلامي مورد تهاجم ارتش بيگانه قرار مي‌گيرد، دفاع از مردم و سرزمين‌هاي كشور، اختصاص به نيروهاي رسمي نظامي ندارد. بلكه همه مردم بايستي در دفاع از نظام اسلامي و كشور خود، اقدامات لازم در حد توانايي‌هاي خويش را انجام دهند. امام خميني در سخنراني 8 مهر ماه سال 1359 مي‌فرمايند:" دفاع يك امر واجبي است بر همه كس. بر هر كس كه هر مقدار قدرت دارد، بايد دفاع بكند از اسلام... چه پيروز بشويم و چه نشويم، دفاع بايد بكنيم." ايشان همچنين در پيام 12 مهرماه سال 1359 مي‌فرمايند: "... بر تمام مسلمين، چه زن و چه مرد، دفاع از اسلام و قرآن كريم واجب است." حضرت امام پنج روز پس از آغاز جنگ، طي نامه‌اي در 5/7/1359 به علما و نمايندگان مجلس، از آنان خواستند كه در هر نقطه كه هستند، مردم را براي جنگ و درگيري با امريكا و اذناب خونخوارش چون عراق آماده كنند كه جنگ، جنگ است و عزت و شرف ميهن و دين ما در گرو همين مبارزات است و ميهن از جان عزيزتر ما، امروز منتظر است تا يكايك فرزندان خود را براي نبرد با باطل مهيا سازد. ما براي ميهن عزيزمان تا شهادت يكايك سلحشوران ايراني مبارزه مي‌كنيم و پيروزي ما حتمي است. امروز، روزي است كه تمام مردم بايد از شهرهاي خود دفاع كنند و به شهرهاي جنگ زده كمك كنند. امروز روزي است كه بر تمام ملت واجب است با سربازان و پاسداران اسلام و ايران، همكاري لازم و نزديك داشته باشند. امروز روزي است كه عشاير عزيز و غيور ما از مرزهاي كشورشان بايد دفاع نمايند... امروز، روزي است كه روحانيون ما در شهرها بايد روح شهامت و شجاعت و شهادت را در كالبد مردم بدمند. امام همچنين در 8 مهر 1359 طي سخناني فرمودند: ملت ما بايد مجهز باشند. جوان‌هاي ما بايد تدريب كنند،.... براي اينكه ممكن است در آتيه جنگ‌هاي طولاني‌تري داشته باشيم و براي اسلام بايد جنگ كنيم.... بايد همه افرادي كه قدرتمند هستند.... پافشاري كنند، نگذارند از شهر خودشان بيرون بروند. اين ضعف است. اسلام گفته است شما بايد پايداري بكنيد.... دفاع يك امر واجبي است بر همه كس. بر هر كس كه هر مقدار قدرت دارد بايد دفاع بكند از اسلام. الآن اينها هجوم كردند بر اسلام و ما بايد دفاع بكنيم.... ما مكلفيم كه جلوي آنها را بگيريم. چه پيروز بشويم و چه نشويم، دفاع بايد بكنيم. بر همين اساس ايشان حضور در جبهه‌هاي جنگ را براي همه كسانيكه قدرت جنگيدن و دفاع در برابر دشمن را داشتند، واجب كفايي مي‌دانستند. تشخيص اين امر را نيز بر عهده فرماندهان جبهه‌هاي جنگ قرار داده بودند. با ارائه ديدگاه‌هاي امام خميني، مردم مناطق جنگي به ايستادن و مقاومت در برابر دشمن تشويق گرديده و ساير مردم ايران نيز با آنها همدلي و همراهي كردند. بر اين اساس، سازماندهي افراد داوطلب آغاز و بسيج مردمي شروع و با اعزام نيروهاي داوطلب به جبهه‌هاي جنگ، عملاً تا حدود زيادي كمبود توان نيروهاي مسلح براي مقابله با قواي بعثي، ترميم گرديد.
روشن كردن ماهيت رژيم بعثي عراق و سعي در جدا كردن ملت عراق از دولت آن كشور
       امام خميني در پيام‌هاي خود سعي مي‌كردند تا حمله عراق به ايران را كار حكومت و دولت آن كشور بدانند و حساب مردم عراق در اين ماجرا را جداي از صدام و دولت عراق در نظر بگيرند. ايشان مي‌خواستند براي مردم عراق روشن كنند كه پاسخ ايران به تهاجمات عراق، مقابلة قواي ايران با مردم عراق نيست.
    ايشان در پيام خود فرمودند: " اگر عراق حّد خودش را نداند و تجاوز را تكرار بكند، آن وقت براي ملت عراق معلوم باشد كه ما با آنها هيچ كار نداريم، بلكه اين صدام حسين است كه به واسطه تحريك امريكا به ما تجاوز كرده است و ما اگر جوابي به او بدهيم، هرگز به ملت عراق كه برادر ما هستند مربوط نيست..... ملت عراق هرگز با صدام حسين موافق نيست.... ملت عراق با اسلام موافق است."
    امام خميني در اولين پيام خود پس از شروع جنگ سعي كردند تا ماهيت ضد اسلامي رژيم بعثي را براي مردم ايران و عراق روشن كنند و فرمودند: " از اولي كه اين حكومت اشتراكي روي كار آمد و مرحوم آقاي حكيم تحريم كرد و آنها را تكفير كرد، مردم عراق آنها را شناخته‌اند. اينها علماي بزرگ عراق را اعدام كردند، اينها شهر عراق را سركوب كرده‌اند. اين صدام حسين، من از اول وقتيكه روي كار آمد، تنبه دادم كه اين ديوانه است، اين عقلش درست كار نمي‌كند ولهذا با ديوانگي دارد عمل مي‌كند و خودش را به هلاكت مي‌رساند."
       يكي از شيوه‌هاي مؤثر براي كاهش توان رزمي دشمن، روشنگري ماهيت جنگ براي نظاميان ارتش متجاوز است. ايجاد ابهام و ترديد در دل نظاميان طرف مقابل براي جنگيدن با كشور قرباني تجاوز مي‌تواند بر توانايي‌هاي ملي بيفزايد. امام خميني بدين منظور چنين مي‌فرمايند: " ارتش عراق با كي جنگ مي‌خواهد بكند؟ طرفدار كي هست و مخالف كي؟ طرفدار صدام است كه اشتراكي است و كافر است؟ بر ضد كي؟ بر ضد اسلام؟ ارتش عراق بايد بداند كه اين جنگ، جنگ با اسلام است به هواداري كفر و يك همچو جنگي بر خلاف رضاي خدا ست.... خود صدام حسين، به حسب حكم شرعي، كافر است.... و طرفدار كفار است، طرفدار كارتر است و به واسطه طرفداري از كارتر و گرفتن قوا از او، دارد به ايران حمله مي‌كند و كارتر اين نوكرهاي خودش را مثل صدام حسين و مثل سادات و امثال اينها را وادار كرده است كه به ايران حمله بكنند يا به ايران صدمه بزنند."
روحيه دادن به ملت ايران و به فرماندهان جنگ و رزمندگان
      طبيعي است وقتي جنگي شروع مي‌شود نگراني‌ها و دلهره‌هاي فراواني در بين مردم ايجاد مي‌گردد. در چنين شرايطي رهبري كشور بايستي براي افزايش روحيه ملي اقدام نموده و ظرفيت‌هاي كشور را براي مقابله با دشمن بسيج نمايد. بر همين اساس بود كه امام خميني در روز آغاز جنگ فرمودند: " ملت ايران نبايد خيال بكنند كه جنگي شروع شده است و حالا فرض كنيد كه دست و پاي خودمان را گم كنيم. نه اين حرفها نيست. يك چيزي آوردند و يك بمبي اينجا انداختند و فرار كردند، رفتند. الآن هم دولت ايران جواب آنها را مشغولند كه بدهند و جواب آنها را مي‌هند. قواي بحريه شان به كلي از بين رفته است و قواي برّيه شان هم از بين خواهد رفت. شما خيال نكنيد كه يك چيزي است.... اين يك دزدي آمده است، يك سنگي انداخته و فرار كرده، رفته است سر جايش.... من به ملت ايران سفارش مي‌كنم كه چند جهت را ملاحظه كنند. يك جهت اينكه خونسردي خودشان را حفظ كنند.... يك وقت اغتشاشي از اين راه بار نيايد. يك جهت هم اينكه ممكن است.... شايعه كنند كه خود لشكر ايران و ارتش ايران و ژاندارمري ايران دارند خرابكاري مي‌كنند تا شما را وادار كنند كه با آنها مقابله كنيد. خير اينطور نيست. ارتش ايران و ژاندارمري ايران وفادارند به ما و مشغولند آنها به كوبيدن عراق." به هر حال با شروع جنگ، امام خميني سعي كردند با بيانات خود روحية مردم را بالا برده و آنها براي تحمل وضعيت جديد آماده كنند.همچنين ايشان سعي زيادي در بالا بردن روحية فرماندهان ميدان‌هاي جنگ داشتند. براي مثال پس وارد شدن تلفات در جريان عمليات طريق القدس و تنگة چزابه كه باعث افت روحي تعدادي از فرماندهان شده بود امام طي ديداري با آنها فرمودند:" شما بايد خدا را شكر كنيد كه اين عمليات اسلامي به دست شما اجرا مي‌شود، هر كس توفيق اين عمل را ندارد. امروز صبح بعد از ملاقات با تني چند از پاسداران به اين فكر افتادم كه‌اي كاش من هم يك پاسدار بودم، اينها چه مي‌كنند و من، چه كار. آنها مي‌روند با دشمن اسلام مي‌جنگند و من در اينجا هستم و نمي‌توانم. شما قدر خودتان را بدانيد. خداوند به شما عنايت داشته است كه شما را مهيا كرده تا قرآن كريم و اسلام عزيز و ميهن اسلامي را حفظ كنيد. نظام الهي مقرر كرده است تا شما براي خدمت به اسلام انتخاب شويد و اين پيش خدا ثبت است و ملائكه‌الله و خداوند پشتيبان شماست و دلتان قوي باشد. هر قدمي كه براي اسلام بر مي‌داريد قدمي است الهي كه خدا براي شما پيش آورده است. شما روي تدبير و فكر عمل كنيد، ديگر نه از كشتن بترسيد و نه از كشته شدن. عمده اين است كه قصدتان خالص باشد كه بحمدالله هست. روحيه قوي اين جوانان بيست ساله از اموري است كه انسان را به تعجب وا مي‌دارد. مقصد امروز ما اين است كه اين كشور آفت زده، غربزده و سلطنت زده را به اسلام برگردانيم و غرضي غير از اين نداريم.از مسائلي كه مي‌خواستم تذكر دهم اين است كه نظم را كاملاً رعايت كنيد. شجاعت غير از تهوّر است؛ شجاعت در جنگ حركتي است قهرمانانه روي نقشه و نظم و حساب، و حال آنكه تهوّر، بي‌حساب و نظم بر دشمن تاختن است. كارها بايد روي نظم و قاعده صورت گيرد. تكرار مي‌كنم كار وقتي روي نظم و قاعده و براي خدا بود ديگر خوفي نيست چه كسي كشته شد و چه كسي كشت. ان شاءالله، شما مؤيد به "جندالله" باشيد و پيش برويد. ديشب وقتي ديدم عراقي‌ها تعدادي زن را زير خاك كرده اند، پيش خود گفتم ما هرچه فرياد بزنيم و بخواهيم به دنيا بگوييم كه اينها چه مي‌كنند، فايده‌اي ندارد؛ چون مظلوم هستيم و نمي‌خواهيم زير بار كسي برويم، بايد اين فشارها را هم تحمل كنيم، ولي چون براي خدا كار مي‌كنيم ديگر چه باك! هرچه مي‌خواهند عليه ما تبليغات كنند و هر چه مي‌خواهند ما را بد جلوه دهند. اميرالمؤمنين علي، عليه السلام، فرمودند تمام عالم اگر پشت به من كنند، من ابا ندارم. پس وقتي كار براي خدا باشد ديگر چه باك. هركس براي خدا بيشتر كار كند بيشتر فحش مي‌شنود، كما اينكه شما پاسداران از همه بيشتر توهين شديد. خداوند شما را موفق كند. " بيان نظرات فوق از سوي حضرت امام خميني كه در واقع ديدگاه اسلام را در موضوع جنگ، مطرح كردند، باعث شد تا فرماندهان سپاه با دلي آرام و قلبي مطمئن، براي بيرون راندن ارتش متجاوز بعثي از خاك ايران عزيز، برنامه ريزي نموده و با تدبير و ابتكار عمل و مطالعه بيشتر بر روي دشمن، اقدام نمايند.  
دعوت از مردم و صاحب منصب‌هاي ارتش عراق براي قيام عليه صدام  
     ايران، مردم عراق را مسلماناني هم كيش خود مي‌پنداشت كه در همسايگي يكديگر زندگي مي‌كنند. اكثريت مردم عراق شيعياني بودند كه از ساليان دراز با ايرانيان روابط گرم و حسنه‌اي داشتند. وجود تربت پاك ائمه اطهار (ع) در آن كشور علاقه ايرانيان را به زيارت پيشوايان خود و سفر به عراق ترغيب مي‌كرد. اما اين ملت اسير يك رژيم استبدادي و ديكتاتوري به نام حزب بعث شده بود كه جنگ مي‌توانست فرصتي را براي آنها جهت بيرون آمدن از زير يوغ ظلم صدام فراهم نمايد. بنابراين امام امت، در پيام‌هاي خود مي‌سعي كردند تا اين فرصت پديد آمده در پناه جنگ را به مردم عراق نشان دهند و مي‌فرمودند: " به ملت عراق هم عرض مي‌كنم كه.... با همه قوا با اين شخص مقابله كنيد و مقاتله كنيد.... ما محمدرضا را بيرون كرديم و شما هم بايد اين شخص را بيرون بكنيد از عراق.... اين جرثومه فساد، مي‌خواهد اسلام را از بين ببرد و مي‌خواهد عربيت را به خيال خودش، آن هم نه اينكه واقعاً عقيده دارد به او، مي‌خواهد او را جانشين كند و همچو خيالي هم ندارد. مي‌خواهد امريكا را دستش را باز كند در اين ممالك اسلامي و ما جرممان اين است كه با امريكا مخالف هستيم. بايد ملت عراق بداندكه اين آدم، آدم خطرناكي است براي ملت عراق.... ملت عراق بايد با تمام قوا، كوشش كنند كه اين شخص فاسد را از بين ببرند و اين جمعيتي كه بر خلاف اسلام و بر خلاف مصالح اسلام و قرآن دارند عمل مي‌كنند، آنها را از بين ببرند."
    از سوي ديگر خنثي سازي اراده جنگي در نظاميان دشمن، هميشه از اهداف جنگ رواني است. گرچه جنگ در جبهه‌ها جريان مي‌يابد ولي قدرت اصلي در تسليم سازي اراده دشمن است. امام خميني سعي داشتند كه با اين شيوه سران ارتش عراق و نظاميان آن كشور را وادار به تفكر نمايند و آنها را به خود آورند و فرمودند: " سربازهاي ارتش عراق و صاحب منصب‌هاي ارتش عراق بايد بدانند كه جنگ با ايران، جنگ با اسلام است، جنگ با قرآن است، جنگ با رسول‌الله است و اين از اعزم محرماتي است كه خداي تبارك و تعالي از او نمي‌گذرد. شما هم همان كار را بكنيد كه ارتش ايران نسبت به شاه سابق كردند. همان طوري كه آنها رها كردند او را و متصل شدند به ملت و سربازها از پادگان‌ها فرار كردند و به ملت متصل شدند، شما هم فرار كنيد و قواي خودتان را صرف اين كنيد كه اين جرثومه فساد را از بين ببريد....... اين شخص را از بين ببريد و يكي را خودتان به جاي او بگذاريد. ما هم كمك شما هستيم در اينكه از خود شما، از ملت شما يك نفر حكومت عراق را اداره كند..... اين فاسد را از بين ببريد، با ملت همراه بشويد. امام خميني همچنين در پيامي به ارتش و ملت عراق در 2 مهر 1359 كه سه روز پس از آغاز جنگ صادر شد، از ارتش عراق خواستند كه به ارتش ايران ملحق شود. ايشان فرمودند: ارتش عراق بداند كه ايران با آغوش باز از برادران ايماني ارتشي عراقي خود پذيرايي و پشتيباني مي‌كند. ايشان همچنين از مردم عراق خواستند با اعتصاب‌ها و مخالفت‌ها از دادن ماليات و پول آب و برق به دولت غير قانوني كافر بعثي خود‌داري و با راهپيمايي‌هاي ميليوني، عمل جنايتكاران عراقي را محكوم نمايند. به نظر مي‌رسد با آغاز جنگ، امام خميني تلاش كردند تا ضمن نشان ندادن اضطراب و ضعف، روحيه مردم را بالا برده و جنگ را يك مسئله عادي جلوه دهند. امام نه تنها از بروز جنگ ناراحت نشدند، بلكه آنرا فرصتي براي حل مشكل صدام در منطقه مي‌دانستند. " به هر حال امام خميني با سرعت و جديت وارد مديريت كلام اداره جنگ شدند و سعي كردند تا روحيه مقاومت را در اراده‌هاي مردم ايران بدمند و آنها را در برابر آزمايش بزرگ تاريخي خود، سربلند بيرون آورند.آقاي هاشمي رفسنجاني مي‌گويد: "وقتي صدام جنگ را شروع كرد،امام فرمودند:آنها به دام افتادند. الان بايد مسئله عراق را حل كنيم و در اين باره بسيار جدي بودند." همچنين امام خميني از مردم خواستند تا در هر كجا كه هستند در برابر ارتش متجاوز عراق بايستند و مقاومت نمايند.نخستين مقاومت‌هاي مردمي با سازماندهي سپاه‌هاي شهرهاي مرزي صورت گرفت و مراكز سپاه با سرعت يك جبهه نيروهاي داوطلب را عليه تجاوز ارتش عراق شكل دادند.با اين سياست امام خميني توانستند از بين مردم ايران بيش از 2 ميليون بسيجي داوطلب را در طول جنگ و بدون كاربرد اجبار به جبهه‌هاي جنگ بفرستد. با تهاجم گسترده ارتش عراق به سرزمين ايران، سياست جمهوري اسلامي بر اين قرار گرفت تا زماني كه خاك ايران در اشغال ارتش متجاوز عراق قرار دارد، هيچگونه آتش بسي را نپذيرد و تا زماني كه حتي يك نظامي دشمن در خاك ايران حضور دارد از قبول صلح خودداري نمايد. امام خميني در روز 12 آبان سال 1359 در جمع دانشجويان مسلمان پيرو خط امام مي‌فرمايند: " ما هم صبر داريم و هم حوصله... بيست سال هم اين جنگ طول بكشد ما ايستاده ايم." همچنين امام خميني با پيامي كه در روز دوم جنگ براي قواي مسلح صادر كردند، از نيروهاي مسلح پشتيباني كرده و از زحمات آنان قدرداني نموده و اطاعت از شوراي فرماندهي را لازم دانستند. ايشان همچنين تضعيف قواي مسلح را عقلاً و شرعاً حرام و كمك به ضد انقلاب دانستند. در چنين شرايطي امام به ارتش هويت داده و سعي در افزايش روحيه و انگيزه جنگي آن نمودند. با توافق امام، بسياري از افسران و اعضاي جدا شده از ارتش فراخوان شده و به خدمت بازگشتند. جمهوري اسلامي، خطاهاي بعضي از افراد ارتش را حتي به خاطر همكاري با رژيم شاهنشاهي و نيز هماهنگي و كمك به كودتاي موسوم به نوژه ناديده گرفت. در واقع جنگ موجب حفظ ارتش و احساس نياز به آن شد.
تشكيل شوراي عالي دفاع و تلاش براي توسعه انضباط در نيروهاي مسلح
    در دوران جنگ عالي‌ترين نهاد پيش‌بيني شده در ساختار اداري جمهوري اسلامي ايران كه مسئوليت تصميم گيري در حوزه مسائل دفاعي تحت نظر رهبري را داشت،شوراي عالي دفاع بود. در اين شورا عالي‌ترين مقامات سياسي و نظامي كشور عضو بودند. گرچه شوراي عالي دفاع بر طبق قانون اساسي، وظايف مشخصي را بر عهده داشت ولي با آغاز جنگ، امام خميني طي حكمي در تاريخ 20 مهر 1359 وظايف و اختيارات اين شورا را تبيين نمودند. بر اين اساس كليه امور مربوط به جنگ، اعم از اداره مناطق جنگي، تبليغات و اخبار مربوط به جنگ و سياست خارجي مربوط به دفاع بر عهده اين شوراي قرار گرفت. اين شورا موظف بود تا تمام قواي مسلح را هماهنگ نمايد و هيچ گروه يا شخصي حق تخلف از اوامر شوراي مذكور را نداشت. رسانه‌هاي گروهي و مطبوعات، حق پخش مصاحبه‌ها يا نطق‌ها و نوشته‌ها را بدون مراجعه و دستور از شوراي مذكور نداشتند. كليه بيانيه‌ها و نوشته‌ها و تبليغات و پخش اعلاميه‌ها بدون اجازه مستقيم از شوراي مذكور ممنوع بود. نخستين جلسه شوراي عالي دفاع سه هفته پس از آغاز جنگ و در 21 تاريخ مهر ماه 1359 در تهران تشكيل گرديد.امام خميني در بازسازي توان ارتش اقدامات فراواني انجام دادند و علاوه بر تعيين روز 29 فروردين به عنوان روز ارتش در هر فرصتي براي افزايش انضباط در ارتش تلاش مي‌كردند. براي مثال با گذشت چهار ماه از آغاز جنگ، در تاريخ اول بهمن 1359 امام خميني طي يك بيانيه 11 ماده‌اي از نيروهاي مسلح خواستند تا انضباط را دقيقاً حفظ كرده و از كارهايي كه مخالف انضباط است، اجتناب نمايند. ايشان از تمام افراد نيروهاي مسلح خواستند تا از فرماندهان خود اطاعت كنند و وحدت فرماندهي را از مسائل مهم سرنوشت سازي دانستند كه بدون آن پيروزي ميسر نيست و عدم مراعات آن، فاجعه آفرين است. ايشان فرار از جنگ را از گناهان بزرگ در اسلام دانستند و بر هماهنگي جميع قواي نظامي و غير نظامي تأكيد كردند. از فرماندهان هم خواستند تا با سربازان و افراد به اصطلاح زير دست خود به شيوه اسلامي - انساني رفتار نمايند و آنان را با عواطف خود دلگرم نمايند و با اعمال پسنديده خود از آنان سربازاني فداكارتر بسازند. همچنين ايشان اعلام كردند: كساني كه از ارتش بازي خورده عراق به ايران پناهنده شوند، مورد عفو و محبت و اغماض هستند و با آنان چون برادران خودمان رفتار مي‌شود و كسي حق ندارد به غير از رفتار انساني - اسلامي با آنان رفتار كند. به تمامي سربازان و درجه‌داران و افسران و صاحب منصبان عراقي و غير عراقي اعلام مي‌شود كه در صورت تسليم به لشكر اسلام، مورد عفو واقع مي‌شوند و پس از جنگ، در صورتيكه مايل باشند در ايران مي‌مانند و در صورتي كه تقاضا كنند، آنان را به كشور خودشان با احترام بر مي‌گردانند. اينجانب به عموم ارتش عراق نصيحت مي‌كنم كه گول حزب كافر بعث را نخوردند و با برادران اسلامي خود جنگ نكنند و متوجه باشند تا صدام كافر آنان را در خدمت امريكا به برادركشي اغوا نكند. ايشان در اين پيام به ارتش و سپاه پاسداران و ژاندارمري و بسيج و همه نيروهاي مسلح نظامي و غير نظامي تأكيد كردند كه با هماهنگي هر چه بيشتر بر دشمن بتازيد و از اختلاف كه از وسوسه‌هاي شيطان و به سود شياطين است بپرهيزيد و از فرماندهان اطاعت كنيد و به خداي متعال اعتماد و اتكا نماييد و كشور خود را از شر شياطين، با وحدت كلمه نجات دهيد و به اطمينان خاطر و صبر و شكيبايي، همچون سربازان صدر اسلام به جنگ و دفاع از كشور عزيزمان ادامه دهيد كه خداوند متعال پشت و پناه شماست و شما به خواست پروردگار بزرگ پيروزيد. ايشان همچنين از دوستان پشت جبهه خواستند كه از كارهايي كه ممكن است جنگنده‌هاي عزيز در جبهه‌ها را دلسرد كند، احتراز نمايند و در پايان به خواهران و برادراني كه در محيط جنگ به زندگي دلاورانه خود ادامه مي‌دهند درود فرستاده و اعلام داشتند در مقابل صبر و استقامتتان خاضع و خاشعند.... به هيچ وجه ترس و بيم در خود راه ندهيد.... متحد شويد كه در سايه اتحاد، پيروزيتان بر ابرقدرتها حتمي است. بازيابي قدرت ارتش در باز گرداندن نظم و انضباط و انسجام در سلسله مراتب فرماندهي آن،تصور مي‌شد. بنابراين مجموعه اقداماتي بدين منظور صورت مي‌گرفت وسخنان امام خميني هم با توجه به اين موضوع انجام مي‌شد تا علاوه بر آن، روحيه ارتش نيز بازسازي گردد.
امام خميني و ديپلماسي جنگ
      با گذشت چند روزي از جنگ، دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي با سفر به عراق و ايران، در جهت آتش بس و پايان دادن به جنگ، تلاش نمود. آقاي حبيب شطي دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي در رأس هيئتي به ايران آمد و با مسئولين كشور از جمله امام خميني ديدار كرد امام خميني در صبح روز 28 مهر 1359 خطاب به ايشان مطالبي به اين شرح بيان كردند كه مي‌توان آنها را شرايط ايران براي خاتمه دادن به جنگ تلقي نمود:"الآن جنگ در ايران است و اين خود دليل بر تهاجم آنها بر ماست و اگر ما مهاجم بوديم در عراق بوديم. بدون هيچ سابقه و بدون هيچ دليلي با پايمال كردن تمام مواضع بين المللي، صدام اقدام به هجوم به ايران كرد.... البته هر كس اين چنين جناياتي بكند و شهرها و روستاهاي ما را بگيرد، آرزو مي‌كنم آتش بس برقرار باشد. او خورده است و برده است و ظلم كرده است و ما، خسارات بدون جهت ديده ايم. اين امري است كه اين طور امكان ندارد. دولت‌ها اگر مي‌خواهند عملي بكنند و صلح و صفا باشد، بايد با آن كسي كه مهاجم بوده است و هجوم كرده است به يك مملكت اسلامي.... با او قتال كنند تا اينكه برگردد به امر خدا. برگشتن به امر خدا، مجرد اين نيست كه از كشور ما بيرون برود، خسارات ايران را، خسارات مالي ايران را - خسارات جاني قابل جبران نيست - بايد جبران كند و قواي خودش را بيرون بكشد و دستش را از مملكت عراق كوتاه كند و حكومت غاصب خودش را كنار بگذارد و ملت عراق را آزاد بگذارد، براي اينكه سرنوشت خودشان را بدست بگيرند. مسئله نزاع بين يك حكومت و حكومت نيست، مسئله هجوم يك بعث عراقي غير مسلم است بر يك حكومت اسلامي و اين قيام كفر عليه اسلام است و بر همه مسلمين قتال بر او واجب است.... ما هرگز بنا نداريم در مملكت ديگري دخالتي بكنيم يا هجومي بكنيم، هجوم از طرف آنها ست و بر خلاف ميل ملت است. اين حكومت‌ها بيايند و ملت عراق را آزاد كنند و آزادي ملت عراق را تضمين كنند. ببينند كه ملت عراق آيا اين حكومت را مي‌خواهد يا نمي‌خواهد؟.... صدام آن قدري كه به مملكت خودش جرم مرتكب شده است و آن قدري كه رجال ديني و اسلامي را قتل عام كرده است، آنقدر به مملكت ما تجاوز نكرده است.... ما با كسي دعوا نداريم لكن خسارات عراق و ايران را مي‌خواهيم. ما مي‌خواهيم اسلام را حفظ كنيم و با بودن اين حزب در عراق، اسلام در خطر است، درخطر كفر است.... ما از خداي تبارك و تعالي مي‌خواهيم كه بين مسلمين اتفاق و وحدت باشد تا ديگران ما را نچاپند و ما خودمان مستقل باشيم و كشور خودمان را، خودمان اداره كنيم." در پايان اين ديدار دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي از امام خميني پرسيد: آيا اجازه مي‌دهند كه عده‌اي از رؤساي دولت‌هاي اسلامي در رأس هيئتي جهت بررسي به ايران بيايند و با شما ديدار كنند، امام در پاسخ فرمودند: " براي رسيدگي به جنايات صدام، آمدن به ايران مانعي ندارد." همچنين امام خميني در واكنش به درخواست رئيس‌جمهور عراق براي پذيرش آتش بس در روز 8/7/1359 طي سخناني فرمودند: " صدام حسين دستش را دراز كرده براي اين كه با ما مصالحه كند. ما با او مصالحه نداريم. يك آدمي است كه كافر است، يك آدمي است كه فاسد است، مفسد است و مفسد را ما نمي‌توانيم با او مصالحه كنيم. ما تا آخر با آنها جنگ خواهيم كرد و انشاء‌الله تعالي پيروز خواهيم شد... اينها براي اين كه فاسد و مفسد هستند، ما با اين اشخاص مذاكره نمي‌كنيم. بله، اگر اينها بروند كنار و از همه جا بروند و بيرون بروند از همه جا و تسليم بشوند، ما آن وقت ممكن است به واسطه اينكه بين مسلمين خيلي تفرقه نشود، ما هم يك سكوتي بكنيم." ارزيابي امام خميني از درخواست آتش بس از سوي عراق اين بود كه: "صدام زماني به دروغ پيشنهاد صلح مي‌كرد كه ايران زير تاخت و تاز صداميان خونخوار بسر مي‌برد، او با اين مقصد شيطاني تصميم داشت هر چه زودتر خوزستان را تصرف نموده و با در دست داشتن منابع بزرگ نفتي و حمايت قدرتهاي جهانخوار، منطقه را به آتش و خون بكشد، چرا كه ديو سركش نفس حيواني او حد و مرزي نمي‌شناسد و تا منطقه از لوث وجود او پاك نشود روي امنيت نخواهد ديد."
    از سوي ديگر پس از تشكيل اجلاس سران عرب در اردن كه با تحريم كشورهايي مانند سوريه و ليبي همراه بود، كنفرانس سران كشورهاي اسلامي در 21 دي ماه 1359 برابر با 21 ژانويه 1981 در شهر طائف عربستان تشكيل شد. امام خميني اعلام كردند كه اگر صدام در اين كنفرانس شركت كند، ايران در آن شركت نخواهد كرد و از سران كشورهاي اسلامي خواستند تا با استناد به آيات قرآن كريم، موضعي اسلامي مبني بر طرد متجاوز اتخاذ نمايند. به هر حال اين كنفرانس بدون حضور ايران و با شركت رئيس‌جمهور عراق تشكيل شد. صدام به مدت 80 دقيقه در اين كنفرانس صحبت كرد و در حالي كه قواي نظامي عراق در داخل خاك ايران مشغول جنگ بودند اعلام كرد كه ايران متجاوز است. در ادامه، عراق در اين كنفرانس با تنزل از ادعاهاي سابق خود، خواست كه ايران بپذيرد كه قرارداد الجزاير اجرا شود و تكليف حاكميت شط العرب روشن و خطوط مرزي زميني پياده شود. اين در حالي بود كه ايران هيچگاه منكر قرارداد الجزاير نشده بود. اين كنفرانس در تلاش براي پايان دادن به جنگ، يك هيئت حسن نيت با حضور رؤساي كشورهاي پاكستان، تركيه، بنگلادش، گامبيا، سنگال، گينه، ياسر عرفات و حبيب شطي دبيركل كنفرانس اسلامي تشكيل داد تا به هر دو كشور مسافرت و با شنيدن سخنان طرفين پيشنهاد خود را ارائه نموده و در صورت موفقيت آميز بودن تلاش‌هاي ميانجي گري، يك نيروي پاسدار صلح اسلامي براي نظارت بر آتش بس تشكيل دهد. گرچه ايران با اصل تشكيل كنفرانس طائف مخالف بود ولي به دلايل سياسي و با اين اميد كه اين هيئت بتواند به تجاوزات عراق پايان دهد با سفر آن هيئت به ايران موافقت كرد. هيئت منتخب سازمان كنفرانس اسلامي به رياست آقاي احمد سكوتوره رئيس‌جمهور گينه در 9/12/1359 و با حضور رؤساي جمهور پاكستان، بنگلادش و گامبيا و نخست‌وزير تركيه و وزراي خارجه كشورهاي سنگال، بنگلادش، مالزي، پاكستان و تركيه و همچنين آقايان ياسر عرفات و حبيب شطي وارد تهران شد و در بعد از ظهر همان روز با اعضاي شوراي عالي دفاع ايران وارد گفتگو شد. اين در حالي بود كه كميسيون‌هاي خارجه و دفاع مجلس شوراي اسلامي در روز قبل از آن طي بيانيه‌اي هر گونه مذاكره با دشمن را به صورت مستقيم و غير مستقيم محكوم و اعلام كردند كه ايران براي پيروزي بر دشمن تنها يك راه دارد و آن جنگ است، جنگ تا زماني كه خاك ميهن ما در اشغال ارتش متجاوز بعث عراق است. شوراي عالي دفاع 3 پيشنهاد به عنوان شرايط آتش بس و برقراري صلح به هيئت منتخب كنفرانس اسلامي به شرح ذيل ارائه كرد:
الف ـ تشخيص متجاوز و تنبيه او
ب ـ قبول آتش بس پس از خروج متجاوز از خاك ايران
ج ـ اعلام پذيرش عملي قرارداد 1975 از سوي عراق
     اين هيئت صرفاً براي آگاهي از نظرات ايران به تهران آمده بود و پيشنهاد خاصي نداشت. اين هيئت با امام خميني نيز در 10/12/1359 در حسينيه جماران ملاقات كردند. امام خميني در اين ديدار خطاب به آنها فرمودند: " ملت ايران و عراق برادرند و هر دو با هم هستند و هر دو ملت، دشمن اين حكومت عراق هستند.... شما اگر بخواهيد به اسلام فكر كنيد، بايد آيات قرآن را منشأ قرار بدهيد همانطوريكه دستور داده آيه قرآن كه چنانچه يك طايفه‌اي از مسلمين ـ بر فرض اينكه اينها مسلم باشند ـ يك طايفه‌اي از مسلمين به طايفه‌اي ديگر هجوم بكند بر همه مسلمين واجب است كه با او قتال كنند. شما به همين يك واجب الهي عمل بكنيد. ما بيشتر از شما توقعي نداريم.... تجاوز را ببينيد.... يك نمايندگاني تعيين كنيد بفرستيد در سر حدّات، در بلادي كه مورد تجاوز اينها است، مشاهده كنيد... اگر تشخيص داديد كه ما تجاوز كرديم با ما جنگ كنيد و اگر تشخيص داديد كه آنها تجاوز كرده‌اند با آنها جنگ بكنيد. صلح بين اسلام و كفر معنا ندارد. هيچ مسلمي نبايد خيال كند كه بين اسلام و غير اسلام و مسلم و غير مسلم بايد صلح ايجاد بشود. بايد به حكم خدا عمل بشود. بايد ما همه تابع قرآن كريم باشيم.... اينجا آراء ملت حكومت مي‌كند. اينجا ملت است كه حكومت را در دست دارد. اين ارگان‌ها را ملت تعيين كرده است و تخلف از حكم ملت براي هيچ يك از ما جايز نيست و امكان ندارد. شما اگر مأموريتي داريد براي اينكه اين آتش جنگ را بخوابانيد ـ كه آن هم آمال همه مسلمين است ـ بايد متجاوز را به پاي ميز محاكمه بكشيد و متجاوز را تأديب كنيد.... از صدام بخواهيد، تحكم كنيد بر او كه از كشور ما برود بيرون و لشكر او از تجاوز دست بردارد. بعد از اينكه از تجاوز دست برداشت، يك هيئت بين‌المللي در اينجا باشد.... رسيدگي كنند به جناياتي كه شده است. اگر ما جنايتكار هستيم، ما را تأديب كنند و اگر صدام جنايتكار است، صدام را تأديب كنند. اين طريقه اسلام است. اين هيئت سپس به بغداد و عربستان سفر و بار ديگر در 13/12/1359 به ايران بازگشت و پيشنهادهاي مكتوب براي برقراري صلح ارائه داد. اين پيشنهادها در جلسه 15/12/1359 در شوراي عالي دفاع و در حضور همه اعضا مطرح و به دليل آنكه در آن هيچ اصل و اساس مشخصي براي حل و فصل اختلافات معين نشده بود و به اعتبار قرارداد 1975 اشاره‌اي نداشت و مسئله رسيدگي به تجاوز عراق و تعديل متجاوز مورد توجه قرار نگرفته بود و تضميني براي خروج بي‌قيد و شرط نيروهاي متجاوز از خاك ايران در كوتاهترين زمان ممكن پيش‌بيني نشده بود مورد موافقت قرار نگرفت. ولي قرار شد اين هيئت به رفت و آمدهاي خود ادامه دهد گرچه اميد چنداني به موفقيت آن نبود.
تعيين شرايط ايران براي پايان دادن به جنگ
   امام خميني در دوره‌هاي مختلف به بيان شرايط ايران براي پايان دادن به جنگ مي‌پرداختند. براي مثال در 17/12/1360 رؤساي جمهور گينه، پاكستان، بنگلادش و نخست‌وزير تركيه و حبيب شطي دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي به تهران آمدند.آنها از ايران خواستند تا آتش بس را پذيرفته و درباره اروند رود مذاكره نمايد ولي مرزهاي زميني بر اساس قرار داد الجزاير باشد. آنها از قول رئيس‌جمهور عراق گفتند كه صدام مي‌گويد پس از آتش بس، مذاكره درباره اروندرود صورت گيرد و سپس خروج نيروهاي عراق از خاك ايران آغاز شود. ايران همان شروط سابق خود را براي پايان دادن به جنگ مطرح نمود و علاوه بر آن خواستار بازگشت آوارگان عراقي به كشورشان شد. امام خميني در اين باره در سخنان مورخة 18/12/1360 مي‌فرمايند: " صدام به حسب آن مثلي كه گفته شده است كه يك ديوانه سنگ را در چاه مي‌اندازد و پنجاه عاقل يا بيشتر نمي‌توانند بيرون بياورند، اين يك ديوانه‌اي بود كه يك اقدامي كرد و يك سنگي را در چاه انداخت و موجب زحمت ملت خودش، ملت ما و ساير ملتها گرديد، كه حالا دست به دامن دولت‌ها شده است تا آنها بيايند و وساطت كنند و ميانجيگري كنند، او را نجات بدهند. او ديگر قابل نجات نيست و ما هم يك قدم عقب نخواهيم نشست. مصالحه با جنايتكار و سازش با جنايتكاران، اين يك جنايتي است بر مردم متعهد و يك جنايتي است بر اسلام. ما حرفمان از روز اول تا حالا و بعدها معلوم است. ما جنايتكار را كه در كشورمان هست، مي‌گوييم بايد برود. مسلمانها هم موظف‌اند به حسب شرع مطهر به اينكه بيايند و اينها را بيرون كنند.... ما حزب بعث را جنايتكاراني مي‌دانيم كه در حال صلح و جنگ در جنايتند." همچنين ايشان در 24/12/1360 مي‌فرمايند:".... ايران كه مي‌گويد تا از خانه ما بيرون نرويد و تا جرم‌هايي كه كرديد معلوم نشود كه شما مجرم هستيد و تا ضررهايي كه به ايران زديد جبران نشود و حكم به جبران نشود، صلح معنا ندارد. براي اينكه صلح بدون اينها، يعني يك مقدار از خاك ما دست آنها باشد و بعد بگويند گرفتيم اين را و مال خودمان. اين ضررهايي كه به ايران وارد شده است كه ضررهاي انسانيش بسيار با اهميت و ضررهاي مادي‌اش هم همين طور، اين ضررها را زديد حالا بياييم صلح كنيم. يك مقداري از خاك ايران مال ما باشد و حدش را بياوريم اين ور آبادان مثلاً، حدش را قرار بدهيم خونين شهر، اين صلح است. ما مي‌گوييم به همه كشورهاي اسلامي و تمام كشورهاي عرب و غير عرب، ما مي‌گوييم كه ما حَكَم را قرآن قرار مي‌دهيم.... ما مي‌گوييم به دنيا كه بياييد ببينيد كه ما در خاك عراقيم يا عراق در خاك ماست؟ اگر ما در خاك عراقيم شما با ما جنگ كنيد و اگر عراق در خاك ماست به حسب قرآن كريم تجاوز كرده، فئ? باغيه است و فئ? باغيه را بايد با او قتال كنيد. ما از قتال شما هم گذشتيم و اميدي به اين نداريم، لااقل محكوم كنيد اگر به قرآن عمل نمي‌كنيد كه قتال كنيد و او را با سرنيزه بيرون كنيد از كشور اسلامي، لااقل محكوم كنيد او را و اگر محكوم هم نمي‌كنيد لااقل بي‌صدا باشيد، بي‌طرف باشيد. چه شده اينها را كه نه به قرآن اعتنا دارند و نه به حكم عقل اعتنا دارند و نه به مسائل بين المللي، به هيچي اعتنا ندارند.... به صدام هم مي‌گويم كه من يك راه براي تو سراغ دارم و آن راه انتحار است. همانطوري كه هيتلر بعد از آنكه به شكست رسيد خودش را كشت، تو هم اگر مردي و مثل هيتلري خودت را بكش. " آنچه مهم است مشاهده مي‌شود كه صدام در عين جنگيدن با ايران،تلاش‌هاي سياسي زيادي را براي وادار كردن ايران به مذاكره بر سر اروند رود انجام مي‌دهد. اما از سوي دستگاه سياست خارجي ايران هيچگونه طرحي كه بتواند ابتكار عمل پايان دادن به جنگ و ايجاد فشار بر روي دولت عراق را به دست گيرد، ارائه نمي‌شود.فقط اين امام خميني است كه شرايط ايران را براي خاتمه دادن به جنگ اعلام مي‌كند ولي فعاليت ديپلماتيك موثري از سوي وزارت امور خارجه صورت نمي‌گيرد.
بركناري بني صدر
     یكي از اقدامات مهم امام خميني در دوران جنگ كنار زدن بني صدر از فرماندهي كل قوا بود كه زمينه را براي حذف وي از قدرت فراهم آورد. با اوج گيري اختلافات بين اكثريت نمايند مجلس و جريانات خط امام با رئيس‌جمهور و عدم موفقيت هيئت‌هاي حل اختلاف، به ناچار امام خميني در تاريخ چهارشنبه 20 خرداد 1360 طي نامه‌اي خطاب به ستاد مشترك نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران مرقوم فرمودند: " آقاي ابوالحسن بني صدر از فرماندهي نيروهاي مسلح بركنار شده‌اند." اين در حالي بود كه بني صدر در كرمانشاه بسر مي‌برد و نگراني از فرار وي از كشور وجود داشت. امام بلافاصله در 21/3/1360 طي حكمي خطاب به تيمسار ولي‌الله فلاحي مرقوم فرمودند: " تا تعيين تكليف جانشين فرماندهي نيروهاي مسلح، ستاد مشترك مجاز است با استفاده از اختيارات مقام رهبري، مأموريت‌ها و وظايف محوله را انجام دهد. " متعاقب كنار گذاشتن بني صدر از فرماندهي كل قوا، امام خميني در 24/3/1360 در طي ديداري با كليه فرماندهان نظامي سراسر كشور آنها را درباره وضعيت كشور و همچنين لزوم تقويت پيوند ارتش و ملت توجيه نمودند و از آنها خواستند كه مراقب باشند با كنار گذاشتن بني صدر از فرماندهي كل قوا در ارتش ضعف پيدا نشود و رژيم عراق تلاش نكند تا روحيه ارتش ما را پايين بياورد. ايشان خطاب به فرماندهان نيروهاي مسلح فرمودند: " شما اگر بعد از اين واقعه، يكي دو تا پيروزي پيدا بكنيد.... صدام ديگر نمي‌تواند تبليغ بكند به اينكه روحيه‌ها ضعيف شده است. روحيه‌ها سر جاي خودش هست، فرماندهان سر جاي خودشان هستند. هيچ قضيه تازه‌اي واقع نشده، رئيس‌جمهور رياست جمهوريش را بكند، لازم نيست كه رئيس قوا هم باشد. " پس از رأي اكثريت قاطع نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مبني بر عدم كفايت سياسي آقاي ابوالحسن بني صدر، امام خميني ايشان را از رياست جمهوري اسلامي ايران در اول تيرماه 1360 عزل نمودند. البته امام خميني پس از قيام مسلحانه منافقين در 1/4/1360 طي سخناي در حسينيه جماران خطاب به مردم فرمودند: " من بسيار متأسفم از اينكه كوشش كردم كه در اين دوره اول جمهوري اسلامي اين طور مسائل پيش نيايد و اين طور عزل و نصب‌ها نشود، لكن با كمال كوششي كه كردم اينها نتوانستند بفهمند. من با زبان‌هاي مختلف آنها را دعوت كردم به اين كه رها كنند اين راهي را كه در پيش دارند و با ملت ايران اينطور نكنند. من مي‌خواستم كه تمام اين كساني كه در كار دولتمردي هستند تا آخر انقلاب و پيروزي انقلاب، همه در محل خودشان باقي باشند و اين جمهوري اسلامي را همه با هم به آخر برسانند و به پيروزي مطلق، لكن دست‌هايي در كار بود و گرگ‌هايي بود در بين اينها، كه نگذاشتند آن مطلبي را كه مي‌خواستيم نشود، نشود."
تدابير دفاعي امام خميني
      امام خميني در طول دوران جنگ و در مواقع حساس تدابير مهمي را براي مدافعين جبهه‌ها ارائه مي‌فرمودند كه بسيار راهگشار بود. براي مثال در حالي كه احتمال اشغال و تصرف شهر آبادان از سوي ارتش عراق مي‌رفت، امام خميني طي سخناني در حسينيه جماران در صبح روز 14 آبان سال 1359 خطاب به روحانيون حاضر كه در آستانه ماه محرم به ديدار ايشان رفته بودند، فرمودند: من منتظرم كه اين "حصر آبادان از بين برود". " بايد اين حصر شكسته بشود". "مسامحه نشود در آن، حتماً بايد شكسته بشود. فكر اين نباشند كه ما اگر اينها هم آمدند بيرونشان مي‌كنيم. اگر اينها آمدند، خسارات بر ما وارد مي‌كنند. نگذارند اينها بيايند در آبادان وارد بشوند. از خرمشهر، اينها را بيرون بكنند. حال تهاجمي بگيرند." در تمام دوراني كه آبادان در محاصره قرار داشت، نماز جمعه اين شهر به طور مرتب زير آتش ارتش عراق، به امامت آيت‌الله جمي برگزار مي‌شد. امام خميني در تجليل از اين اقدام در 14/11/1360 مي‌فرمايند: " من وقتي جماعت‌هاي روز جمعه بعضي از بلاد خوزستان مثل آبادان و اهواز و دزفول را مي‌بينم واقعاً پيش خودم يك مباهاتي مي‌كنم كه ما يك همچه جاهايي را داريم. اسلام يك همچه مناطقي را دارد. منطقه‌اي كه هر آنش دارد بمباران مي‌شود، جماعتش به آن قدرت، امام جماعت‌هايش به آن قدرت صحبت مي‌كنند، جمعه‌اش به آن طور با عظمت ايجاد مي‌شود. جمعه‌اي كه در بلاد جنگي ايجاد مي‌شود غير جمعه‌اي است كه در تهران يا قم يا در جاهاي ديگر ايجاد مي‌شود. آنجا يك خاصيت خاصي دارد. جمعه‌هاي اين بلاد جنگي، روحيه به ايران مي‌دهد، روحيه به ارتش مي‌دهد."
تشويق رزمندگان و فرماندهان و تجليل از شهيدان
      در جريان همة عمليات‌هاي انجام شده عليه دشمن، امام خميني از فرماندهان و رزمندگان تجليل و آنها را براي تداوم پيروزي‌ها تشويق كرده‌اند. براي مثال امام خميني طي پيامي در پاسخ به نامه فرماندهان ارتش و سپاه پس از شكست حصر آبادان، ضمن تبريك و تقدير از رزمندگان و فرماندهان عمليات ثامن الائمه، آن را "پيروزي بزرگ" ناميدند. اين عمليات اولين عمليات مشترك ارتش و سپاه بود كه در آغاز سال دوم جنگ، انجام شد. اين عمليات اولين پيروزي بزرگ ايران در جبهه‌هاي جنگ بود كه جزء عمليات‌هاي كاملاً موفق و نسبتاً گسترده به حساب مي‌آيد. امام خميني در پيام خود به مناسبت اين عمليات، مرقوم فرمودند: " اميد است... آخرين پيروزمندي را كه بيرون راندن نيروهاي متجاوز كافر از سرزمين‌هاي ميهنمان است، ملت شريف به زودي مشاهده كند."
     همچنين امام خميني در مواقع مختلف از شهيدان و خانواده‌هاي صبور آنها تجليل مي‌كردند. براي مثال پس از شهادت تعدادي از فرماندهان ارشد نيروهاي مسلح در پي شكست حصر آبادان بر اثر سقوط هواپيماي نظامي در پيامي مرقوم فرمودند: با كمال تأسف و تأثر، خبر دلخراش اين سانحه هوايي را دريافت كردم.ايشان براي شهداي اين ضايعه اسفناك كه در راه هدف و آرمان اسلامي به شهادت رسيدند، از خداوند متعال طلب رحمت كردند و از ملت خواستند كه با شجاعت و قدرت و مجاهدت و افزودن پشتكار، ياد آنان را زنده و به جهاد، چون آنان، ادامه دهند و در جبهه و پشت جبهه، پيروزي آفرينند.
      تشويق رزمندگان و مدافعان جبهه به طور مرتب و در هر عملياتي ادامه داشت. براي مثال پس از پيروزي در عمليات طريق القدس ايشان چنين مرقوم فرمودند: آنچه براي اينجانب غرورانگيز و افتخارآفرين است روحية بزرگ و قلوب سرشار از ايمان و اخلاص و روح شهادت طلبي اين عزيزان- كه سربازان حقيقي ولي‌الله الاعظم ارواحنا فداه - هستند، "و اين است فتح الفتوح". من به ملت بزرگ ايران و به فرماندهان شجاع، قبل از آنكه پيروزي شرافتمندانه و بزرگ خوزستان را تبريك بگويم، وجود چنين رزمندگاني را كه در دو جبهة معنوي و صوري و ظاهر و باطن از امتحان، سرافراز بيرون آمده اند، تبريك مي‌گويم.مبارك باد بر كشور عزيز ايران و بر ملت شريف، رزمندگاني چنين قدرتمند و عاشقاني چنين محو جمال ازلي و سربازاني چنين دلباخته كه شهادت را آرزوي نهايي خود و جانبازي در راه محبوب را آرمان اصيل خويش مي‌دانند. افتخار بر رزمندگاني كه جبهه‌هاي نبرد را با مناجات خويش و راز و نياز با محبوب خود، عطرآگين نمودند. فخر و عظمت بر جوانان عزيزي كه در راهي قدم برداشته و پاسداري از مكتبي مي‌كنند كه شكست ناپذير و سرتاپا پيروزي است. و ننگ بر آنان كه در راهي، جان خود را هدر مي‌دهند و عِرض و آبروي خود را مي‌برند كه پيروزي شان، شكست و زندگيشان، ننگ آفرين است. اينجانب از فرماندهان محترم و رزمندگان عزيز قواي مسلح نظامي و انتظامي، ارتش و سپاهي و بسيج مستضعفان و ژاندارمري و شهرباني و عشاير محترم و نيروهاي نامنظم و مردمي تشكر و قدرداني مي‌كنم. درود بر شما و بر همه آنان كه براي اسلام و كشور عزيز خود، حماسه مي‌آفرينند. از خداوند تعالي، پيروزي نهايي رزمندگان اسلام و سلامت و سعادت همگان را خواهانم. والسلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته.
     همچنين در همان روز اول عمليات فتح المبين كه آثار پيروزي بزرگ رزمندگان اسلام مشخص شد امام خميني در تاريخ 2/1/1361 پيام زير را منتشر و بر فرماندهان و رزمندگان اين عمليات درود فرستادند: " اخبار غرور آفرين جبهه‌هاي نبرد عليه قواي شيطاني را يكي پس از ديگري دريافت نمودم. قلم قاصر است كه احساسات خويش را ابراز كنم. به قواي مسلح اسلامي ـ كه خدايشان نصرت آخرين را نصيب فرمايد ـ تبريك عرض مي‌كنم. مبارك باد بر شما عزيزان افتخار آفرين، پيروزي بزرگي را كه با ياري ملائكه‌الله و نصرت ملكوت اعلي نصيب اسلام و كشور عزيز ايران، كشور بقيه‌الله الاعظم ـ اروحناله الفداء ـ نموديد. رحمت واسع? خداوند بر آن مادران و پدراني كه شما شجاعان نبرد در ميدان كارزار و مجاهدان با نفس در شبهاي نوراني را در دامن پاكشان تربيت نمودند. مژده باد به شما جوانان برومند در تحصيل رضاي پروردگار كه از بالاترين سنگرهاي روحاني و جسماني ظاهري و باطني پيروزيد. مبارك باد بر بقيه‌الله ـ ارواحناله الفداء ـ وجود چنين رزمندگان ارزشمند و مجاهدان في سبيل‌الله كه آبروي اسلام را حفظ و ملت ايران را روسپيد و مجاهدان راه خدا را سر افراز نموديد. ملت بزرگ ايران و فرزندان اسلام به شما سلحشوران افتخار مي‌كنند. آفرين بر شما كه ميهن خود را بر بال ملائكه‌الله نشانديد و در ميان ملل جهان سرافراز نموديد. مبارك باد بر ملت، چنين جوانان رزمنده‌اي و بر شما چنين ملت قدرداني كه به مجرد فتح و پيروزي توسط رزمندگان به دعا و شادي برخاستند. اينجانب از دور دست و بازوي قدرتمند شما را كه دست خداوند بالاي آن است مي‌بوسم و بر اين بوسه افتخار مي‌كنم. شما دِيْن خود را به اسلام عزيز و ميهن شريف ادا كرديد و طمع ابر قدرتها و مزدوران آنان را از كشور خود بريديد و سخاوتمندانه در راه شرف و عزت اسلام جهاد كرديد. يا لَيْتَني كُنْتُ مَعَكُمْ فَاَفُوزَ فَوْزاً عَظيماً. درود بر فرماندهان بزرگوار رزمندگان و بر همه مجاهدان راه عظمت كشور و اسلام و نفرت و لعنت بر منافقان و منحرفاني كه مي‌خواستند يكي از انبارهاي مهمات چنين مجاهداني را به آتش بكشند و غضب و سخط خداوند بر آن خدانشناساني كه با كمك به صدام عفلقي مي‌خواستند او را نجات دهند و شكر بي‌پايان خداوندي را كه توانستيد با شكست مفتضحانه، نيروهاي كفر را در بارگاه قادر متعال بي‌آبرو و در پيشگاه ملتهاي مسلمان منفور نماييد. من از خداوند تعالي نصرت نهايي شما عزيزان و شكست مخالفان حق را خواستارم. درود بر شما و رحمت خدا بر شهيدان راه حق و شهداي جبه? نبرد حق عليه باطل. والسلام علي عباد‌الله الصالحين ". همچنين ايشان بار ديگر در پيامي مفصل‌تر در تاريخ 10/1/1361 اين شكل پيروزي‌ها و سلحشوري‌ها را بي‌نظير يا كم نظير دانستند كه دشمناني كه تا بُن دندان با سلاح‌هاي سنگين و سبك مدرن غربي و شرقي مسلح بودند در ظرف كمتر از يك هفته آنچنان مات شوند كه هر چه دارند بگذارند و فرار نمايند و يا تسليم شوند. ايشان بُعد معنوي رزمندگان را موجب خضوع در برابر آنان دانستند و مرقوم فرمودند: "اينجانب هر وقت با يكي از اين چهره‌ها روبرو مي‌شوم و عشق او را به شهادت در بيان و چهره نورانيش مشاهده مي‌كنم احساس شرمساري و حقارت مي‌كنم ". ايشان همچنين در پيام ديگري به مناسبت 12 فروردين 1361 مصداق ظاهر آي? هُوَ الَّذي اَنْزَلَ الْسَكينَه في قُلُوبِ الْمُومِنينْ را رزمندگان جبهه و مصداق ظاهر آي?: وَقَذَفَ في قُلُوبِهِمْ الْرُعبْ فَريقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأسِرونَ فَريقاً را در فتح مبين متحقق دانستند و فرمودند: "خداوندا هرچه هست از توست و اميد آن داريم كه اين عنايت و حمايت را ادامه دهي تا پيروزي نهايي و پس از آن نيز تا آنگاه كه دشمنان تو و اسلام در نبرد با جنود‌الله و حزب‌الله هستند و تا استقرار حكومت‌الله ". در مجموع امام خميني ظرف حدود 10 روز سه بار از رزمندگان شركت‌كننده در عمليات فتح مبين،تجليل بعمل آوردند كه اين موضوع هم بيانگر اهميت اين عمليات بود وهم نشان دهنده عمق رضايت ايشان از اين عمليات ظفرمند به حساب مي‌آيد.
تقدير از فتح خرمشهر
      بنيانگذار جمهوري اسلامي با شنيدن خبر فتح خرمشهر در همان روز پيامي را صادر فرمودند كه ضمن نشان دادن اهميت آزاد سازي خرمشهر، ديدگاه خود را نسبت به دفاع اسلامي، رزمندگان سلحشور و پيروزي بر دشمن بيان كردند. در اين پيام، امام "با يقين به آنكه پيروزي فقط از جانب خداوند است " وما النصر الا من عند‌الله " از فرزندان اسلام و قواي سلحشور مسلح كه دست قدرت حق از آستين آنان بيرون آمد و كشور بقيه‌الله الاعظم را از چنگ گرگان آدم خوار كه آلت‌هايي در دست ابر قدرتان خصوصاً آمريكاي جهان خوارند، بيرون آورد و نداي‌الله اكبر را در خرمشهر عزيز طنين انداز كرد و پرچم پر افتخار لا اله‌الله را بر فراز آن شهر خرّم ـ كه با دست پليد جنايتكاران غرب به خون كشيده شده و خونين شهر نام گرفت ـ بيفراشت، تشكر كردند. و فرمودند كه آنان به يقين مورد تقدير ناجي بشريت و برپا كننده عدل الهي در سراسر گيتي مي‌باشند و به آرم " و ما رميت اذ رميت ولكن‌الله رمي " مفتخرند. ايشان رزمندگان متعهد و فداكار و قواي سلحشور مسلح را " عزيزان و نور چشمان اسلام " خواندند كه اين فتح و نصر عظيم را با توفيق الهي و ضايعات كم و غنائم بي‌پايان، براي اسلام و ميهن عزيز، افتخار ابدي هديه آوردند. ايشان همچنين به ملت عظيم الشّأن ايران، داشتن چنين فرزندان سلحشور جان بركفي را كه نام آنان و كشورشان را جاويدان كردند، تبريك گفتند. ايشان همچنين از مردم و نيروهاي مسلح خواستند كه هوشيار باشند كه پيروزي هر چند عظيم و حيرت انگيز است آنها را از ياد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست، غافل نكند و فرمودند غرور فتح، شما را به خود جلب نكند كه اين آفتي بزرگ و دامي خطرناك است كه با وسوسه شيطان به سراغ آدم مي‌آيد و براي اولاد آدم تباهي مي‌آورد. ايشان همچنين در اين پيام به حكومت‌هاي همجوار و منطقه نصيحت كردند كه از اطاعت بي‌چون و چراي آمريكا و بستگان آن دست برداريد و بدانيد كه قدرت‌هاي بزرگ شماها را براي منافع خويش به هلاكت مي‌كشند و در پايان نيز براي قواي مسلح اسلام و فداكاران قرآن كريم و ميهن عزيز ايران، دعا كردند و سلامت و سعادت و پيروزي آنان را خواستار شدند. امام خميني هشت ماه پس از فتح خرمشهر به اين پيروزي بزرگ اينگونه مي‌نگرند: "ما نبايد فتح‌هاي بزرگ مثل خرمشهر را از ياد ببريم كه دشمن با همه تجهيزات در سنگرهاي بسيار محكم با عده و عدد بسيار كمين كرده بود و در مقابل عده‌اي از سلحشوران متعهد اسلام از بيابان باز به آنان تاخته و خداوند آنچنان رعب و وحشت را بر دشمنان ما غلبه داد كه با اسارت هزاران نظامي و غنيمت‌هاي بسيار، باقي مانده اشرار با فضاحت تمام روبه فرار گذاشته و شهرها را رها كردند. رزمندگان عزيز ما نبايد اين پيروزي معجزه آسا را جز با مددهاي الهي ببينند و اگر چنين شد غرور آنها خلاصه مي‌شود در اينكه ما مورد عنايت قادر متعال هستيم و از خود چيزي نداريم و آنچه داريم از اوست و بايد به راه او نثار كنيم و اينجاست كه خداوند عنايات خود را ادامه مي‌دهد."
تصميم به ختم جنگ
    يكي از مهم‌ترين نقش‌هاي امام خميني در دوران جنگ تصميم به موقع ايشان براي خاتمه دادن به جنگ هشت ساله با پذيرش قطعنامة 598 بود. ايشان خود در اين باره مي‌نويسند.
بسم‌الله الرحمن الرحيم
      با ياري خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبياء بزرگوار الهي و ائمه معصومين صلوات عليهم اجمعين حال كه مسئولان نظامي ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي‌باشند، صريحاً اعتراف مي‌كنند كه ارتش اسلام به اين زودي‌ها هيچ پيروزي به دست نخواهند آورد و نظر به اين كه مسئولان دلسوز نظامي و سياسي نظام جمهوري اسلامي از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي‌دانند و با قاطعيت مي‌گويند كه يك دهم سلاح‌هايي را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده‌اند به هيچ وجه و با هيچ قيمتي نمي‌شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از ده‌ها گزارش نظامي سياسي است كه بعد از شكست‌هاي اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشيني فرمانده كل نيروهاي مسلح،فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندهاني است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌هاي شيميايي و نبود وسائل خنثي كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي‌نمايم و براي روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتي از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ 2/4/1367 نگاشته است اشاره مي‌شود، فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلي كه در طول پنج سال به دست مي‌آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته‌باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300 هواپيماي جنگي و 300 هليكوپتر...كه از ضرورت‌هاي جنگ در آن موقع است - داشته باشيم مي‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. وي مي‌گويد قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند، او آورده است البته آمريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود. اين فرمانده مهمترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعيد به نظر مي‌رسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر اين مطالب مي‌گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست. آقاي نخست‌وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ مي‌گويند تنها سلاحهائي را كه در شكست‌هاي اخير از دست داده‌ايم به اندازه تمام بودجه‌اي‌است كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود. مسئولان سياسي مي‌گويند از آنجا كه مردم فهميده‌اند پيروزي سريعي به دست نمي‌آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزيزان از هر كس بهتر مي‌دانيد كه اين تصميم براي من چون زهر كشنده است ولي راضي به رضاي خداوند متعال هستم و براي صيانت از دين او و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبروئي داشته باشم خرج مي‌كنم، خداوندا ما براي دين تو قيام كرديم و براي دين تو جنگيديم و براي حفظ دين تو آتش بس را قبول مي‌كنيم.خداوندا تو خود شاهدي كه ما لحظه‌اي با آمريكا و شوروي و تمام قدرتهاي جهان سرسازش نداريم و سازش با ابرقدرتها و قدرتها را پشت كردن به اصول اسلامي خود مي‌دانيم. خداوندا در جهان شرك و كفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حيله و دوروئي ما غريبيم، تو خود ياريمان كن. خداوندا در هميشه تاريخ وقتي انبياء و اوليا و علماء تصميم گرفته‌اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعه‌اي دور از فساد و تباهي تشكيل دهند با مخالفتهاي ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌‌هاي زمان خود مواجه شده‌اند.خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را براي رضاي تو قرباني كرديم غير از تو هيچكس را نداريم ما را براي اجراي فرامين و قوانين خود ياري فرما، خداوند از تو مي‌‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصيبم فرمائي. گفتم جلسه‌اي تشكيل گردد آتش بس را به مردم تفهيم نمايند. مواظف باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحا مي‌گويم بايد تمام همتتان در توجيه اين كار باشد. قدمي انحرافي حرام است و موجب عكس العمل مي‌شود. شما مي‌دانيد كه مسئولان رده بالاي نظام با چشمي خونبار و قلبي مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي‌مان چنين تصميمي گرفته‌اند خدا را در نظر بگيريد و هر چه اتفاق مي‌افتد از دوست بدانيد، و السلام علينا و علي عباد‌الله الصالحين.          روح‌الله الموسوي الخميني شنبه 25/تير/67
    مختصری از نقش امام خميني در دفاع مقدس
* امام در تمام سخنراني‌هاي خود در دوران جنگ، ديدگاه‌هاي خود را براي مردم بيان مي‌كردندو اهداف اسلام را در دفاع دنبال مي‌كردند
*امام خميني بر اساس انديشه اسلامي معتقد بودند كه وقتي كشور اسلامي مورد تهاجم ارتش بيگانه قرار مي‌گيرد، دفاع از مردم و سرزمين‌هاي كشور، اختصاص به نيروهاي رسمي نظامي ندارد. بلكه همه مردم بايستي در دفاع از نظام اسلامي و كشور خود، اقدامات لازم در حد توانايي‌هاي خويش را انجام دهند
*با ارائه ديدگاه‌هاي امام خميني، مردم مناطق جنگي به ايستادن و مقاومت در برابر دشمن تشويق گرديده و ساير مردم ايران نيز با آنها همدلي و همراهي كردند
*امام خميني طي مصاحبه‌اي در 17/7/1359 ديدگاه‌هاي خود را نسبت به جنگ اين گونه بيان مي‌كنند: " ما به تبع اسلام با جنگ هميشه مخالفيم و ميل داريم كه بين همه كشورها آرامش و صلح باشد. لكن اگر جنگ را بر ما تحميل كنند، ما و تمام ملتمان جنگجو است و با تمام قوا مقابله مي‌كنيم
*امام خميني در دوران جنگ ابعاد مختلف احكام دفاع را براي مردم روشن كردند
 *امام بر اساس انديشه اسلامي معتقد بودند كه وقتي كشور اسلامي مورد تهاجم ارتش بيگانه قرار مي‌گيرد، دفاع از مردم و سرزمين‌هاي كشور، اختصاص به نيروهاي رسمي نظامي ندارد. بلكه همه مردم بايستي در دفاع از نظام اسلامي و كشور خود، اقدامات لازم در حد توانايي‌هاي خويش را انجام دهند
*بنيانگذار جمهوري اسلامي با شنيدن خبر فتح خرمشهر در همان روز پيامي را صادر فرمودند كه ضمن نشان دادن اهميت آزاد سازي خرمشهر، ديدگاه خود را نسبت به دفاع اسلامي، رزمندگان سلحشور و پيروزي بر دشمن بيان كردند. در اين پيام، امام "با يقين به آنكه پيروزي فقط از جانب خداوند است " وما النصر الا من عند‌الله " از فرزندان اسلام و قواي سلحشور مسلح كه دست قدرت حق از آستين آنان بيرون آمد و كشور بقيه‌الله الاعظم را از چنگ گرگان آدم خوار كه آلت‌هايي در دست ابر قدرتان خصوصاً آمريكاي جهان خوارند، بيرون آورد و نداي‌الله اكبر را در خرمشهر عزيز طنين انداز كرد و پرچم پر افتخار لااله‌الله را بر فراز آن شهر خرّم ـ كه با دست پليد جنايتكاران غرب به خون كشيده شده و خونين شهر نام گرفت ـ بيفراشت، تشكر كردند
*امام خميني در پيام‌هاي خود سعي مي‌كردند تا حمله عراق به ايران را كار حكومت و دولت آن كشور بدانند و حساب مردم عراق در اين ماجرا را جداي از صدام و دولت عراق در نظر بگيرند. ايشان مي‌خواستند براي مردم عراق روشن كنند كه پاسخ ايران به تهاجمات عراق، مقابلة قواي ايران با مردم عراق نيست
*امام خميني در طول دوران جنگ و در مواقع حساس تدابير مهمي را براي مدافعين جبهه‌ها ارائه مي‌فرمودند كه بسيار راهگشار بود.
*در جريان همة عمليات‌هاي انجام شده عليه دشمن، امام خميني از فرماندهان و رزمندگان تجليل و آنها را براي تداوم پيروزي‌ها تشويق كرده‌اند. براي مثال امام خميني طي پيامي در پاسخ به نامه فرماندهان ارتش و سپاه پس از شكست حصر آبادان، ضمن تبريك و تقدير از رزمندگان و فرماندهان عمليات ثامن الائمه، آن را "پيروزي بزرگ" ناميدند
*يكي از مهم‌ترين نقش‌هاي امام خميني در دوران جنگ تصميم به موقع ايشان براي خاتمه دادن به جنگ هشت ساله با پذيرش قطعنامة 598 بود.
حمیده وفاداری مهریزی    شماره دانشجویی 911112283      دانشگاه علم و هنر یزد