روزه داري و فاكتورهاي بيوشيميايي خون (2)

جهت آشنايي بيشتر با كتاب آموزندهي اسلام علمي ترين دين بشريت اينجا كليك بفرماييد.


جهت آشنايي بيشتر با كتاب آموزندهي اسلام علمي ترين دين بشريت اينجا كليك بفرماييد.

زن در آیینه دفاع مقدس (2)
در حماسه 45 روزه مقاومت خرمشهر، زنان نقش بسزایی ایفا کردند. آن ها در واقع میدان دار اصلی این فعالیت سخت و جانفرسا بودند. با کم شدن تعداد مردان، زنان بار امدادگری و رسیدگی به مجروحین را به دوش گرفتند. فعالیت های آنان عبارت بودند از پرستاری و انتقال مجروحین به بیمارستان، نظافت محیط بیمارستان، شناسایی شهدا، حفر زمین برای تدفین آنان و حتی نگهبانی از اجساد مطهرشان در قبرستان خرمشهر. در اینجا بود که زنان حتی سلاح برداشتند و دوشادوش مردان جنگیدند.
بقیه در ادامه مطلب.....
خاطرات شهید محلاتی (2)
از آن روز كه امام به ايران آمدند چه خاطره اي داريد آيا با امام ملاقاتي داشتيد يا نه؟
روزي كه امام به ايران آمدند ، حاج آقا خانه نبودند مادرم و خواهر هايم و برادرهايم خانه ما بودند با امام ملاقات خصوصي نداشتيم ولي عمومي زياد ايشان را ملاقات كرديم چه در مدرسه علوي و رفاه و چه در حسينيه جماران وقتي هيئت دولت و يا نماينده هاي مجلس به ديدار امام مي رفتند ما هم مي رفتيم ولي ملاقات خصوصي ما بعد از شهادت حاج آقا بود دوازده روز بعد از شهادت ايشان ، دوازده تا كارت حاج آقا توسلي براي ما فرستادند و ما به ملاقات ايشان رفتيم تا سه سال اين برنامه بود كه ما با امام در آن اتاق كوچك ملاقات خصوصي داشتيم
امام در اين ملاقات چه صحبتهايي براي شما داشتند ؟
.براي خواندن به ادامه مطلب برويدبا کاروان عشق (2)

(پزوهشي تازه پيرامون قيام امام حسين عليهالسلام)
اشاره:
از چندي پيش بر آن شديم تا با فرا رسيدن ايام سوگواري حضرت سيد الشهدا عليه السلام، شما را با سلسله مقالاتي از کتاب گرانسنگ "پس از پنجاه سال" نوشته تاريخ پژوه فرزانه، دکتر سيد جعفر شهيدي ميهمان کنيم.
در اين ايام جانگداز، با کمال تاسف و حسرت با خبر شديم که اين استاد فاضل و محقق انديشمند که از مدتي پيش در بستر بيماري به سر مي بردند در پي تحمل رنج بسيار، عاقبت به ديار حق شتافتند.
بدون ترديد اين ضايعه اسف بار و تاثر انگيز براي جهان اسلام خسران و ثلمه اي بزرگ خواهد بود.
رو حشان شاد و سعيشان در پيشگاه حق ماجور باد.
مقاله نخست از سلسله مقالات حاضر را از اينجا مشاهده نماييد.
-----------------------------------------------------------------
ولا تقتلوا النفس التي حرم الله الا با لحق
(بني اسرائيل: 32)
...کسي که چگونگي حادثه کربلا را به دقت ميخواند و از کشتار دستهجمعي خاندان پيغمبر اسلام- آنهم با چنان وضع دلخراش- آگاه ميگردد، و ميبيند مردم به ظاهر مسلمان کوفه با فرزند پيغمبر خود و ياران او همان کردند که با کافران ميکردند اگر از احکام حقوقي و جزائي اسلام مطلع باشد براي او اين سوال پيش ميآيد که:
اگر يزيد براي حفظ حکومت خود اصل مسلم اسلامي را ناديده گرفت، اگر عاملان يزيد در شام و حجاز و عراق گوش به فرمان حاکم بودند، و به مسلماني و آيين اين دين اهميتي نميدادند، اگر کوشش حاکم کوفه منحصر بدين بود که دمشق را راضي نگاه دارد تا دو روزي بيشتر در شغل خود باقي بماند، و يا گرفتار بازخواست نشود، اگر سپاهيان سه ايالت شام، حجاز و عراق تا آن درجه به حکومت وفادار بودند که دين خود را در پاي او قرباني ميکردند- همان ديني که آنچه داشتند از آن داشتند.
بدون شک در سال شصت و يکم هجري عدهاي که شمار آنان اندک نبود در کوفه، بصره، مدينه، مکه و دمشق بسر ميبردند که خود در آن انجمن حاضر و سخنان محمد (ص) را بگوش خويش شنيده بودند. حسين و ياران او چه جرمي مرتکب شده بودند که فقه مسلماني کيفر آن را قتل ميدانست؟
ديني که آنان را از کهتري به مهتري بالا برده بود- چه شد که اجتماع مسلمان آن روز در مقابل اين حادثه تا آن حد خونسردي و بياعتنايي نشان داد؟
چرا مردم اين سرزمينهاي پهناور و پرجمعيت حالت تماشاگر صحنه را بخود گرفتند؟
چه شد که پس از گذشت نيم قرن آن اندازه از فقه اسلام و احکام دين بياطلاع ماندند که ندانستند چگونه منکري ميکنند و چه تنگي دامنگيرشان ميشود؟
منکري که به نص قرآن حرام است. چرا قتل نفس به ناحق در ديده آنان بيمقدار گرديد؟
هنوز بيش از نيم قرن از انجمن کذايي حجةالواع نميگذشت، انجمني که مردمان مختلف از سراسر حجاز در آن حاضر بودند.در اين انجمن پيغمبر اسلام به مردم گفت:
«سخن مرا بشنويد زيرا نميدانم سال ديگر شما را خواهم ديد يا نه. مردم! خون و مال شما بر يکديگر حرام است تا روزي که پروردگار خود را ملاقات کنيد!»
بدون شک در سال شصت و يکم هجري عدهاي که شمار آنان اندک نبود در کوفه، بصره، مدينه، مکه و دمشق بسر ميبردند که خود در آن انجمن حاضر و سخنان محمد (ص) را بگوش خويش شنيده بودند. حسين و ياران او چه جرمي مرتکب شده بودند که فقه مسلماني کيفر آن را قتل ميدانست؟ اگر جرمي نداشتند چرا مسلمانان دست روي دست نهادند تا سپاهيان کوفه آنان را بکشند. در کوفه هنوز عدهاي از صحابه پيغمبر ميزيستند که شمار آنان در خور توجه است اينها ميتوانستند با همکاري گروه بزرگي از تابعين و سران شهر، حاکم کوفه را مجبور کنند تا راه ديگري جز آنچه پيش گرفت اختيار کند ولي چنين نکردند، چرا؟
کوفه مدت پنچ سال مرکز خلاقت علي بود. مردم کوفه در جنگ جمل و صفين و نهروان پدرحسين را ياري کردند پيش روي او کشتند و کشته شدند، اما در چنين حادثه بزرگ چنان خاموش گشتند که گويي گرد مرگ بر سر آنان پاشيده بودند، چرا؟ از کوفه که بگذريم در سال شصت ويکم عدهاي از ياران پيغمبر در شام به سر ميبردند و بعضي از آنان در نظر يزيد مقامي والا داشتند. چرا در اين حوزه مسلماني هيچگونه اقدامي براي مخالفت با اين فاجعه به عمل نيامد؟
درست است که وسايل ارتباطي آن روز چنان نبود که مردم بسرعت از حوادثي که ميگذشت با خبر شوند، اما مردماني از اين ايالتهاي بزرگ که دست در کار سياست بودند از چند ماه پيش ميدانستند پايين اين ماجرا چه خواهد بود. پيش از حرکت حسين به عراق و نيز در بين راه عراق عدهاي به او برخوردند و خطر را تذکر دادند، اما اين تذکر، هيچگونه عملي را همراه نداشت و از حد راهنمايي دلسوزانه فراتر نرفت.
از کوفه که بگذريم در سال شصت ويکم عدهاي از ياران پيغمبر در شام به سر ميبردند و بعضي از آنان در نظر يزيد مقامي والا داشتند. چرا در اين حوزه مسلماني هيچگونه اقدامي براي مخالفت با اين فاجعه به عمل نيامد؟
ميتوان گفت گزارش گونهاي بود از آنچه اين سياحتگران ديده بودند. آنان که در حجاز بسر ميبردند ميديدند شام و حاکم کوفه با چه شتابي نيروي خود را بسيج ميکند، ميدانستند که پيکاري خونين در پيش خواهد بود، ولي آنچه از عکسالعمل اين دسته در تاريخ ميبينيم سخناني است که از حدود پناه بر خدا، يا خدا نکند که چنين شود، فراتر نميرود. اينان نه تنها براي جلوگيري از جنگ اقدامي نکردند، بلکه پس از کشته شدن پسر دختر پيغمبرشان ماهها و سالها دست روي دست گذاشتند و تا مرگ يزيد بخاموشي گراييدند. مهمترين عکسالعملي که پس از حادثه در اين ايالت ديده شده دريغ خوردن و احيانا شيون و گريه بود.
ادامه دارد ...
قسمت اول این مبحث مهم در زمینه عزاداری سید الشهدا را خواندید. در این قسمت ادامه بحث را مطالعه بفرمایید. مطرح كردنمواردسست معارف اسلامى و ورود خواب در عرصه معارف و یا ملاقات هاى دروغین. اعتقادى كه با خواب درست شود با خواب هم مىرود. در كجاى معارف اسلامى داریم كه اهل بیت(ع) كسى را با خواب و رؤیا هدایت كرده باشند، در كجاى سیره اهل بیت ملاقات با ولى الله الاعظم به این ابتذالى در آمده است كه هم اینك در كتابها نوشته و در جلسات گفته مىشود. آقایى در كتابش مىنویسد: عیال اینجانب مكرر حضور امام زمان شرفیاب شده است! و یا آدرس امام زمان(عج) این است!! اینها نه تنها خدمت به امام زمان(عج) نیست بلكه ضربه به این اعتقاد مقدس است كه بیش از 350 آیه قرآن تأویل به آن شده و ده ها دلیل محكم و متقن دارد. مرحوم علامه سید مهدى بحرالعلوم كه از اعاظم علماى امامیه است مىگوید در زمان غیبت كبرى براى بعضى از حاملین اسرار و علماى ابرار توفیق تشرف حاصلمی گرددو به دیدار امام نائل مىشوند ولى چون مأمور به كتمان دیدارند حكم خدا را در پوشش اجماع ابراز مىدارند.(36) شیخ انصارى این نظر را پذیرفته و فرموده، در غایت ندرت است(37) حصول آن را براى او حدى من العلما قبول كرده است.(38) آیتالله العظمى وحید خراسانى بارها فرمودند ملاقات در غیبت كبرى به دو صورت واقع مىشود؛ 1. ملاقات در حال اختیار؛ 2. ملاقات در حال اضطرار. ملاقات در حال اختیار منحصر به افرادى نظیر سید بن طاووس است كه احیاناً امام را دیده و شناخته و از او كسب فیض كردهاند اما ملاقات در حال اضطرار مربوط به افرادى است كه در حال گرفتارى شدید به ذیل عنایت امام توسل مىشوند و امام خود یا توسط افرادى كه دارند از او دستگیرى مىنمایند و نیز فرمودند آنها كه در اثر لیاقت و شایستگى به فیض دیدار موفق مىشوند به كسى نمىگویند. با ذکر یا حسین به ادامه مطلب برویدآسیب
شناسی محرم و عزاداری آن (2)


جریان لیلا و حضرت علی اکبر علیه السلامدامادی حضرت قاسم علیه السلامتحریف تعداد کشته شدگان در روز عاشوراواقعیت اربعینوقایع شب عاشورا |
نقل میكنند كه یكی از علمای بزرگ در یكی از شهرستانها تا اندازهای درد دین داشت و همیشه به این دروغهایی كه روی منبر گفته میشد اعتراض می كرد و تعبیرش هم این بود كه میگفت این زهرماریها چیست كه بالای این منبرها میگویند؟ واعظی به او گفت اگر اینها را نگوییم اصلا باید در دکان را تخته كنیم. آن آقا جواب داد اینها دروغ است و نباید گفته شود. از قضا چندی بعد خود این آقا بانی شد و مجلسی در مسجد خودش تشكیل داد و همان واعظ را دعوت كرد. ولی قبل از شروع منبر به واعظ گفت من میخواهم به عنوان نمونه یك مجلسی ترتیب بدهم كه در آن، روضه دروغ نباشد و تو هم مقید باشی كه جز از كتابهای معتبر، هیچ روضهای نخوانی و یا به تعبیر خودش گفت كه از آن زهرماریها نباید چیزی بگویی. واعظ هم گفت چون مجلس مال شماست، اطاعت می شود. شب اول خود آقا در محراب رو به قبله نشسته بود، منبر هم كنار محراب بود، آقای واعظ صحبتهایش را گفت و موقع خواندن روضه شد. شروع كرد به خواندن روضه و خود را مقید كرده بود كه جز روضه راست چیزی نگوید اما هرچه گفت مجلس تكان نخورد و مجلس همین طور یخ كرده بود. آقا دید عجب، این مجلس مال خودش هست بعد مردم چه میگویند، تصور میکنند که لابد آقا نیتش پاك نیست كه مجلسش نمیگیرد. اگر آقا خودش نیتش درست باشد، اخلاص نیت داشته باشد، حالا كربلا شده بود. دید كه آبرویش می رود به فکر رفت که چه بكند؟ یواشكی و زیر چشمی به واعظ گفت یك كمی از آن زهرماریها قاطی كن.
با ذکر یا حسین به ادامه مطلب بروید

حادثه عاشورا به عنوان یکی از وقایع بسیار مهم که از طرفی نماد جهاد و شهادت و پیکار است و از سوی دیگر مسیر و راهانسانیت را به جامعه بشری نشان می دهد، کلاسی است پر از معارف الهی و انسان سازی. از آن رو که زن و مرد و پیر و جوان در این حادثه حضور داشتند، لذا ابعاد و زوایای مختلفی در آن نمایان است.
روی هر صفت و اخلاقی که دست بگذارید در همه ابعادش و با همه نوع مخاطبی می توانید در عاشورا ببینید. از صبر و استقامت و ایثار و جهاد گرفته تا برخورد با همسر و فرزند و همبستگی و همکاری .
در این میان شیوه های تبلیغی امام حسین علیه السلام نیز از این قاعده مستثنا نیست. اگر به درستی کنکاو کنیم خواهیم دید که شیوه های تبلیغی آن حضرت با کوچک و بزرک و زن و مرد و دوست و دشمن چگونه بوده است.
با ذکر یا حسین به ادامه مطلب بروید